زخم زبون مدیران دولت یازدهم در کهگیلویه و بویراحمد زجر آور است؛
بی مهری با معلولان و رفتار زننده مدیرکل بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد به جامعه معلولان/وقتی عفت کلام نزد خادم معلولان جایگاه ندارد!
مدیرکل بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد اگر چه به عنوان متولی معلولان در سطح استان است اما آنگونه که مشاهده و بیان می شود برخورد مناسبی با معلولان در این استان ندارد و حتی برای رفع مشکلات جزیی آنها بی تفاوت و با بی مهری از کنارشان می گذرند.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ، یکی از معلولان استان کهگیلویه و بویراحمد در گفت و گو با این پایگاه خبری صبح زاگرس از بی توجهی مسئولان این استان به جامعه معلولان اشاره کرده و توضیحاتی داد.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
صبح زاگرس,
،,
وی ابتدا به معرفی خود پرداخت و با جملاتی مشکلات معلولان را بیان کرد که در زیر می خوانید.
,
سیدحمید عبدل پور هستم، مدیر کانون اندیشه نیک هنرمندان معلول بویراحمد، معلول جسمی حرکتی و خانمم ضایع نخاعی و یک فرزند پسر ۱۱ ساله دارم که محصل است.
,
دوست ندارم این جمله رو به زبون بیارم ولی انچنان بی مهری دیدیم که مجبور به گفتنش میشم بیشتر معلولین این استان شاید روزی چند بار آرزوی مرگ می کنند نه بخاطر معلولیت و نه بخاطر فقر مالی فقط بخاطر اینکه چرا حالا که معلول آفریده شدن باید در این استان به دنیا می امدن بخاطر فقر فرهنگی چه زجرهایی رو باید تحمل کرد پس مجبورم بگم خدا پدر شاعر این شعر رو بیامرزد که گفت.
,
*در این شهری که مردانش عصا از کور می دزدند من از خوش باوری محبت جستجو کردم
,
*در این شهری که مردانش عصا از کور می دزدند من از خوش باوری محبت جستجو کردم ,
,
در کل کشور فقط دنبال این هستند که از طریق بخشنامه ای یا حتی به استناد ماده تبصره ای کمکی به هم نوع خودشون بکنند اما با کمال نا باوری در شهر من هر بخشنامه ای که برا ما قشر فراموش شده این استان یعنی معلولین که بالاترین آمار رو داریم میاد یا اعمال نمیشه یا باید چند برابر دنبالش دوید تا انجام بشه در آخر سر هم با هزاران منت.
,
بله، ما درد داریم، دردمان یکی دوتا نیست، درد ما درد جسمی نیست، با همه این مشکلات تنها سازمان متولی ما یعنی سازمان بهزیستی که باید به درد دلامون گوش بده و تسکینی باشه بر زخم ها و دنبال راه و چاره ای باشه برای حل مشکلات، بر عکس خودش شده قوز بالا قوز.
,
من از تعدادی از دوستان حرف هایی شنیدم که مدیر کل سازمان بهشون زده بود، اما در باورم نمی گنجید چون به خود گفتم مگه میشه کسی که پدر همه معلولین خوانده میشه چنین بی احترامی بکنه، چندین بار به سراغش رفتم دیدم خیلی بد حرف میزنه گفتم در شان شما این حرفا نمی گنجه! با خنده می گفت شوخی کردم باز بر می گشتم تا اینکه یه روز دو تا معلول رو دیدم زن و شوهر که خیلی ناراحت بودند، گفتم شاید از درد نداری و فقر باشه برا درد دل رفتم جلو ولی با کمال ناباوری دیدم که از بد وبی راه های مدیر کل می نالند.
,
این زوج، دو تا بچه داشتن که در هزینه های زندگی دچار مشکل بودند و به سراغ مدیرکل رفتند تا شاید در صورتی که بتواند کمکی به آنها کند ولی با بد و بی راه از اتاق انداخته بودشون بیرون و گفته بود مگه من گفتم بچه دار بشین، بدجور عصبانی شدم، رفتم بهش گفتم بجای اینکه کمک نمی کنی چرا با زبون خوش نمی تونی حرف بزنی بخاطر این رفتارت و حمایت نکردنت از معلولین فردا که رئیس بهزیستی کشور اومد همشو با مدارک تحویلش میدم بنظرت حرفش چی بود؟ خیلی زشته به قرآن این حرکت در شان یک کارمند جزء نیست تا چه برسه به مدیر کل یک اداره خیلی خونسرد گفت هر......
,
بله بودجه نداشتن یه چیزه، اعمال نشدن قانون یه چیز دیگه ،اما تربیت و شان انسانیت یه چیز دیگه است.
,
به قرآن توانمندی که معلولین کانون من دارند توی خواب هم نمی بینی، بخدا اگه چه دست و پا، گوش، و یا زبان ندارن ، چه با سواد باشند چه نباشند شعوری بالاتر از هر آنچه تو فکر کنی دارند.
,
باید به حال کدام دردمون تاسف بخوریم درد فقر، درد روح یا جسم و یا درد فقر اجتماعی مون نگاه ها سرداند.
,
قانون در اینجا یعنی کشک، قبول؛ اما انسانیت چی، به قولی خودمون شیعه علی هستیم.
,
,
,
,

,
,
,

,
,
انتهای پیام/
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه