یادداشت
9دی فصل جدیدی در افق بصیرت ملّت
هنرمندی ولایت و رهبری نظام در مدیریت این غائله و روشنگری های ایشان سبب شد تا مردم خود کیفرخواست برای سران فتنه بنویسند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ «فتنه» واژه و اصطلاحی که در قرآن کریم و نهج البلاغه موارد استعمال و کاربرد معنایی مختلفی دارد که بارزترین موارد آن «فتنه سیاسی» است. نوعی نافرمانی مدنی و نادیده انگاشتن عقل، شرع و قانون همان بستری است که در آن باطل رخ می نماید و عالمانه و عامدانه از پذیرش حق سر باز می زند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر, فراهان خبر, فراهان خبر,فتنه سیاسی؛ جائی است که باطل آگاهانه ضمن تلبّس و تشبّه به حقّ تلاش می کند تا با ساز و کارهایی خود را در انظار مردمان حق و حقیقت جلوه دهد. غائله ای که در سال ۸۸ توسط برخی معلوم الحال اتفاق افتاد، واقعه شومی بود که دستاوردش سکّه ناسره بازار مکّاره سیاست اموی را در أذهان تداعی می کرد. سکّه ای که یک طرف آن هنجار شکنی و عدم تمکین به قانون بود و متوّلیان آن در وَرای یک نزاع سیاسی و انتخاباتی، مطامع پست دنیوی و مادّی خویش را جستجو می کردند و روی دیگرش امپراطوری رسانه ای استکبار و بدخواهان نظام اسلامی بود که می کوشیدند با قدرت رسانه ای خود این نافرمانی های مدنی و هنجار شکنی ها را، نوعی رویاروئی مردم با نظام اسلامی و روی گردان شدن جامعه از حاکمیت دینی تعبیر و تفسیر کنند.
,بررسی ها نشان داد که این شعله های برآمده از حقد و کینه و تسویه حسابهای قدیمی، تنها راه علاج و خاموشی اش اقدامات تأمینی و راهکارهای امنیتی و نظارتی نیست و اکنون خردی جمعی و اراده ای همگانی لازم است، تا آنرا حل و فصل کند.(هر چند به حق و انصاف باید متذکر شد که مجاهدتهای خاموش و تلاشهای زاید الوصف و البته ناپیدای سربازان گمنام امام زمان(عج) و دستگاههای نظامی و انتظامی در جای خودش موثر، قابل تقدیر و ستایش است).
,سحرگاه نهم دی فرا رسید و سپیده دم نمایان شد، فجر بصیرت، نقطه کمال هوشیاری و دشمن شناسی ملّت در این هنگامه عظیم تجلّی و تبلور یافت. روزی که مردم با تشخیص صحیح و حضور حماسی خود صفحهای جدید و برگی زرّین در روز شمار رسمی جمهوری اسلامی رقم زدند. حرکت و خروشی آفریدند که آکنده از عشق و احساس مهرورزی به ولایت و زعامت امّت اسلامی بود. این اعلام وفاداری با رویکردی حق مدارانه، همراه با روحیه خدا خواهی و استکبار ستیزی انجام می شد. حرکتی که فقط یک راهپیمائی ساده و همگانی نبود، بلکه در قالب انجام وظیفه دینی و ایمانی به حضوری حماسی تبدیل شد و همین چاره کار شد و قصّه نامیمون فتنه و أربابان آنرا تمام کرد و نسخه اش را در هم پیچید. تأملّی کوتاه در حوادث و اتفاقات تاریخ اسلام و بلکه رخدادهای تاریخ بشریت، این نکته را روشن و آشکار می سازد که «تقابل و رویاروئی جریان حقّ و باطل » همواره در طول تاریخ وجود داشته است.
,صف آرایی جریان باطل در برابر گفتمان حق و حقیقت به منظور خاموشی و یا کاستن از روشنایی و تابناکی چراغ پر فروغ حقیقت بوده است،که البته همواره اراده قوی الهی آن را ناکام گذاشته است؛ « یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ » سوره صف/۸.
,اینک در نهم دیماه سالروز «بصیرت و میثاق امّت با ولایت» برآن شدیم تا ضمن تطبیق و مقایسه این غائله شوم با جریانهای انحرافی دوران حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) پیام های سیاسی و درس های معرفتی و نکات کاربردی آنرا به گفتگو و تحلیل بنشینیم.
,سرآغاز پیدایش تمامی فتنه ها و هنجار شکنی ها، پیروی از أمیال و خواهشهای نفسانی است
, سرآغاز پیدایش تمامی فتنه ها و هنجار شکنی ها، پیروی از أمیال و خواهشهای نفسانی است, سرآغاز پیدایش تمامی فتنه ها و هنجار شکنی ها، پیروی از أمیال و خواهشهای نفسانی است,امیرالمومنین در خطبه ۵۰ نهج البلاغه می فرماید؛ « إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ » و یا در خطبه سوم نهج البلاغه که به خطبه شقشقیه معروف است حضرت(ع) اشاره می کنند که؛ «وقتی خلافت را بدست گرفتم عدّه ای پیمان شکنی کردند (اصحاب جمل) و عدّه ای از راه منحرف گشتند (خوارج نهروان) و عدّه ای دیگر رفتار ظالمانه داشتند (معاویه و اصحاب صفّین) آنچه سبب می شود عده ای به چنین رفتار ظالمانهای روی آوردند عافیت خواهی، دنیا طلبی و دستیابی به مطامع پست دنیوی است». « فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَکَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ فسق آخَرُونَ کَأَنَّهُمْ لَمْ یَسْمَعُوا اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا وَ لَکِنَّهُمْ حَلِیَتِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا ».
,در غائله شوم فتنه سال ۸۸ با اینکه دلسوزان نظام اسلامی و در رأس آن رهبر فرزانه نظام اسلامی، بارها به فصل الخطاب بودن قانون و پیگیری امور از مجاری قانونی تأکید داشتند و همگان را به اطاعت وتمکین از قانون توصییه وسفارش می کردند، ولی پرچمداران این جریان انحرافی، همچنان بر مبانی غیر واقعی و خودخواهیها و خودبینی های خود اصرار می ورزیدند و با اقدامات ناصواب خویش فضا را برای چنگ و دندان کشیدن دشمنان و پنجه انداختن بر صورت و چهره مظلوم انقلاب فراهم کردند.
,شبهه افکنی از ابزار أصلی و شیوه مرسوم در فتنه است
, شبهه افکنی از ابزار أصلی و شیوه مرسوم در فتنه است, شبهه افکنی از ابزار أصلی و شیوه مرسوم در فتنه است,فتنه گران آنچنان برخواسته باطل و غلط خود اصرار می ورزند و از تمامی ابزار و وسایل بهره می گیرند که ساده اندیشان و سطحی نگران جامعه (عوام) حرف آنها را باور و حتی برایشان دلسوزی و ابراز همدردی و شفقت می کنند. امیرالمؤمنین علی(ع)در خطبه ۱۳۷- نهج البلاغه در برابر کسانی که ایشان را به ریختن خون خلیفه سوم متهم کرده بودند فرمودند؛ « ِنَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقّاً تَرَکُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَکُوهُ » آنها حقی را طلب می کنند که خودشان ترک کردند و خونی را دنباله گیری می کنند که خودشان بر زمین ریختند. در فتنه سال ۸۸ مدعیان دروغین تقلّب در انتخابات، خود بهتر از هر کسی می دانستند که بر اساس سیستم اجرائی و انتخاباتی کشور، امکان چنین تقلّبی عظیم و جابجایی چند میلیونی آراء ممکن نیست، ولیکن باقصد قبلی و اراده جدّی از مدتها قبل از انتخابات، این شبهه افکنی را آغاز نموده تا جائی که برخی از ایشان خواستار راه اندازی کمیته ای برای صیانت از آراء شدند. آنها در پرتو چنین القائاتی(توسط رسانه های دیداری - نوشتاری و تمام امکانات فضای مجازی) خواهان و خواستار باوری بودند که اعماق جان عدّه ای شکل گیرد تا در صورت عدم پیروزی در انتخابات، بتوانند از این شبه افکنی بهره برداری سیاسی کنند و ماهی آمال خویش را صید کنند.
,شخصیت مداری و تأکید بر سوابق و شاخص های شخصیتی بجای حق مَداری
, شخصیت مداری و تأکید بر سوابق و شاخص های شخصیتی بجای حق مَداری, شخصیت مداری و تأکید بر سوابق و شاخص های شخصیتی بجای حق مَداری,ما در منطق و مکتب اهل بیت(ع) آموخته ایم که باید حق مدار بوده و ملاک و معیار سنجش را همواره حق قرار داد. به عبارت دیگر؛ باید افراد را با حق سنجید و نمی شود حقّ را بواسطه شخصیت ها و اشخاص شناخت. در بینش توحیدی و الهی معیار أصلی ولایت است و معصومین (ع) مصداق تامّ و کامل ولایت الهی اند. پیامبر(ص) فرمود؛ « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ » سوره نساء/۵۹.
,ولایت در خط سیر صحیح اسلامی استمرار مسیر نبوّت است و جایگاه او مَثَل کعبه است که مردم باید جهت خویش را با آن هماهنگ سازند. ولایت بمثابه قُطب نما و محوری است که دیگر جهات باید با او هماهنگ و همراه شوند. در عصر غیبت هم به حکم عقل و نقل رهبری دینی و سیاسی جامعه اسلامی بر عهده فقیه جامع الشرایط (ولی فقیه) است. « اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا فانّهم حجّتى علیکم و انا حجّه اللّه ولایت فقیه پرتوى از ولایت امام زمان (ع)، و ولایت امام زمان(ع) پرتوى از ولایت پیامبر اکرم (ص)، و ولایت پیامبر اکرم(ص) پرتوى از ولایت اللّه جلّ وأعلی است».
,تجربه تاریخ صدراسلام نشان می دهد که شخصیت های بزرگی در تشخیص خود دچار اشتباه شدند و لغزیدند. انس بن مالک از اصحاب پیامبر(ص) – زید بن ثابت از کا تبان وحی – اسامه بن زید فرمانده سپاه – حسّان بن ثابت شاعر معروف و...، در جریان سقیفه بنی ساعده وعدّه کثیری دیگر در معرکه جَمل لغزیدند و گفتند؛« یا علی, مگر ممکن است شخصیت هایی مثل طلحه و زبیر، عایشه همسر پیامبر(ص) اشتباه کنند؟».
,در سال ۸۸ و در غائله شوم فتنه دوباره همین اشتباه تکرار شد، برخی به جای آنکه حق و حقیقت را ببینند، در شاخص های شخصیتی و سوابق انقلابی سران فتنه گرفتار آمدند.
,آگاه سازی جامعه و بصیرت افزایی مقدم بر هرگونه اقدام عملی
, آگاه سازی جامعه و بصیرت افزایی مقدم بر هرگونه اقدام عملی, آگاه سازی جامعه و بصیرت افزایی مقدم بر هرگونه اقدام عملی,تاریخ به خوبی شهادت می دهد که معصومین(ع) همواره با خیراندیشی و مصلحت سنجی خویش هیچوقت پیشگام در نزاع ها و جنگ نبوده اند، بلکه ابتدا با نصیحت و خیرخواهی زمینه را برای بازگشت گمراهان فراهم آورده تا افراد کمتری به ورطه سقوط و هلاکت بیفتند.
,«ابن اثیر در الکامل » نقل می کند که در جنگ نهروان بارها علی (ع) خوارج را نصیحت کرد و با اگاهی بخشی و بصیرت افزایی ایشان بسیاری از آنها برگشتند. در جنگ صفین هم وقتی به همین منظور حضرت(ع) جنگ را به تأخیرانداختند، برخی گمان باطل برده و تصور کردند که درنگ ایشان به خاطر ترس است. حضرت(ع) فرمودند؛ «این درنگ به خاطر ناخوش داشتن مرگ و ترس نیست، به خدا یک روز جنگ را به تأخیرنیفکنده ام جز اینکه امید داشتم گروهی به سوی من آیند و به راه حق گرایند تا با نور هدایت راه را بپیمایند. این مرا خوشتر است تا شامیان را بکشم و گمراه باشند».
,نوای روحانی و ملکوتی ایشان مبنی بر«این عمّار؟ » در غائله مذکور گویای این واقعیت و حقیقت است که همواره باید افراد و شخصیتهایی باشند تا حقایق را گوشزد کرده و مردم جاهلی بر أثر فضاسازی ویا غالب شدن جو روانی با حرکتی ناصواب وجریانی نادرست همراه شدهاند را، از امواج متلاطم فتنه به ساحل أمن ونجات رهنمون شوند. خواص جامعه رسالتی دارند وآن تببین درست وتحلیل دقیق شرایط است، تا فریب خورده گانی که در فضای آلوده و فراهم شده از سوی دشمنان وبدخواهان گرفتار شک و تردید شده اند راه را از چاه بنمایند.اما با سران جریان انحرافی وکسانی که آگاهانه چنین حوادثی را پدید آوردهاند، قاطعانه باید برخورد کرد.
,یعنی بین بقای دین و ارزشهای اسلامی و برخورد با عاملین فتنه باید مقتدرانه عمل کرد. قصه سال ۸۸ و فرصتی که رهبری نظام با رأفت و رحمت کریمانه خود فراهم آوردند در راستای همین رفتار و سیره علوی(ع) است. امروز در گوشه و کنار شنیده می شود که برخی، آزادی سران فتنه و رفع حصر از ایشان را دارند. چه وقت می خواهند درک کنند و بفهمند که مورد استفاده ابزاری دیگران واقع نشوند و یقین بدانند که مردم ولایی و متعهد ایران اسلامی، چنین غوغاسالاریها و فضا سازیها را بر نمی تابند.
,ضربه ای که سران فتنه و برخی عوامل خودفروخته آن به نظام و ارزشهای اسلامی زدند، با هیچ توجیهی قابل اغماض نیست. مگر آنکه توبه کرده و در پیشگاه ملّت طلب عفو و بخشش کنند که آن گاه هم تصمیم امیرعلمدار این کشور فصل الخطاب خواهد بود.
,نقش بی بدیل ولایت در مهار فتنه و همراهی مردم
, نقش بی بدیل ولایت در مهار فتنه و همراهی مردم, نقش بی بدیل ولایت در مهار فتنه و همراهی مردم,«جمهوریت » نظام و «اسلامیت» آن دو خصوصیتی است که حکومت ما را از دیگر نظام های سیاسی دنیا متمایز می سازد. این نظام ولایی و الهی مشروعیت خود را از دین اسلام و موازین شرعی آن و مقبولیت و تحقق اهداف و آرمانهایش را از همراهی مردمش دارد. مردم در آغاز شکل گیری و پیروزی نظام و اکنون در بقای آن نقش کلیدی و اساسی دارند.
,همراهی ملّت همواره توانسته توطئه های دشمنان و بدخواهان نظام را نقش برآب کرده و مانع رسیدن آنها به خواسته هایشان شوند. حضور مردم در عرصه های ضروری نظام اسلامی را بیمه وبه یقین مسیر را برای تحقق آرمانها واهداف هموار می کند. ولایت و رهبری دینی ریشه در باور عمیق این ملّت دارد.
,عصر غیبت معصوم(ع) هنگام های است که اراده تدبیری و تنظیمی جامعه اسلامی بر عهده فقیه جامع الشرایط (ولی فقیه) است. در بینش اسلامی، امتثال امر ولایت و زعامت امّت، در حکم تبعیت از امام وحجّت حق الهی است. این همان خط سیری است که خود معصومین (ع) برای ما مشخص کرده اند.
,هنرمندی ولایت و رهبری نظام در مدیریت این غائله، برای آن که آسیب کمتری به مردم برسد و به منظور مایوس شدن دشمنان و بدخواهان بسیار مهم بود. او با صبوری خویش فضای غبار آلود فتنه را تبیین کردند و روشنگری های ایشان موجب شد مردم خود کیفرخواست برای سران فتنه بنویسند. این همراهی ولایت و مردم در همه عرصه نوعی توانمندی نظام اسلامی محسوب می شود.
,حجت الاسلام علی درستکار
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه