اندر احوالات دوازدهمین جشنواره ملی تئاتر مهر کاشان؛
برویم خانه تلویزیونمان را ببینیم!/ زوال تدریجی یک جشنواره تئاتر اجتماعی
من که قرار بود با کارگردانها مصاحبه کنم، از همان شب دوم به مصاحبه با آنها خاتمه دادم. زیرا کارگردانی که در صحنه حرفی برای گفتن نداشته باشد، چه میخواهد به من خبرنگار بگوید؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، این روزها، شهر پر شده از بنرها و بیلبوردهای تبلیغاتی دوازدهمین جشنواره ملی تئاتر مهر کاشان. جشنوارهای که حالا عددش به ۱۲ رسیده و این عدد حس اعتمادی است برای تماشاگرانی که تازه وارد تماشاخانههای تئاتر میشوند. حتماً با خود میگویند: «پس از دوازده سال، کارهای شایان توجهی در فرهنگسرای مهر روی صحنه میرود.» و اما من پس از اتمام جشنواره، هنوز تماشاگری ندیدم که بگوید: فلان کار خوب بود، فلان بازیگر عالی بود. فلان کار، طراحی صحنه حرفهای داشت و …
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول،,شاید هم باشند کسانی که این گفتهها را تکذیب کنند و از کارها لذت برده باشند. اما من در این مدت از هیچ شخص کلامی در مورد رضایت از جشنواره نشنیدم. یکی از دوستان هنرمندم که سالهای پیش در جشنواره نمایش خیابانی اجرا کرده بود میگفت: «دلم برای جشنواره دوره دهم و نهم تنگ شده، جشنوارهای که نمایشها کمتر بود، اما حداقل قابل تحمل و تأمل بود. درست است که سالهای پیش هم کار ضعیف داشتیم، اما حداقل در هر شب یک کار خوب به اجرا درمیآمد تا تماشاگر لذت ببرد، نه این طور که هر شب به خود بگویم فردا شب دیگر به فرهنگسرا نمیآیم، اما باز هم امید به تماشای یک کار خوب، نگذارد در خانه بمانم»
,در تماشاخانههای فرهنگسرای مهر، آنچه دیدیم، بینظمی و افت کیفیت شدید نسبت به سالهای قبل بود. مسئولانی که بدون توجه به گروه اجرایی میآیند و از وسط صحنه رد میشوند. یکی نیست بگوید: «اینجا تئاتر است عزیز، تئاتر میدانی یعنی چه؟» از عکاسانی بگویم، که درست میآیند روبه روی تماشاگر و سپس از نمایش عکس میگیرند. سالهای پیش هم جشنواره عکاس داشته، اما این گونهاش را دیگر ندیده بودیم که آرامش ملت را برای تماشای تئاتر مختل کند. وقتی داری تئاتر میبینی، ناگهان متوجه میشوی یک دوربین از پشت پرده به درون میآید و پس از چند لحظه خودنمایی خارج میشود.
,از حال و هوای تماشاگران هم چه بگویم که تا شنیدم ناخشنودی بود و ابراز وقت تلف کردن. تماشاگرانی که پس از شروع نمایش، آرزوی اتمام آن را دارند و مدام ساعت را نگاه میکنند و عدهای با گوشیهاشان بازی میکنند. از جوانی که به نظر میرسید اولین دفعاتی است که به تماشاخانه تئاتر آمده، شنیدم: «تئاتر تئاتر که میگویند این بود، برویم خانه تلویزیونمان را ببینیم.»
,من هم که قرار بود با کارگردانها مصاحبه کنم، از همان شب دوم به مصاحبه با کارگردانها خاتمه دادم. زیرا کارگردانی که در صحنه حرفی برای گفتن نداشته باشد، چه میخواهد به من خبرنگار بگوید؟ با چند کارگردانی هم که مصاحبه کردم، میگفتند امسال جشنواره یک گام از سالهای پیش جلوتر است و خلاصه از این سخنان کلیشهای که شنیدهایم. اما نمیدانم که چرا این جدیتر شدن و نظم بهتر جشنواره دوازدهم را هر چه ما مینگریم نمیتوانیم بیابیم؟
,
سال آینده من هم کارگردان تئاتر می شوم!
متاسفانه یکی از دلایلی که حدس میزنم برای آن است که برخی کارگردانها با اعتماد به نفس کامل از کارشان حمایت میکنند، همین تعریف و تمجیدهای مجیز گویانه عدهای از ما است که پس از تئاترهای ضعیف به استقبال گروه اجرایی رفته و به به و چه چه را آغاز میکنیم. یکی از جوانان کاشانی اهل قلم و فعال در حوزه داستان نویسی که تجربه تئاتر هم ندارد در این جشنواره به شوخی به من گفت: «از سال بعد من هم نمایشنامه مینویسم و کارگردانی خواهم کرد. میگی نه؟ نیگا کن…»
از جوان کاشانی دیگری که دانشجوی رشته هنرهای نمایشی در یکی از دانشگاههای تهران است، شنیدم که پس از تماشای یک تئاتر ضعیف در دانشگاه کاشان -که ربطی هم به جشنواره مهر نداشت- به استقبال کارگردان رفته و گفته بود: «یک ساعت وقت مرا تلف کردهای. خواهش میکنم قبل از اینکه کارگردانی کنی چند کتاب مطالعه کن» و این حرکت دوست بزرگوارم حتما در تئاتر مثمر ثمر خواهد بود. چون اگر آن کارگردان، هنردوست فهمیدهای باشد، یا کارگردانی را رها میکند و یا اینکه به دنبال کسب سواد و تجربه میرود تا چنین نقدی نشود.
,
,
حال به سراغ موضوع خانه تئاتر کاشان برویم. شکر خدا یک سالی میشود که تئاتر کاشان صاحب خانه شده که همین خانه بسیار میتواند به تئاتر شهرستان کمک کند. اما دقیقاً جشنواره تئاتر مهر برگزار میشود، بدون وجود هیچ یک از اهالی خانه تئاتر کاشان. درست در شب دوم جشنواره در محل خانه تئاتر، نمایشنامهخوانی به اجرا در میآید. سؤالی که برای ما مطرح میشود، این است: «مگر جشنواره ملی تئاتر مهر ربطی به خانه تئاتر ندارد؟ پس چرا هر کدامشان جدا کار میکنند؟»
,به درستی ارتباط جمعیت هنر و تئاتر کاشان با جشنواره موجب بهبود وضعیت آن میشود، چه بسا سالهای پیش که میدیدیم در اتاق فکر جشنواره، جوانان تئاتری هم حضور دارند، جشنواره از نظر کیفی بسیار قابل تحملتر بود تا به امسال. درست است که بالادستیهای جشنواره افراد شریف و محترمی هستند، اما کار را باید سپرد به دست کاردانش. مگر میشود شاطر نانوایی از فردا استاد مکانیکی گردد؟
,نمیخواهم بگویم فلان شخص در جشنواره تئاتر مهر کارهای باشد و بهمان شخص کارهای نباشد. میگویم هر کسی هست و مسئولیت به دست میگیرد، برای بهبود جشنواره مفید باشد. من که تعصبی روی اشخاص ندارم، اما فوق العاده برای هنر شهرستانم تعصب دارم. میگویم حالا که دارد هزینه میشود، چرا برای تئاترهای استاندارد هزینه نشود. آیا نیاز است که ۱۵ نمایش به اجرا در بیاید و اکثریت آنها به مذاق تماشاگران خوش نیاید؟ بنده دهمین جشنواره تئاتر مهر را دوست داشتم، چرا که شمار نمایشهای اجرایی معدود بود، اما کارهای شایان توجهی در آن به اجرا در آمد.
, ,
,
, با کاوه مهدوی (نویسنده و کارگردان نمایش چارک. از بهترین کارگردانهای سه ساله جشنواره مهر، که هر سال کار قابل احترامی را به اجرا در میآورد و مقامهای بسیار دریافت کرده است) مصاحبه ای کردم، میگفت: «شنیدم، کارهای اجرایی را بیشتر کردهاند و در عوض کمک هزینهها را کمتر، امیدوارم این اتفاق نیفتد. خب این باعث میشود، من سال دیگر برای جشنواره کار نفرستم. نمیخواهم بگویم صرفا برای مسائل مادی برای جشنواره مهر کار میفرستم، اما ببینید، به هر حال گروههای اجرایی خود هزینه میکنند و از مسافتهای گوناگون به کاشان میآیند…» خب، اگر امثال کاوه مهدوی و کارگردانان خلاقی که هر سال از کارشان لذت می بریم، دیگر برای جشنواره کار نفرستند، به امید کدام کارها به جشنواره بیاییم؟
,
بعضی کارگردانهای غیر بومی سالهای پیش برای خود آوازهای در جشنواره مهر یافته بودند که در جشنواره دوازدهم، انتظارها را برآورده نکردند. هنردوست جوانی به من میگفت: «بعضی کارگردانها که سالهای پیش در جشنواره حضور داشتند و از کارشان لذت بردیم، امسال کارشان افت کیفی داشت. مثلا بهمن پارسا آرا که دو سال پیش با نمایش «واپسین رقص برگ با باد» در دهمین جشنواره مهر شرکت داشت، هیچ وقت از خاطرم پاک نمیشود، آن بازیهای زیبا، کارگردانی خلاق و… اما امسال از همان کارگردان کار قابل قبولی تماشا نکردم. یا فرزاد لباسی از همدان که دوسال پیش کارگردان نمایش «من و کوزه» بود و از کارش لذت بردیم و او هم امسال کار خوبی به صحنه نبرد…»
مسئله دیگری که برای مخاطبان جشنواره سئوال شده بود، موضوع تئاترها بود. حداکثر تئاترهای صحنهای با مضامینی چون دفاع مقدس و داستانهای مذهبی بود. میتوانم با اطمینان بگویم شبی نبود که نمایشی با موضوعات فوق در جشنواره نداشته باشیم. کسی با کار دفاع مقدس مشکلی ندارد، اما هر شب را که نمیتوان به کارهایی با مضامین تکراری گذراند. پس سهم سایر موضوعات و محورهای جشنواره چه میشود؟
,
از آن گذشته، بسیاری از آن کارها داستانهایی دارند که یک راوی میتواند در کمتر از ده دقیقه تعریف کند، نه اینکه شش ماه برای این متن تمرین شود و یک ساعت تماشاگر برای آن بنشیند، تا آخر همان داستان را متوجه شود. تئاتر باید به گونهای باشد که وقتی پرده صحنه بسته میشود، تازه پرده ذهن مخاطب باز گردد. این میشود که هنوز بعد از دو سال کارهای دفاع مقدسی همچون «آخرین نامه» به کارگردانی مهرداد کورش نیا و «واپسین رقص برگ با باد» به کارگردانی بهمن پارسا آرا، مرا به فکر وا میدارد و فکرش هم برایم لذت بخش است. یا نمایش «شانس» به کارگردانی کاوه مهدوی که یک تئاتر اجتماعی فوق العاده بود. به راستی که آن تشویقهای بیپایان تماشاگران حق این بزرگواران بود.
دوازدهمین جشنواره ملی تئاتر مهر، به اتمام رسید. جا دارد به تمامی عزیزانی که در این جشنواره به هر نوع سهیم بودند و خدمتگزار مردم، خسته نباشید بگویم. خدا قوت عزیزان. اما امیدواریم با لطف خدا و همت شما بزرگواران و همچنین دست در دست اهالی خانه تئاتر، سالهای بعد در جشنواره تئاتر مهر، شاهد تئاترهای زیبا و قابل تأمل باشیم.
,
امیرحسین بابااکبری
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه