تلخ ترین اتفاق تاریخ در حال رخ دادن است

تراژدی تلخ گورخواب ها

تراژدی تلخ گورخواب ها
تلخ ترین اتفاق تاریخ در حال رخ دادن است..وجدان انسان ها کجاست؟.. چرا دلمان سنگ شده؟! .. چرا هم نوع خودمان را می بینیم که در حال درد کشیدن است ولی باز هم براحتی از کنارش رد میشویم؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل برهان؛ "خدایا دستمان را بگیر که تویی پناه همه دردمندان" تلخ ترین اتفاق تاریخ در حال رخ دادن است..وجدان انسان ها کجاست؟.. چرا دلمان سنگ شده؟! .. چرا هم نوع خودمان را می بینیم که در حال درد کشیدن است ولی باز هم براحتی از کنارش رد میشویم؟!..چه چیزی عوض شده است..مگر مردم ما به مهربانی و عطوفت شهره نبودند به کجا می رویم؟؟ به کجا؟! چند نفر دیگر باید تلف شوند که سنگینی حادثه را دریابیم..این روز ها صحنه زندگی شاهد اجرای تراژدی تلخی است.گورخواب‌ها برگشته‌اند. هر کدام به داخل یک قبر سر می‌خورند. در تاریکی یا مشغول مواد می‌شوند یا به چه فکر می‌کنند، نمی‌دانیم. سکوت گورستان سنگین و هوا سرد است. یکی‌یکی، بنرهای پاره، تکه پتو‌های مندرس و تخته‌ چوب‌های نیمه‌ سوخته روی گورها کشیده می‌شود. آنها مرگ را زندگی می‌کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل برهان,
خیلی که هوا سرد می‌شود، دنبال چوب می‌گردند برای درست‌کردن آتش و گرم‌شدن در گور‌هایی که پایان زندگیست برای همه، اما برای اینها شده سرآغاز و سرپناه. زن، مرد و کودک؛کارتن‌خواب‌هایی که در قبر نشسته می‌خوابند.
,
 
,
«دیگه اینجا چوب هم برای آتیش‌زدن، پیدا نمی‌شه» این را یکی از میهمان‌های ناخوانده این اتاق‌های تاریک و باریک می‌گوید.
,
 
,
دوباره جمعیت گورستان را ترک کرده و تاریکی همه جا را فرا گرفته، مثل هر شب. بنرهای پاره، تکه‌پتو‌های مندرس وط تخته‌‌چوب‌های نیمه‌سوخته را برمی‌دارند. سقف اتاق‌های دوطبقه‌ای که یک متر و نیم ارتفاع دارند. فرششان کارتن‌پاره است و تختشان زمین سفت و سرد. نه چراغی، نه وسیله‌ای. فقط پتو و لباس کهنه.
,
 
,
از این تراژدی تلخ نمی شود براحتی گذشت .نمی شود دست روی دست گذاشت تا شاید اتفاقی خوب در راه باشد..
,
نشود روزی که تاریکی تمام دنیای ما را فراگیرد کافیست یک لحظه خود را جای این انسان ها بگذاریم آنوقت خواهیم دید چقدر درد آور است مرگ را زندگی کردن...
,
 بیایید کمی از این دنیای مجازی که برای خود ساخته ایم دست بر داریم ... بیاید بیدار شویم و  واقعیت را ببینیم ..بیایید خودمان را به خواب نزنیم. 
,
 
,
 
,
"دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
,
 
,
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
,
 
,
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
,
 
,
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست"
,
 
,
#مولانا
,
 
,
امیدواریم مسئولین محترم برای این واقعه دردناک تدبیری بیاندیشند.
,
 
,
نویسنده:محمد طحانی
,
انتهای پیام/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه