از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد:
پایگاه های روستایی توسط اهالی روستاها اداره می شد
هنوز جلسه به اتمام نرسیده بود که تعدادی از جوانان روستا گفتند: ما با توطئه ها و نقشه های گروهک های ضد انقلاب آشنایی کامل داریم و مطمئناً در دام آن ها گرفتار نخواهیم شد، اما دست ما خالی است و زمانی که نیروهای ضد انقلاب وارد روستا می شوند، ما نمی توانیم در برابر آن ها سینه سپر کنیم و اجازه ندهیم که وارد روستا شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، یکی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد نقش مردم روستای دوشان سنندج را در پاکسازی این روستا از لوث وجود نیروهای ضد انقلاب و هم چنین ایجاد پایگاه نظامی در این روستا را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
یک روز به اتفاق نیروهای پایگاه حاجی آباد سنندج برای انجام عملیات به روستای دوشان اعزام شدیم. برادر عجلویان از نیروهای مهاجر اصفهانی که مسئولیت پایگاه حاجی آباد را بر عهده داشت گفت: به ما خبر رسیده است که تعداد 25 نفر از نیروهای ضد انقلاب به صورت مخفیانه وارد روستای دوشان شده اند و ما باید این روستا را از لوث وجود نیروهای ضد انقلاب پاک نماییم.
,,
زمانی که وارد روستای دوشان شدیم، نیروهای ضد انقلاب از آنجا فرار کرده بودند؛ نیروهای ضد انقلاب بیشتر برای تبلیغ و جذب نیرو وارد روستاها می شدند. برادر عجلویان به ما گفت: مستقیم به طرف مسجد روستا می رویم تا با در داخل مسجد با مردم صحبت کنیم.
,,
ما داخل مسجد نشستیم و بعد از چند دقیقه امام جماعت مسجد به همراه چند تن از معتمدین روستا وارد مسجد شدند. برادر عجلویان شروع کرد به صحبت کردن با امام جماعت روستا و همراهانش. امام جماعت مسجد روستای دوشان گفت: اگر اجازه دهید ما به مردم روستا اعلام کنیم تا همه آن ها در مسجد جمع شوند تا به صورت دسته جمعی پای صحبت های شما بنشینم.
,,
از بلندگوی مسجد اعلام شد که جلسه مهمی در مسجد روستا در حال برگزاری است و اهالی روستا برای شرکت در این جلسه به مسجد روستا مراجعه نمایند. چند دقیقه ای بیشتر طول نکشید که تمام اهالی روستا در مسجد جمع شدند.
,,
برادر عجلویان شروع کرد به صحبت کردن درباره ماهیت انقلاب اسلامی. ایشان درباره جنایت ها و خیانت های گروهک های ضدانقلاب و اهداف استعماری آن ها با مردم صحبت کرد؛ انگار که صحبت های برادر عجلویان به دل مردم نشسته بود. حاضرین در جلسه همه سکوت کرده بودند و به حرف های برادر عجلویان گوش می دادند.
,,
بعد از صحبت های برادر عجلویان، ماموستای روستا هم که یک انسان بزرگواری بود شروع کرد به صحبت کردن. صحبت ها و مسائلی که در این جلسه مطرح شد، بر روی اهالی روستا تأثیر گذار بود؛ این تأثیرگذاری را می شد از چهره افراد حدس زد.
,,
البته مردم مظلوم و محروم شهرها و روستاهای مناطق کردنشین با ظلم، ستم و خیانت گروهک های ضدانقلاب آشنایی داشتند و با گوشت، پوست و استخوان خود این موارد را درک کرده بودند. حرف های برادر عجلویان و ماموستای روستا تیر خلاصی بود که بر پیکر تبلیغات نیروهای ضد انقلاب وارد می شد.
,,
هنوز جلسه به اتمام نرسیده بود که تعدادی از جوانان روستا قیام کردند و گفتند: ما با توطئه ها و نقشه های گروهک های ضد انقلاب آشنایی کامل داریم و مطمئناً در دام آن ها گرفتار نخواهیم شد، اما دست ما خالی است و زمانی که نیروهای ضد انقلاب وارد روستا می شوند، ما نمی توانیم در برابر آن ها سینه سپر کنیم و اجازه ندهیم که وارد روستا شوند.
,,
شنیدن این حرف ها موجی از امید را در دل های ما روشن می کرد؛ جوانان آگاهی که به ماهیت نیروهای ضد انقلاب پی برده بودند، ولی با دستان خالی نمی توانستند در برابر آن ها سینه سپر کنند و اجازه ندهند که نیروهای ضد انقلاب وارد روستایشان شوند.
,,
همان جا به اتفاق برادر عجلویان و نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد و هم چنین امام جماعت مسجد و چند تن از معتمدین روستا تصمیم گرفتیم یک پایگاه در روستای دوشان ایجاد کنیم. همان روز اول بیش از 40 نقر از اهالی روستا به عضویت بسیج درآمدند و مسئولیت حفاظت از پایگاه روستا را عهده دار شدند.
,,
تمام روستاهای کردستان که پاکسازی می شد، پایگاهی توسط رزمندگان سپاه اسلام در آن روستا احداث می شد و خود مردم روستا مسئولیت حفاظت و حراست از روستا و پایگاه روستا را عهده دار می شدند.
,,
این تفکر که امنیت را باید خود مردم کردستان در کردستان پیاده کنند، از مدت ها قبل یعنی از زمانی که سازمان پیشمرگان مسلمان کرد تأسیس شد، در کردستان پیاده شد و مردم کردستان امنیت و آرامش را با تقدیم بیش از 5400 لاله به خون خفته به دست آوردند.
]
ارسال دیدگاه