توحیدخالقیت و جایگاه بحث خیر و شر در اسلام
بحث شرور و گناهان از آن جهت دارای اهمیت خاصی است که عدم فهم صحیح آن با اصول اعتقادی هر موحدی، مانند توحید افعالی، عدل الهی، حکمت الهی و نظام احسن، ناسازگار است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شیعه نویس:اگر فاعلیت و خالقیت خدای سبحان نسبت به همه اشیا و افعال، عمومیت دارد، پیدایش شرور تکوینی و گناهان بشری چگونه توجیه میشود؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شیعه نویس,

, قبل از پرداختن به تحلیل مبسوط این بحث و ارائه پاسخهای مستدلّ، بیان چند نکته ضروری است:
,الف. اهمیت بحث. بحث شرور و گناهان از آن جهت دارای اهمیت خاصی است که عدم فهم صحیح آن با اصول اعتقادی هر موحدی، مانند توحید افعالی، عدل الهی، حکمت الهی و نظام احسن، ناسازگار است.
,از سوی دیگر، بسیاری از عقاید شرک آلود و افکار انحرافی، مانند اعتقاد به یزدان و اهریمن، پندار تفویض و… برخاسته از تحلیل ناصحیح مسئله شرور و سیئات است.
,باید توجه داشت که تحلیل این مسئله در هر یک از اصول یاد شده، بحث مستقلّی را میطلبد و نمیتوان به آنچه در یک بحث گفته شده در بحث دیگر به آن اکتفا کرد؛ زیرا ممکن است جوابی در ارتباط با یک اصل به حلّ مسئله کافی باشد و در اصل دیگر کافی نباشد.
,آنچه اکنون مورد توجه و پاسخگویی ماست، ناسازگاری شرور تکوینی و ارتکاب گناهان با توحید خالقیت است؛ یعنی براساس اینکه هیچ خالقی غیرخدا وجود ندارد. پس شرور تکوینی و تشریعی، مخلوق کدام خالقاند؟
,ب. نسبت بین خیر و وجود و شرّ و عدم ِ خیر، مساوی بلکه مساوق با وجود است(یعنی عین وجوداست)؛ یعنی هر خیری وجود، و هر وجودی خیر است؛ اما شرّ، مساوی با عدم نیست، بلکه خاص تر از عدم است؛ یعنی هر امر شرّی، عدمی است، ولی هر امر عدمی شرّ نیست.
,نسبت بین خیر و شر نیز عدم و ملکه است. بنابراین، خیر و شر، همسان وجود و عدم که نقیض یکدیگرند، نقیض هم نیستند.
,بین خیر و نفع و بین شر و ضرر نیز تفاوت است. خیر و شر به لحاظ هدف و پایانکار مطرح میشوند و نفع و ضرر، به لحاظ متن راه و نحوه رسیدن به هدف، مورد توجهاند. با تحلیل دقیق، نفع و ضرر، مانند خیر و شر به وجود و عدم برمیگردند، ولی به لحاظ راه نه به لحاظ هدف؛ مانند هدایت و ضلالت که هدایت امر وجودی و ضلالت امر عدمی است و هر دو نسبت به راه سنجیده میشوند، به خلاف سعادت و شقاوت که معمولاًبه لحاظ هدف و پایان راه مطرحاند.
,باید توجه داشت که وجود و عدم گاه حقیقی است و زمانی اعتباری، و بازگشت خیر و شر به وجود و عدم حقیقی است نه اعتباری، برخلاف حُسن و قبح که از مسائل حکمت عملی و از امور ارزشی است.
,بنابراین، خیر و شر در حکمت نظری و دانشی مطرحاند و حسن و قبح در حکمت عملی و ارزشی؛ هرچند گاه این تفاوت در طرح مسائل ملاحظه نمیشود و عنوان خیر و شر در حکمت عملی راه می یابد.
]
ارسال دیدگاه