برتراند بادی مورخ روزنامه نگار متخصص در امور بین المللی:
قوانین وحشیانه سرمایه داری باعث بروز جنگ های امروز جهان است
درک جنگ های قرن بیست و یک از این جهت مهم است که به منظور هشدار از جنگ ها و درگیری ها که علیرغم ویژگی های مشترک در دو دهه گذشته از جنگ های سابق قابل تمایزند بکارمی رود و قابلیت این را دارند که آنها را با موضوعیت خاص طبقه بندی شده و به همین جهت به برنامه زمان بندی آنها باید توجه داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل کوگانا،جنگ امروز قرن بیست و یک مانند جنگ های قرن گذشته نیست. و این همان چیزی است که کار تیم تحقیقاتی دانشگاهی و نویسنده برجسته فرانسوی برتراند بادی و مورخ روزنامه نگار متخصص در امور بین المللی در این کتاب که از اواسط ماه سپتامبر سال 2015 تحت عنوان جنگ جدید با عنوان مرتبط متنوع بر روی اهداف و فرضیه ی مکمل آن تمرکزکرده اند از کنگو و سومالی، نیجریه، مالی، آفریقای مرکزی،سوریه، عراق، فلسطین تا اوکراین جهان امروز هنوز هم پر از درگیری و جنگ است تا زمانه اثبات کند که پایان جنگ سرد اعلام پایان رویارویی ها نیست بلکه آغاز یک دوره جدید از صلح جهانی و ثبات بین المللی بین دو اردوگاه شرق و غرب است.
جذب و دفع هایی که در حاشیه بودند اغلب منجر به بسیاری از درگیری های منطقه ای در بسیاری از مناطق دور و نزدیک جهان شده اند. در حال حاضر بیش از دو دهه از زمان جنگ سرد گذشته که در پایان جنگ سرد، نقشه ی جهان امروز به نظر می رسد خفه کننده و سوخته نه تنها در انتظار تعداد بی پایانی از جنگ های داخلی و خارجی است بلکه تعداد بازیگران درگیر مدنی و بازیگران غیر دولتی نیز برای تغییرات در مفاهیم و پس زمینه های خود در جنگ و درگیری در سطح مختلف مفهوم نبرد واقعی و عملیاتی وارد کارزار شده اند که از نو سوالات تفاوت بین افزایش ماهیت و مکانیزم جنگ رامطرح کرده اند دیروز، امروز و یا به عبارت دیگر تفاوت بین جنگ امروز در قرن بیست و یک مشخص است و مانند جنگ های قرن گذشته نیست.
درک جنگ های قرن بیست و یک از این جهت مهم است که به منظور هشدار از جنگ ها و درگیری ها که علیرغم ویژگی های مشترک در دو دهه گذشته از جنگ های سابق قابل تمایزند بکارمی رود و قابلیت این را دارند که آنها را با موضوعیت خاص طبقه بندی شده و به همین جهت به برنامه زمان بندی آنها باید توجه داشت.
,
,
,
این تیم تحقیقی با نظارت خود عادت داشته اند که در طول سالهای گذشته به صدور گزارش و برآورد های بین المللی سالانه در مورد وضعیت جهان در هر سال بپردازند و باید تشریح کرد که جنگ های جدید که برخی از انها در اروپا آغاز شد موردی برای شکستن توهم دسترسی قاره پیر به یک صلح پایدار پس از جنگ سرد است که اختلافات پس از فروپاشی یوگسلاوی سابق و درگیری جاری در اوکراین از این نوع بشمار می آیند.
,

,
,
,
, اما اکثریت قریب به اتفاق درگیری ها و جنگ های دو دهه گذشته اساساً در کشورهای جنوب قاره و در اطراف آن صورت گرفته اند به ویژه که در آن چند جنگ به عنوان جنگ متعارف و یا جنگ بین کشورها از قالب طبقه بندی حاص معرکه های پیشین سابق خارج شده و تغییر کرده است.
,
در حالی که تعارض گروه ها اساسا در برابر قدرت همان کشورها ایجادشده است که در بخش دوم درگیری های فرقه ای، سیاسی گروه های مسلح شورشی با کارگردانی و برقراری رابطه با بازیگران مناقشات غیر دولتی در برابر دولت ها موضع می گیرند و یا خود با یکدیگر گاهی اوقات درگیر می شوند و این نشانه جدیدی در شرح طبقه بندی مفاهیمی از جنگ قرن بیست و یکم است. البته بیشتر به طور جدی بسیاری از گروه های شورشی به دنبال دسترسی به قدرت و یا برای کنترل زمین و دستیابی به منابع طبیعی که تحت امر و کنترل دولت یک کشور است به ایجاد درگیری اقدام می کنند.
,
اما در زمینه خصوصیات شکل های جدید باید نوشت: این درگیری ها عموماً جنگ نامتقارن و غیر سنتی بوده که اغلب به جداسازی طبقات جوامع و نهادهای سیاسی و ایالات منتهی می شود بر همین پایه تمرکز نویسندگان در 264 صفحه این کتاب به واقعیت نقش مخرب بازی در تشدید اختلافات قومی و فرقه گرایی مذهبی در افزایش درگیری در همان کشور یا همان جامعه پرداخته است که به معنی بازی بر روی طناب خطرناک قومی یا فرقه ای درون جوامع سازماندهی شده از آن یاد شده است.
,
این رویه به معنی بازی با واکنش های طناب قومی یا فرقه ای در همه شرایط است. محرک ها و پاسخ ها در این درگیری جدید، با ابزارهای مانند جهانی شدن سرمایه داری و تجارت آزاد بین المللی مطابق با قوانین وحشیانه لیبرال امکان پذیر شده که از این منظر همواره جهان را در معرض افزایش خطر جنگ داخلی و خارجی، مبارزه و درگیری قرارداده تا ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر شوند و افزایش رقابت برای حصول منابع کمیاب، کنترل قدرت و ثروت و کنترل حاکمیت آن منطقه به هیچ وجه پایان پذیرنیست. برای نمونه درگیری دولت سوریه با مسلجین در داخل آن کشور قابل ذکراست.
,
نتیجه گیری نویسنده: البته جورج فریدمن در کتاب پیشبینی صد سال آینده علاوه بر یادآوری موضوعات فوق معتقد است قرن بیست و یک که سراسر جنگ است باید منتظر ظهور اسلام، بعنوان یک ابرقدرت بود که می تواندسایر ابرقدرت را زیر سایه خود قرار دهد.
,
,
ترجمه :عبدالمجید اورا
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه