یک جانباز شیمیایی گفت: در حال خنثی کردن مین ها بودم که صدای انفجاری شنیده شد و دوست رزمنده ام آقای رجائی، پاهایش روی هوا رفت و از زیر زانو تقریبا قطع شد.
صفحه 1 از 1