گفتگو با استاد حوزه و دانشگاه؛

هاشمی اولین کسی بود که فتنه را در کشور کلید زد/ مدعیان رفع حصر در صدد فتنه‌ای جدید هستند

هاشمی اولین کسی بود که فتنه را در کشور کلید زد/ مدعیان رفع حصر در صدد فتنه‌ای جدید هستند
سید علی صافی: هاشمی اولین کسی بود که پروژه ی ایجاد تردید و تشکیک در سلامت انتخابات را با نوشتن نامه، ایراد سخنرانی و تشکیل کمیته ی صیانت از آرا در داخل شروع کرد و به آن دامن زد و همه ی شرایط القای عدم سلامت انتخابات را به مردم فراهم کرد. این تلاشها برای این بود که وقتی نتیجه ی انتخابات مشخص شد، با آن مخالفت کرده و بگویند همانگونه که از قبل مشخص بود در صحت انتخابات تردید وجود دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از “دزفول امروز”:فتنه ی ۸۸ جریانی بود که با قصد براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا شد و حضور مردم در روز ۹ دی پایان بخش این توطئه بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دزفول امروز,

مشروح مصاحبه در ادامه می آید:

,

جریان فتنه در واقع کودتایی امریکایی انگلیسی بود که مدیریت بیرونی داشت طراح آن ناتو بود با همکاری ۱۷ کشور اروپایی و اسرائیل و برخی از کشورهای جنوبی حوزه ی خلیج فارس به اضافه  ی تمام مخالفین داخلی و خارجی نظام از سازمان منافقین تا سلطنت طلب ها تا اصلاح طلب های برانداز تا برخی از عناصر داخل نظام مجموعه ی اینها طرح کودتای نرمی را ریختند که به وسیله ی آمریکا طراحی شده و هر کدام بخشی از ماموریت براندازی را بر عهده داشتند.

,

به طور طبیعی برخورد با فتنه امری بسیار پیچیده و چندوجهی بود که متوجه شدیم رهبر معظم انقلاب اسلامی تلاش مجدانه ای داشتند که با جهاد تبیینی و روشنگری و آوردن ظرفیت های فکری، تحلیلی و بصیرتی به مردم مسئله را مدیریت کرد و موفق شد.

,

نتیجه ی این تعمیق بصیرت از ابتدای فتنه تا ۹ دی یعنی ۸ ماه جنگ نرم این شد که عموم مردم حتی کسانی که به میرحسین موسوی و امثال وی رای داده بودند و در دام آن فریب عمومی قرار گرفتند، متوجه شدند که مسئله ی فتنه گرها مسئله ی انتخابات، قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه با اصل اعتقادات اسلامی مردم مشکل دارند. فلذا بزرگترین راهپیمایی عمومی خودجوش مردم در ۹ دی ۸۸ شکل گرفت و جز از طریق این حرکت مردمی امکان مهار فتنه نبود و اینم نتیجه ی مدیریت رهبری بود که علیرغم ورود بسیاری از خواص در عرصه ی تبیین و روشنگری توانست مردم را به این نقطه برساند که باید برای دفاع از ارزش هایشان خودشان وارد عرصه شوند و این اتفاق در ۹ دی صورت گرفت و دامنه ی جریان فتنه را جمع کرد.

,

سران فتنه یک حرکت براندازی را مدیریت کردند و تعدادی در این برنامه به شهادت رسیدند و کشور آسیب جدی دید به تعبیری امنیت داخلی کشور دچار آسیب شد، اقتصاد کشور صدمه دید، اعتقاد مردم مورد خدشه قرار گرفت، دشمنان به نفوذ در داخل کشور جرات پیدا کردند، تحریم های بیشتر برای براندازی علیه ایران وضع شد حتی نیروهای ناتو در عراق خودشان را به مرزهای غربی ایران رساندند که اگر لازم شد وارد ایران شوند و اقداماتی انجام دهند، بنابراین کمترین مجازات برای ایشان و تعداد دیگری از رده های اول جریان فتنه اعدام است.

,

اما اینکه رهبری نظام و شورای عالی امنیت ملی تشخیص دادند که مسئله فعلا در حد حصر این افراد باقی بماند، ناظر به مسئله ی پدیده ی جنگ نرم است.

,

کسانی که تاکید بر رفع حصر دارند یا می دانند که چه مسئله ای را دنبال می کنند و می خواهند فتنه ی جدیدی را به وجود آورند یا نمی دانند و در دام جریان های فتنه گر افتاده اند.

,

بهترین شکل برای مدیریت افکار عمومی و کسانی که به میرحسین موسوی و کروبی رای داده بودند، این بود که دو نفر مذکور به چند دلیل باقی بمانند: اول اینکه با احساسات و عواطف رای دهندگانشان بازی نشود و روشن شوند و خودشان از بدنه ی فتنه جدا گردند، رهبری با مدیریت خوبش موفق به این امر شد.

,

دوم این بود که نظام دوست داشت سران فتنه با دیدن این بصیرت و آگاهی مردم برگردند و به اشتباه خود اعتراف کرده و آسیب های فتنه را کمتر کنند که متاسفانه از این فرصت استفاده نکردند. طبیعتا اگر روزی نظام به این نتیجه رسید که مسئله را مورد بررسی قرار داده و دادگاه تشکیل شود، بخش های دیگر و حقایق جدیدی از جریان فتنه روشن شده و بر پرونده ی خیانت بار قطور فتنه گران افزوده خواهد شد و آن زمان فرصت بیشتری برای جریان های فتنه گری که چشم به آسیب زدن نظام دوخته اند ایجاد خواهد شد.

,

کلید مسئله ی رسیدگی به وضعیت سران فتنه در دستان شورای عالی امنیت ملی است که ریاست جمهور در راس آن است و بدنه ی آن با او همراهند. اگر رئیس جمهور اراده کند که مسئله ی سران فتنه با محاکمه یا رفع حصر آنها خاتمه یابد توسط این شورا توان آن را دارد. ولی طبیعتا وجدان عمومی جامعه خواهان رسیدگی به جنایات فتنه گران است لیکن بصیرت عمومی ناظر به این مطلب است که شرایط برای امر فوق باید فراهم باشد و جامعه دچار تکانه و تنش جدیدی نباید گردد لذا زمان اجرای برنامه اهمیت داد.

,

فتنه ی سال ۸۸ طراحی شده از ناحیه ی دشمنان بیرونی بود اما افرادی در داخل آن را مدیریت کردند و در زمین دشمن بازی کردند که بی تردید یکی از آنها آقای هاشمی بود. بحث تقلب که کلید و اسم رمز شروع این کودتای مخملی بود قبلا به وسیله ی آمریکایی ها و اروپاییان ارائه شد و خارج از کشور مطرح بود. وی اولین کسی بود که پروژه ی ایجاد تردید و تشکیک در سلامت انتخابات را با نوشتن نامه، ایراد سخنرانی و تشکیل کمیته ی صیانت از آرا در داخل شروع کرد و به آن دامن زد و همه ی شرایط القای عدم سلامت انتخابات را به مردم فراهم کرد. این تلاشها برای این بود که وقتی نتیجه ی انتخابات مشخص شد، با آن مخالفت کرده و بگویند همانگونه که از قبل مشخص بود در صحت انتخابات تردید وجود دارد.

,

طبق اعترافات آقای ابطحی معاون وقت آقای خاتمی در دادگاه که متن آن موجود است، وی می گوید: در جلسه ای که سران فتنه با آقای هاشمی داشتند، کلید و اسم رمز عملیات، «تقلب» اعلام شده است و باید بگویی در انتخابات تقلب صورت گرفته است تا نظام را وادار به ابطال انتخابات کنیم و اگر این کار صورت نگرفت، مردم را به کف خیابان بیاوریم و طرفداران میرحسین موسوی با این تصور که رایشان دزدیه شده مقابل نظام قرار گیرند و نظام را مجبور به عقب نشینی کنند. اگر نظام عقب نشینی کرد و به ابطال انتخابلت پرداخت، ما اولین پله از مراحل رسیدن به هدفمان را طی کرده ایم . پله ی دوم این است که به نظام بگوییم شما که نمی توانید انتخابات سالم برگزار کنید و باید با حضور ناظران بین المللی این امر محقق شود و آنها کسی را که مطلوبشان می باشد را روی کار بیاورند.

,

بزرگترین کاری که رهبر انقلاب علیرغم حرکت برخی خواص بی بصیرت انجام داد این بود که گفت: اگر کسی شکایت دارد و مستنداتی دال بر اینکه تقلبی صورت گرفته در دست دارد، علاوه بر فرصت قانونی یک هفته ی دیگر هم فرصت می دهم که مستندات خود را از طریق مجاری قانونی ارائه دهند تا اگر تقلبی رخ داده است، ابطال انتخابات را می پذیرم ولی اگر سندی وجود ندارد و بحث بر سر یک گزینه و تفکری نادرست است ذره ای عقب نشینی نخواهم کرد.

,

در جلسه ای که رهبر انقلاب با مسئولان ستادهای ۴نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ داشتند، بیان نمودند: برای ادعای خود مبنی بر عدم سلامت انتخابات، دلیل بیاورید که آنها دلیلی برای ارائه نداشتند. همین آقای آخوندی وزیر فعلی راه، مسکن و شهرسازی است گفت: اگر چند بار دیگر نیز شمرده شود تغییری در نتیجه ی انتخابات صورت نمی گیرد.

,

آنها می گفتند چرا آقای احمدی نژاد تایید صلاحیت شده و یا چرا وی در پایان دوره ی ریاست جمهوری خود معوقات فرهنگیان را بدهد و این باعث شد که مردم ذهنشان معطوف به او شود.

,

پاسخ رهبر انقلاب این بود که: اگر تمام دنیا دست به دست هم دهند که نتیجه ی انتخابات ابطال شود قبول نمی کنم چون نوعی سیلی زدن به مردم است. در دوره ای که آقای خاتمی رئیس جمهور شد، افرادی درخواست ابطال انتخابات را داشتند که از رای مردم کاملا حمایت کردم و گفتم این انتخاب مردم است که هنوز دل آنها با ما صاف نشده است. ما در جایگاه دفاع مردمیم نه اینکه هرگاه نتیجه به نفع ما بود بپذیریم و اگر به نفع ما نبود بگوییم تقلب شده و ابطال شود!.

,

رهبری قدمی عقب نشینی نکرد ولی از خواص خواست وارد گود شوند و آنچه را که میبینند و تحلیل می کنند برای مردم بیان کنند ولی بسیاری از نخبگان و خواص از مردم عادی عقب ماندند و مردم خیلی از خواص بی بصیرت و دنیاطلب وظیفه ی خود را تشکیل داده و عمل کردند ولی یک هفته  ی فاصله ی بین انتخابات و خطبه ی رهبری در نماز جمعه ایشان با خیلی ها از جمله میرحسین موسوی، برخی مراجع، علما، نخبگان، دانشجویان، اساتید، احزاب و … جلسه گرفت و روشنگری نمود و آنها را در مسیر فهم دقیق توطئه و فریب دشمن قرار داد.

,

نتیجه ی این حرکت رهبری و البته برخی خواص بابصیرت این بود که آرام آرام بدنه ی رای دهندگان به میرحسین موسوی ریزش کرد و از چندصدهزار نفری که در راهپیمایی اولیه شرکت کردند و امر فوق نشان دهنده ی این مسئله بود که توطئه ی براندازی با استفاده از موج مردمی با بن بست جدی مواجه شده و دچار شکست شده است.

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه