یادداشت؛

سیروان؛ شهرستانی پر از استعداد خاموش

سیروان؛ شهرستانی پر از استعداد خاموش
نزدیک به چهار سال از ارتقا بخش شیروان به شهرستان سیروان می گذرد. در این میان گوبا عده ای چه بومی و چه غیر بومی همچنان نمی دانند و یا نمی خواهند که بدانند، سیروان دیگر شهرستانی است مجزا و مستقل البته با تمام کم و کاستی های که دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سیروان نوین، نزدیک به چهار سال از ارتقا بخش شیروان به شهرستان سیروان می گذرد. در این میان گوبا عده ای چه بومی و چه غیر بومی همچنان نمی دانند و یا نمی خواهند که بدانند، سیروان دیگر شهرستانی است مجزا و مستقل البته با تمام کم و کاستی های که دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سیروان نوین,

 اگر سیروان را فاقد جمعیت لازم برای شهرستان شدن بدانند، اگر نبود زیر ساخت های لازم یک شهرستان را برایش علم کنند و یا اگر مهاجرت مردم بلا کشیده اش را بر سرش چماق کنند؛ با این وجود، سیروان لایق ترین منطقه استان برای شهرستان بودن است.

,

 برای توجیح این ادعا  نیازی  به سر هم کردن داستان صغری و کبری نیست، جواب در سه کلمه است و بس؛ استعداد، استعداد و بازهم استعداد.

,

اگر منطقه ای که وجب به وجب خاکش حاصلخیز و قابل کشت است، اگر منطقه ای که بزرگترین رودخانه غرب کشور از آن می گذرد، اگر منطقه ای که در آن بهترین نوع برنج, انار، خیار و .... تولید می شود، اگر منطقه ای که بزرگترین کارخانه صنعتی استان در آن واقع است، ولی کسی آنها را نمی بیند، مشکل، نه در خاک سیروان، بلکه در تاریخ و گذشته  نانوشته ما نهفته است؛ گذشته ای که هرگز نگذاشته نه شیروان سابق و نه سیروان کنونی به آنچه استحقاقش را داشته برسد و همواره در یک دور تسلسل باطل و بی حاصل گرفتار مان کرده است.

,

 در اینکه سیروان منطقه ای است بسیار مستعد و متمدن شکی نیست، اما شکوفایی این استعداد و بازسازی آن فرهنگ، به بزرگی همان تمدن، به ذهن های مستعد و متمدن نیازمند است.

,

 همانطور که قرنها قبل تر بزرگی گفته است که: « کار های بزرگ آدم های بزرگ می خواهد». بیاییم  برای رضای خدا، برای انسان بودن و انسان ماندن، برای من،  برای تو، برای اعتلای نام سیروان، خودمان را نه اصلاح و نه تغییر، بلکه شیوه بودنمان را را زیر رو کنیم. آنچه سیروان پیش از هر چیزی بدان نیازمند است یک انقلاب اساسی است؛ انقلاب نه به معنای زد و بند و بگیر و ببندهای خیابانی، بلکه انقلاب در شیوه تفکراتمان، انقلابی:

,

که ترجیح بدهیم که حقیقتها ما را بیازارند، به جای آنکه دروغها آرامشمان کند.

,

که همواره به یاد داشته ایم که اگر کسی بتواند کاری بکند و نکند، خیانت کرده است.

,

که متوجه باشیم گاه نگفتن و خاموش ماندن، جنایت است و تاریخ جنایتکاران را نخواهد بخشید.

,

که تحصیل علم، ثروت، قدرت و شهرت و سمت، هرگز تغییری در احوال درونی و شخصیمان پدید نیاورد.

,

که بدانیم احترام به نظر مخالفان و اشتیاق برای شنیدن نظراتشان، الفبای دوری از خشونت است.

,

که درک کنیم وجود اختلاف نظرها، بلاشک ضرورت توسعه و پیشرفت یک جامعه است.

,

که معتقد باشیم «اشخاص» را باید به «حق» سنجید نه حق را با اشخاص.

,

که بدانیم «فقر» شب را با گرسنگی به سر بردن نیست، بلکه روز را بی اندیشه سر کردن است.

,

که بدانیم «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» و مد نظر داشته باشیم تنها «بعمل کار برآید به سخندانی نیست».

,

نویسنده: علی محمد جمهوری

,

انتهای پیام/ی

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه