برای پاسداشت فرهنگ شفاهی یک سرزمین(1)؛
آزادگی مویه ها، اصالت سرزمین خاموش من
ادبیات فولکلوریک به واسطه ی جریان داشتن آن در لایه های درونی ذهن و زندگی در تداوم فرهنگ، روانشناسی اجتماعی، ارزش های دینی- اخلاقی، پندها و اندرزها، قراردادهای اجتماعی نقش داشته و با تکیه بر فرهنگ سنتی و ملی نقش بسزایی را در پاس داشت میراث فرهنگی داشته و دارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا و به نقل از سفیرافلاک، ترانه های عامیانه به قول صادق هدایت:«هنر و نبوغ سادهترین طبقات مردمند و نشان از روح آزاد و عاری از بند، ترجمان عمیق ترین احساسات انسانی و نماد علائق و خواست ها و فرهنگ و زبان هر منطقه.»
, شبکه اطلاع رسانی دانا,در ادبیات عامه روح خلاق مردمانی موج می زند که در گذار دوران ها بدون هیچ چشم داشتی و حتا گاه بدون ذکر نامی به انتقال فرهنگ کمک کرده و آنرا سینه به سینه در درازنای تاریخ عبور داده اند. شاید بتوان گفت که حاملان فرهنگ و ادبیات شفاهی میراثدار تخیلها، احساسها و سنت ها بوده اند.
,ادبیات فولکلوریک به واسطه ی جریان داشتن آن در لایه های درونی ذهن و زندگی در تداوم فرهنگ، روانشناسی اجتماعی، ارزش های دینی- اخلاقی، پندها و اندرزها، قراردادهای اجتماعی نقش داشته و با تکیه بر فرهنگ سنتی و ملی نقش بسزایی را در پاسداشت میراث فرهنگی داشته و دارند.
,سرزمین لرستان نیز به واسطه ی تاریخ کهن خود بسیاری از نمودهای ادبیات شفاهی را در دامان خود پرورانده است، از متل ها و ضرب المثل ها گرفته تا مویه ها.
,مویه ها در مراسم سوگواری بر زبان رانده می شود و از علائم و نمادهایی تشکیل شده است که هر کدام از آنها بیانگر پیامی بوده و اگر چه این میراث های معنوی قابل لمس نبوده، اما برای جدا کردن فرهنگ یک قوم از قومی دیگر محسوب می شود.
,سوگواری یا آیین عزاداری از لحظه ی برخورد انسان با مرگ و فقدان او، دردهایی را برای بازماندگان به همراه داشته است. فقدان فرد هم خون، هم تبار، دوست، هم عقیده و هم قبیله و به جای ماندن خاطراتی از او در حافظه ی ذهن بازماندگان سبب شده است که او را همراه با حزن و اندوه و در قالب اشعاری بسرایند.
,

, خوانش اشعار در قالب مویه ها خود حس همبستگی و علاقه به فرد متوفی و همدردی با بازماندگان را به تصویر میکشد. مراسم سوگواری در لرستان در گذشته و کم تر در زمان حاضر دارای اشتراکاتی است که از آن جمله می توان به خراشیدن صورت و بیان الفاظ (وِه وِه) اشاره کرد.
,

, در سرزمینی مانند ایران که بیش تر آثار و نمودهای فرهنگی اش در زمینه ی ادبیات است، ادبیات شفاهی می تواند اهمیت و ارزش فراوان داشته باشد، زیرا ادبیات شفاهی، نماد ذهن و فکر انسانی است که در برهه ای از زمان در آن جامعه، زندگی کرده است.
,توجه به ارزش ها، فرهنگ ها، باورها، آداب و رسوم رایج در ادبیات شفاهی می تواند منعکس کننده ی بسیاری از واقعیات موجود در جامعه باشد و چون مویه ها نشان دهنده ی قومیت، فرهنگ و روح حماسه و عاطفه است و حتا رواج فردیت گرایی و انزوا طلبی نتوانسته از ورود آن به متن زندگی شهرنشینی و روستانشینی، جلوگیری کند، پس پرداختن به آن می تواند یک الگوی علمی را در زندگی عادی فرا روی ما قرار دهد، الگویی که کمتر به صورت مکتوب درآمده است.
,عدم کتابت یک فرهنگ می تواند در زوال آن مؤثر باشد به همین دلیل برای جلوگیری از زوال یک فرهنگ شفاهی، ضرورت کتابت آن احساس می شود.
,تاریخچه ی فولکلور:
,آقامحمدی در تعریف ادبیات شفاهی بیان میکند:«ادبیات شفاهی، مجموعهای از اطلاعات احساسی و ادراکی انسان هاست که در طول تاریخ پدید آمده است و به صورت قالب های مختلفی جلوه گر شده است. این احساس و اطلاعات به وسیله گفتار، سینه به سینه منتقل گردیده و مهم ترین عامل و تنها محمل آن هم زبان است». (آقامحمدی، 1374: 11 )
,رزمجو در تعریف ادبیات عامه آورده:«عامیانه صفت نسبی از کلمه عربی «عام» در مقابل "خاص " است و معمولاً این کلمه به طبقه بی سواد و روستایی اطلاق می شده است. ادبیات عامه در دو معنی می تواند مطمح نظر باشد یک: ادبیاتی که ویژه عوام است هم از نظر زبان و لهجه و واژگان که وسیله تفهیم و تفهم آن هاست و هم چارچوب متشکله آن را احساسات و خیال پردازی ها و عواطف دقیق و دوست داشتنی روستاییان و یا عوام به وجود آورده است. فولکلور یا فرهنگ و ادب عامه که مجموعه عقاید، اندیشه ها، آداب و رسوم، قصه ها، ترانهها، اشعار ساده و ابتدایی یک ملت را به وجود می آورد با فرهنگ خواص و ادبیات یا شعر و نثر رسمی آن ملت تفاوت هایی دارد». (رزمجو 1372: 138) .
,در لغتنامه علامه دهخدا جلد سی و هفتم در مورد فولکلور چنین آمده:" فولکلور ( فـُ لُ ) (إ ) مأخوذ از فرانسه از فولک به معنی توده و لور به معنی دانش، علم به آداب و رسوم توده مردم و افسانهها و تصنیفهای عامیانه، توده شناسی فرهنگ عامه، مجموعه عقاید، اندیشهها، قصهها، آداب و رسوم، ترانهها و هنرهای ساده و ابتدایی یک ملت را فولکلور گویند." ( دهخدا ، 1372 : 228-227).
,در فرهنگ عمید جلد سوم در مورد فولکلور چنین آمده " فولکلور عبارت است از مجموعه عقاید و افسانه ها، آداب و رسوم و ترانه های محلی". (عمید، 1379 :118)
,پیش از پرداختن به موضوع، تعریف و هدف فولکلور لازم است درباره رواج این اصطلاح به طور کلی و کاربردش در زبان فارسی نکاتی به اختصار بیان شود.
,شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی در گزارشی (1384) اعلام کرده است که فولکلور کلمهای انگلیسی است و نخستین بار«آمبرواز مورتن[1]» در سال (1885) میلادی آثار باستان و ادبیات توده را Folk – lore به معنای دانش عوام نامید.
, [1],کلمه فولکلور از دو واژه Folk به معنای مردم و واژه lore به معنای دانش تشکیل شده است. در هر دو زبان انگلیسی و فارسی دارای دو معنای کاملاً متفاوت، اما مرتبط به هم است؛ نخست به معنای دانش مردم که از طریق تجربه و زندگی به دست آمده است و به صورت شفاهی و نسل به نسل، سینه به سینه منتقل و انباشته شده است؛ دوم به معنای رشته علمی فولکلور است، یعنی دانشی که به گردآوری مطالعه و تحقیق درباره فولکلور می پردازد.
,سابقه فولکلور در معنای اول آن به آغاز حیات بشر باز می گردد؛ بشر از لحظه تولد آموختن را آموخت و به فرزندان خود نیز آموخته هایش را آموخت و بدین ترتیب دانش متولد شد. با توجه به تنوع نیاز و فعالیتهای آدمی، تجربه ها و دانش او نیز متنوع و گسترده است.
,از یک سو دانش مربوط به کشت و زراعت، صنایع و هزاران حرفه و پیشه دیگر قرار دارد و از سویی دیگر دانش مربوط به هنرهای مختلف از موسیقی – غارنگاری و نقاشی گرفته تا تئاترها و نمایش ها و انواع شعر و سخن سرایی ها، اما گردآوری فولکلور یا دانش های مردم امر نسبتاً جدید و متاخری است؛ وقتی که عصر مدرن آغاز شد به تدریج دانش های قومی و مردمی جایشان را به دانشها و صنایع مدرن دادند در نتیجه از یک سو این احساس به وجود آمد که دانش های قومی دیگر فایده ای ندارد و نمی توانند به کار و بار زندگی و نیازهای انسان مدرن پاسخ دهند و از سوی دیگر- دور انداختن آن همه دانش و سرمایه کار ـ بشر نمی توانست یکباره تمام تاریخ و گذشته اش را دور بریزد، از این رو ابتدا "عتیقهشناسان"و بعد "باستانشناسان" و بعد مردم شناسان به گردآوری و مطالعه فولکلور روی آورند.
,در آلمان، هلند و کشورهای اسکاندیناوی ابتدا با تغییراتی، چون " wolk skonde" و کمی بعد خود کلمه فولکلور راه یافت. در فرانسه در سال 1882 میلادی با مشتقاتی چون "Folk loriste " و " Folk lorique "رواج یافت و در زبان و ادبیات ایتالیایی و اسپانیایی نیز در اواخر قرن نوزدهم جای خود را باز کرد. صادق هدایت این اصطلاح را در فواید گیاه خواری (1306 ه . ش) و نیرنگستان (1312 ه . ش) به کار برده است و کمی بعد اصطلاح فولکلور، عنوان مقالهای بود از "رشید یاسمی" در مجله تعلیم و تربیت، از آن به بعد بهتدریج اصطلاح فولکلور به معنی دانش عامیانه و دانستنی های توده مردم رواج یافته است. تا قبل از صادق هدایت کسی به نحو «روشمند و نظاممند» دانش فولکلور را به جامعه ایران معرفی نکرده بود. (روح الامینی، 1364)
,از سوی فولکلورشناسان تعاریف گوناگونی برای این واژه به کار رفته است و هنوز هم حدود و کاربرد آن مورد مناقشه فرهنگشناسان و مردم شناسان است. سیانبرن[2] معتقد است موضوعاتی که با نام فولکلور بررسی می شوند؛ در سه مقوله اصلی و چندین مقوله فرعی قرار میگیرند:
, [2],«الف- باورها، عرف و عادات مربوط به زمین و آسمان، دنیای گیاهان و روییدن یها، دنیای حیوانات، دنیای انسانی، اشیای مخلوق و موضوع بشر، روح، نفس و دنیای دیگر، موجودات مافوق بشر، غیبگویی، معجزات، کرامات سحر و ساحری، طب و طبابت؛
,ب - آداب و رسوم مربوط به نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، شعائر و مناسک زندگی انسان، مشاغل و پیشهها، گاه شماری و تقویم و جشن ها، بازیها و سرگرمیهای اوقات فراغت؛
,ج- داستان ها و ترانه ها ضربالمثل ها و داستان ها (حقیقی و سرگرم کننده)، ترانه ها و تصنیف ها، مثل ها و متلها و چیستان ها». (پورچالی سما کوش، 1382: 10) .
," واریناک [3] در کتاب " Definitons defolklre" در حالی که از تعریف احتراز می جوید؛ فولکلور را چنین بیان می کند: فولکلور را نه براساس خصوصیات عامیانهاش و نه بر مبنای ویژگیهای سنتی اش نمیتوان به درستی تعریف کرد ولی می توان سه خصیصه یا سه وجه مشخصه برای آن در نظر گرفت:
, [3],1- فولکلور بر میراث و اصول تمدنی قدیمی و کهن بنا شده است؛
,2- فولکلور با هیچ گونه روش علمی و استدلال منطقی همراه نیست، یعنی نه معلمی آن را تدریس می کند و نه از کتاب و نوشته ای می توان آموخت و به علاوه عاری از هر گونه آرایش روشنفکری و پیرایش نظری است؛
,3- این خصوصیت عدم تحول، روشنفکری و نظری باعث شده است که در جریان اشاعه اصول تمدن جدید ـ که از روش وتاثیر «فرهنگ اشرافی» الهام گرفته است ـ فولکلور ، بدون اینکه با آن ها ترکیب بشود، کنارشان قرار گیرد و در نتیجه عناصر قدیمی را تقریباً دست نخورده حفظ کند و این پدیده خصوصاً در هنرهای عامیانه تجلی میکند.
,بنا بر تعریف «وانب ژنپ[4]» فولکلور، عبارت است از باروها و اعمال گروهی، بدون نظریه علمی و فاقد پشتوان های منطقی. بنا بر کلیت این تعریف، مقداری زیادی از فعالیت های روزمره جوامع چون، نحوه غذاخوردن، شیوه لباس دوختن و لباس پوشیدن، آداب و رسوم کفن و دفن، مراسم عروسی و مانند این ها در شمار فولکلور محسوب می شود.
, [4],«وانب ژنپ» خصوصیات زیر را به عنوان تعریف و ویژگی برای شناخت و مطالعه فولکلور پیشنهاد می کند:
,1- فولکلور، اعمال و رفتارهای جمعی و گروهی است که در بین عامه مردم رایج باشد، بنابراین عمل و رفتار یا اعمال و رفتارهای یک نفر یا یک خانواده را نمی توان فولکلور نامید؛
,2- اعمال و رفتارهای فولکلور به مناسبت و بنا بر مقتضیات تکرار می شود، یعنی آنچه که یک یا چند مرتبه یا فقط در دوره ای محدود اتفاق افتد در شمار فولکلور نیست؛
,3- فولکلور نه به طور خاص، بلکه در مجموعه فعالیت های زندگی نقشی را به عهده دارد؛
,4- به وجود آورنده و زمان شروع رفتارها و اعمال فولکلور معلوم نیست و این پدیده ها به تدریج به وسیله عامه مردم به وجود آمده است، البته ممکن است پدیده فولکلوری در گذشت های بسیار دور مبرع و ایجاد کننده ای مشخص داشته باشد، ولی به مرور ایام آن شخص فراموش شده و عمل و نحوه اجرای آن باقی مانده است.
,5- مقدار زیادی از اعمال و رفتار فولکلور، بی ادبانه و خارج از نزاکت تلقی می شود و معمولا در محافل رسمی و اشرافی و روشنفکری از انجام یا بیان آن ها خودداری می شود". (همان 253- 254) .
,روح الامینی در تعریف فولکلور بیان می کند که بدون اینکه خواسته باشیم، تعریف جامع و مانعی از فولکلور ارائه دهیم می توان آن را مجموع های از دانستنی ها، اعمال و رفتاری دانست که در بین عامه بدون در نظر گرفتن (حتا بدون وجود) فواید علمی و منطقی آن سینه به سینه، نسل به نسل و به صورت تجربه به ارث رسیده است. (همان ، 1366 )
,فولکلور، به مطالعه زندگی توده عوام در کشورهای متمدن می پردازد، زیرا در مقابل ادبیات توده، فرهنگ رسمی و استادانه وجود دارد، به این معنی که مواد فولکلور در نزد مللی یافت می شود که دارای دو پرورش می باشند: یکی مربوط به طبقه تحصیل کرده و دیگری مربوط به طبقه عوام؛ مثلا در هند و چین، فولکلور وجود دارد، اما نزد قبایل وحشی استرالیا که نوشته و کتاب ندارند، فولکلور یافت نمی شود، بنابراین فولکلور نزد قبایل بدوی وجود ندارد، چنان که در ملتی که همه افراد آن دارای پرورش عالی معنوی بوده و از اعتقاد به اوهام و خرافات بر کنار باشند، نیز یافت نخواهد شد، ولی چنین ملتی تاکنون وجود ندارد، به طور اجمال، فولکلور آشنایی به پرورش معنوی اکثریت است، در مقابل پرورش مردمان تحصیلکرده در میان یک ملت متمدن. (هدایت، 138)
,
ارسال دیدگاه