زهرا مرزوقی نوشت:

برای قلم نازنینم!

برای قلم نازنینم!
قلم خوبم،من نمیتوانم خودم را میان چهار دیواری شعر محبوس کنم،سقف قافیه سینه شاعرانگی ام را تنگ میکند و واژه هایم برای جمله شدن نفس کم می آورند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح شادگان :زهرا مرزوقی از نویسندگان جوان شهرستان شادگان متن ادبی زیر را نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح شادگان,

برای قلم نازنینم!

,

خواهش میکنم با من لج نکن دوست عزیزم.

,

شما که بهتر از هر کسی میدانی من غیر از شما کسی را ندارم،پس لطف کن و اینقدر استعداد مرا زیر سوال نبر.

,

همین که بی سلیقه ترین شاعر شهر گفت که من شاعر نیستم برایم کافی ست.

,

قلم خوبم،من نمیتوانم خودم را میان چهار دیواری شعر محبوس کنم،سقف قافیه سینه شاعرانگی ام را تنگ میکند و واژه هایم برای جمله شدن نفس کم می آورند.

,

گاهی وقتها فکر میکنم که دیگر هیچوقت نمیتوانم بنویسم.

,

میترسم خدا هرروز که سهم شاعرانگی هر شاعر را میدهد،من بی نصیب بمانم.

,

میترسم شما هم مثل قلبم در برابر بی سلیقه ترین شاعر شهر کم بیاوری.

,

قلم جانم،شما تنها وسیله ای هستی که نبض استعدادم را حس میکنی.

,

دلم نمیخواهد به استعدادم نفس مصنوعی بدهم.

,

شما تنها دارایی منی،من از میان تمام زنانگی ام فقط وجود شما را دوست دارم.خانه داری و مهندسی ام را نمیخواهم،ولی خدا رقص شما را میان انگشتهایم از من نگیرد.

,

قلم محترم من،شما هیچوقت برای من “تو” نخواهی شد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه