شهید رضا احمدی:

به پدر و مادرخود احترام بگذارید/جبهه های حق علیه باطل را رها نکنید

به پدر و مادرخود احترام بگذارید/جبهه های حق علیه باطل را رها نکنید
وصیت نامه شهید رضا احمدی یکی از شهدای گرانقدر سیستان به همراه دسخط این شهید بزرگوار در سایت ندای هیرمند قرار گرفت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای هیرمند؛ شهید رضا احمدی در بیست و یکم سال 1339 در شهرستان زابل چشم به جهان گشود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای هیرمند؛,

وی تحصیلات خود را تا مدرک سیکل ادامه داد و پس از آن وارد ژاندارمری شد،او یکی از مرزبانان غیور و انقلابی میهن اسلامی بود که در اثر درگیری با اشرار مسلح در مرز قرقرک زابل در سال 1366 به شهادت رسید.

,

در ادامه وصیت نامه شهید رضا احمدی به همراه دسخط این شهید بزرگوار را مطالعه می کنیم:

,

به نام هستی بخش عالم بقا و نام رحمان و رحیم

,

سلام بر امام

,

سلام بر امام عزیز خمینی بزرگ،روح دمیده ملت غیور ایران، سلام بر آیت الله منتظری امید امت و امام و با سلام بر شهیدان و جانبازان و رزمندگان صحنه پیکار حق علیه باطل خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی سلام عرض می کنم و امیدوارم از یکتای بی همتا که لطف خداوند شامل حالم بشود و مورد عفو و بخشش شما عزیزان قرار بگیرم و در این لحظات آخر عمر عاجزانه طلب بخشش از شما عزیزان را دارم و این جزو وصیت بنده می باشد.

,

برادران و خواهرانم را سلام دارم و امیدوارم ایشان هم اگر بدی از من دیدند بنده را ببخشید و حلال کنید و اما شما ای برادران عزیز سعی کنید جای خالی مرا در جبهه های نبرد حق علیه باطب پر کنید و مبادا تحت تاثیر حرف های مردم قرار بگیریدکه همانا خداوند ناظر بر اعمال ماست.

,

شما را به برپا داشتن نماز و روزه و احکام الهی سفارش می کنم زیرا آنچه ما را موفق و پیروز دارد اسلام و خدا ، از کلیه خویشان و اقوام دور و نزدیک طلب بخشش و عفو می کنم و اگر از من ناراحتی دارند امید است مورد عفو قرار گیرم.

,

اما شما ای پدر بزرگوار کاش این شب حمله اینجا بودی با من به پاس این همه زحماتی که برایم متحمل شدید دست و پایت را می بوسیدم زیرا آن دست و پا واقعا برایم زحمت کشیده و پدر جان شما و مادرم را عاشقانه در آغوش می کشم زیرا این شما بودید که درد و رنجم را تا کنون متحمل شدید.

,

شما را سفارش می کنم که بر مزارم گرد بنشینید و آنقدر گریه کنید تا سنگ قبرم شسته از اشک شما بشود و بدن بی غسل من با آب چشم شما عزیزان که رحمت خداوند در آن است غسل داده شود.

,

می دانید چرا می گویم گریه کنید؟ زیرا شما واقف بودید سرتاسر زندگیم درد و رنج و ستم بود و جگرم خون و دلم لخته لخته خون اما لبانم خندان،لبانی خندان به این جهت که بر روزگار بخندم و این دنیای پر فریب و ریاکار را به همانگونه که او مرا بازیچه قرار داده من هم به او لبخند بزنم.

,

در هر صورت وصایایی داشتم که به علت فشردگی و نبودن وقت موفق نشدم روی کاغذ بیاورم و ده دقیقه دیگر به امید خداوند راهی خط هستیم و شما عزیزان را به یکتای بی همتا می سپاریم به امید اینکه ادامه دهنده راهم باشید و هر وقت توانستید سری به مزارم بزنید تا شمار را زیارت کنم به امید پیروزی لشکریان دلیر اسلام بر کفار دنیا و به امید سلامتی و طول عمر رهبر عظیم ما امام خمینی و زیارت کربلا.

,

 

,

, ,

, ,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه