فرازهایی از وصیّت­نامه­ شهید سیّدولی آقامیرزائی:

شایسته­ ترین لباس خدمت به خدا و خلق خدا؛ جامه مقدّس پاسداری است

شایسته­ ترین لباس خدمت به خدا و خلق خدا؛ جامه مقدّس پاسداری است
روزی که لباس مقدّس پاسداری را به تن کردم، این احساس به من دست داد که شایسته­ ترین لباس خدمت به خدا و خلق خدا و اسلام عزیز همین لباس است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پاسدار شهید سیّد ولی آقامیرزایی در اولین روز از اسفندماه سال 1337 در خانواده­ ای اصیل و متدیّن از سلاله­ی پاک حضرت ختمی مرتب محمّد المصطفی(ص) در شهرستان بیجار گروس دیده به جهان گشود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

پدرش سید عباس و مادرش حلیمه خانم نام داشت. اگرچه در شناسنامه تنها به کلمه ولی اکتفا شده است، اما با نام ولی الله به گوش او اذان و اقامه نواخته شد. ولی الله در کانون گرم و با صفای خانواده­ای که عشق به اهل بیت عصمت و طهارت در آن موج می زد، رشد و نمو یافت و با رسیدن به سن هفت سالگی راهی مدرسه شد و تا پایه­ چهارم ابتدایی در زادگاهش در دبستان خاقانی به تحصیل علم پرداخت.

,

 

,

به علّت مهاجرت خانواده شهید آقا میرزایی به تهران، ولی الله دو سال دوره­ مقدماتی را در تهران به پایان رسانید و موفّق به اخذ مدرک ششم نظام قدیم شد و به دبیرستان راه یافت.

,

 

,

سیّد ولی الله پس از دو سال تحصیل در دبیرستان خسرو تهران، به علّت فقر مالی خانواده از ادامه­ تحصیل باز ماند و در یک کارگاه مکانیکی مشغول به کار شد و پس از چند سال فعّالیّت در حرفه­ مکانیکی مهارت کامل پیدا کرد. ولی الله کل در آمدش را به خانواده اش می داد و به این ترتیب کمک کار خانواده اش بود.

,

 

,

شهید آقامیرزایی با رسیدن به سن هجده سالگی به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد. ماه­های پایانی خدمت ایشان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ص) مصادف شد. با صدور فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی مبنی بر ترک پادگان­ها توسط سربازان و کادر ارتش، سید ولی الله محل خدمت خود را ترک و در صف مردم انقلابی قرار گرفت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با بازگشت به پایگاه محل خدمتش، در تیر ماه سال 1358، دوران خدمت سربازی را در تیپ 2 لشکر 28 پیاده­ کردستان به پایان رساند.

,

 

,

سیّد ولی الله همزمان با شکل گیری سپاه پاسداران در شهرستان بیجار، به عنوان مکانیک به عضویّت سپاه شهرستان بیجار درآمد و لباس سبز پاسداری را به تن کرد. سید ولی الله پس از شروع فعّالیّت در سپاه، در اوایل اردیبهشت ماه سال 1360 به سنّت پیامبر گرامی اسلام(ص) لبیک گفت و به امر مقدّس ازدواج اهتمام ورزید.

,

 

,

چند ماه بیشتر از ازدواج سیّد ولی الله نمی گذشت که پس از ماه­ها ایثار و از خودگذشتگی­ در روز سی­ام بهمن ماه همان سال به هنگام بازگشت از ماّموریّت در جاده­ سنندج – بیجار در محل روستای حصار سفید در محاصره­ مزدوران استکبار جهانی که از قبل در مسیر بازگشت سیّد ولی الله و همرزمانش کمین کرده بودند قرار گرفت. نیروهای ضد انقلاب قصد داشتند شهید آقامیرزایی و دو پاسدار همراهش را به اسارت درآورند، ولی شهید آقامیرزایی و همرزمانش در کمال شجاعت به مصاف دشمن می روند و سربلند و خونین بال شهادت را به آغوش می کشند و به دشمنان اسلام و منقلاب این پیام را می دهند: ملّتی که شهادت دارد اسارت ندارد.

,

 

,

فرازهایی از وصیّت­نامه­ شهید سیّدولی آقامیرزائی:

, فرازهایی از وصیّت­نامه­ شهید سیّدولی آقامیرزائی:,

 

,

روزی که لباس مقدّس پاسداری را به تن کردم، این احساس به من دست داد که شایسته­ ترین لباس خدمت به خدا و خلق خدا و اسلام عزیز همین لباس است.

,

 

,

شهادت؛ سعادتی بی مثال است که نصیب هرکس نمی شود. وقتی من شهادت برادران همرزمم را با چشمان خود می بینم به حال آنان غبطه می خورم و اشک حسرت می ریزم و می گویم: خدایا! این افتخار را نیز نصیب من کن.

,

 

,

برادر جان! اگر من شهید شدم سجده­ شکر به جای آور و به مادر و خواهرانم بگو برایم اشک نریزند، که من از علی اکبر امام حسین(ع) و قاسم بن حسن(ع) بالاتر نیستم و بدانید که تمام روزها عاشورا و تمام زمین ها کربلاست.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه