شعر طنز زیبای شب چله

شعر طنز زیبای شب چله
شاعر طنزپرداز شهرستان نهاوند شعری زیبا با درون‌مایه طنز برای شب چله و احوالات میوه ها و تنقلات این شب سروده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری گرو، اسدالله حیدری شاعر نام‌آشنا و طنزپرداز شهرستان نهاوند که متولد سال 1332 و متخلص به برکه است در مورد شب چله شعر طنز زیبایی سروده است که با زبانی شیرین احوالات میوه‌ها و آجیل شب یلدا را به تصویر کشیده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری گرو,

 

,

شب چله

,

پاییز گذشت و شد زمستان

,

شد خانه‌نشین هزاردستان

,

در این شب چله گشته غوغا

,

هم کوچه و مدخل خیابان

,

 

,

مردم همگی زکوی وبرزن

,

زنبورصفت به خانه پنهان

,

 

,

یک عده بغل گرفته کرسی

,

یک عده شومینه کرده عریان

,

 

,

گفتندکه وقت حمله باشد

,

برلشگرمیوه‌های ارزان

,

 

,

شد صدرنشین چو هندوانه

,

گشتند بقیه مات و حیران

,

 

,

بادام گرفته زانوی غم

,

برعکس نشسته پسته خندان

,

 

,

شادانه که هست شادوسرمست

,

با گندم نرم بسته پیمان

,

 

,

نارنگی و موز گشته دلخور

,

از لخت شدن در این زمستان

,

 

,

گویند به هم چه خوب می‌شد

,

گر خوردن ما نبود، آسان

,

 

,

ای‌وای که حمله گشت آغاز

,

باچاقووتیغ وچنگ ودندان

,

 

,

خون ریخت زقلب سیب قرمز

,

شد لیمو و پرتقال بی‌جان

,

 

,

یک ساعت ونیم حمله کردند

,

رفتند همه به طاق نسیان

,

 

,

ته‌ماندهٔ میوه‌هاازاین غم

,

سرکرده هزار آه وافغان

,

 

,

این جمله دعای میوه‌ها بود

,

در آن شب چلهٔ زمستان

,

 

,

گفتند همه که سال دیگر

,

یارب که مباد میوه ارزان ۰۰۰

,

شاعر:اسدالله حیدری(برکه)

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه