ای کاش دردی از جامعه باز شود
جناب روحانی امیدواریم زباله گردهای امروز گورخواب های فردا نباشند
متاسفانه دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، ماجرای گزارش یکی از روزنامه ها درباره گورخوابها بازتابهای گستردهای در سطح کشور داشت و از طرفی نیز پاسخ رئیس جمهور به این موضوع قابل توجه بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان،, خاورستان،, ماجرای گزارش یکی از روزنامه ها درباره گورخوابها بازتابهای گستردهای در سطح کشور داشت و از طرفی نیز پاسخ رئیس جمهور به این موضوع قابل توجه بود.,اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
انتهای پیام/
اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
انتهای پیام/
اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
انتهای پیام/
اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
انتهای پیام/
اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
انتهای پیام/
اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
انتهای پیام/
اما این گزارش دردناک و وضعیت واقعی برخی از هم وطنانمان باعث شد که اصغر فرهادی در نامه اى گلایه آمیز به حسن روحانى به گزارش تکان دهنده چاپ شده واکنش نشان دهد و به بهانه این نامه، رئیس جمهور را نیز در این بعض و شرمساری خودش شریک کند.
,رئیسجمهور نیز در نشست تخصصی جامعه نظارت و بازرسی دولت که در محل اجلاس سران برگزار شد، به این نامه واکنشی عجیب نشان داد.
,آقای روحانی در این باره بیش از دو دقیقه صحبت کردند که بخش کوتاه تری از این سخنان در رسانه ها منعکس شد که در ادامه متن کامل آن را می خوانید: «دیروز وقتی نامه یکی از هنرمندان را خواندم بسیار دردناک بود. شنیده بودیم برخی از فقرا به خاطر بیچارگی، اعتیاد و.. کارتن خوابند، زیر پل ها می خوابند. در کشورهای اروپایی دیده بودیم برخی از این فقرا در ایستگاه مترو و زیر پل ها شب را به صبح می آورند. اما قبر خواب را کمتر شنیده بودیم. یک فقیری به خاطر فقر، بی نوایی، برای اینکه از سرما نجات پیدا کند و جای گرمی پیدا کند در قبر زندگی می کند. این هنرمند برای من نوشته بود وقتی این گزارش را خواندم بغض در گلویم و شرمساری در سیمایم بود. این ملت بزرگ می تواند، ببیند که یکی عده از همنوعانش، خواهرانش و بردارانش حالا اسیب اجتماعی دیده و مشکلات دارند؛ اما به هرحال انسان هست و شب به خاطر بی پناهی به قبر پناه ببرد. حالا کسانی برای اینکه از سرما نجات پیدا کنند، خودش را زنده به گور می کند و داخل گور می رود. این قابل تحمل برای دولت و مردم نیست. چطور باید این مشکلات را حل کنیم؟ براردارن و خواهران همه باید یکپارچه شویم. از مسائل جناحی و اختلافات دست برداریم. مشکلات اساسی کشور را مد نظر قرار دهیم. برای حل مشکلات همه دست به دست هم بدهیم.»
,نگاهی گذرا به این سخنان نشان می دهد، گویی رئیس جمهور بعد از خواندن این نامه، پی به برخی از آسیب های اجتماعی از جمله گور خوابی برده است. به عبارت دیگر، در صورتی که این هنرمند به ایشان این نامه را نمی داد، به این موضوع پی نمی برد؛ بنابراین، می شود پیشنهاد نهضت نامه نویسی برای یادآوری مشکلات کشور را به رئیس جمهور داد تا مشکلات کشور را ببینند!
,,
این مقدمه ای بود که بررسی کنیم که چه می شود تا یک فرد کارتن خواب و یا گورخواب می شود؛ مگر با چه شرایطی روبرو هستند که عاقبت آن ها به قبرستان ختم می شود و کدام درها را بر روی خود بسته می بنند که دری جز درِ خانه قبر را باز شده نمی بینند.
,,
مشکلات زندگی امروزی افراد به کنار اما بی توجهی مسئولان را در کجای دلمان قرار دهیم تا جایی که اگر نامه ای در کار نباشد دیگر پرداختن به موضوعات نیز در لابهلای زندگی روزمره رنگ می بازد و به فراموشی سپرده می شود.
,,
اگر در حال حاضر در کشور موضوع گورخواب ها مطرح است اما باید راه چاره را پیدا کنیم نه اینکه پیشنهاداتی دهیم که جامعه را دچار آشفتگی کند.
,,
گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.
, گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب., گورخواب ها قطعا خودشان نمی خواستند که گورخواب باشند بلکه وضعیت کنونی جامعه و بردن و غارت ها توسط برخی نورچشمی ها و عدم توجه به افراد کم بضاعت کار را به آنجا رسانده است که برخی ها کارتن خواب می شوند و برخی ها زباله جمع کن و برخی ها نیز در انتها گورخواب.,,
وقتی افراد از جامعه طرد شوند مجبور هستند که به مکانی و محلی سوق یابند که از جامعه دور باشند و روزگارشان را در یک قطعه یک الی دو متری بگذارنند؛ اما در این خصوص قطعا همه مقصرند و باید به خود آیند و بدانند سرگذشت آن ها نیز در نهایت به همین قطعه دو متری ختم خواهد شد.
,,
در استان خراسان جنوبی شاید این پدیده گورخوابی مطرح نباشد اما آسیب های اجتماعی بسیاری وجود دارد که اگر به آن توجه نگردد امکان اینکه سرگذشت آن ها نیز به گورخوابی ختم شود زیاد است.
,,
یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.
, یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود., یکی از مواردی که اغلب در در 24 ساعت شبانه روز با آن روبرو هستیم معظل زباله گردی است؛ موضوعی که روز به روز در حال گسترش است و مشخص نیست انتهای آن به کجا ختم شود.,,
این مورد متاسفانه همه ی افراد را درگیر خود کرده و روزانه نوجوانانی که آینده خود را در جمع آوری زباله می بینند مشاهده می کنیم که تا کمر سر در سطل های آشغال دارند و به دنبال زباله می گردند.
,,
نوجوانانی که فرزندان همین جامعه هستند ولی به خاطر اینکه جامعه آن ها را فراموش کرده است دیگر چاره ای جز تن دادن به این مورد را در خود نمی بینند.
,,
در کنار این نوجوانان گاهی افراد میانسال و گاها خانم هایی را می بینیم که با رویی بسته و دور از چشم دیگران به دنبال طی کردن روز خود به شب هستند و نان آوری را در پی جمع کردن بیشتر زباله جستجو می کنند.
,,
متاسفانه همه ما به ویژه مسئولین به راحتی هرچه تمام تر یا بهتر بگوییم به راحتی یک جرعه آب از کنار این افراد می گذریم و فقط و فقط خود را می بینیم و نگران این هستیم که کت و یا شلوارمان خاکی نشود.
,,
متاسفانه لباس های کهنه و غیر قابل استفاده شده را بر تن این افرادی که اکنون به نان شب خود درمانده اند را نمی بینیم و هر روز لباسی نو بر تن می کنیم.
,,
و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.
, و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند., و متاسفانه برای این افراد دلسوز نیستیم و به رئیس جمهور نامه ای نمی نویسیم که جناب دکتر در این جامعه برخی ها هستند که مشکلات آن قدر بر آن ها فشار آورده است و امورات زندگیشان سخت می گذرد که چاره ای جز خم شدم در سطل های زباله ندارند.,,
جناب دکتر روحانی اگرچه شما به نامه های بزرگان پاسخ می دهید و ابراز ناراحتی می کنید اما لطفا نامه های این دیار را نیز نگاه مختصری اندازید تا بدانید مردم در چه مشقتی روزگار می گذارند و روزشان را شب و شبشان را روز می کنند.
,,
با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.
, با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند., با این شرایطی که پیش می رود و زندگی ها هر روز سخت تر دیروز می گردد نمی دانیم سرگذشت این افراد نیز به کجا ختم خواهد شد اما امیدواریم روزی فرا نرسد که بگوییم زباله جمع کن های دیروز اکنون گورخواب شده اند.,,
در پایان نیز یاد وعده های سال 92 جناب دکتر روحانی می افتیم که فرمودند:
,,
1. در دولت تدبیر و امید همراه با یارانههای نقدی، یارانههای کالایی نیز داده میشود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است.
,2. دولت تدبیر و امید به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلاً به یارانه 45 هزار تومانی نیازی نداشته باشند.
,3. باید زندگی خوب و شغل آبرومند برای مردم افتخار باشد.
,4. باید کار را به جایی برسانیم که به جای اینکه مردم دستشان را به سوی دولت دراز کند، دولت دستش را به سوی مردم دراز کند.
,,
به غیر از حقوق های نجومی بگیران که نه دردی دارند و نه غمی این دولت هم تمام شد و تنها چیزی که ماند وعده های سرخرمنی بود که با آن شب را به روز گذراندیم.
,,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه