گفتم: آقای دکتر من ازدواج کردهام، بچهدار هم شدهام، کم خونی هم دارم، دخترعمو و پسرعمو هم هستیم! دکتر نگاهی به من کرد و گفت: تو دیوانهای از اتاق من برو بیرون!
صفحه 1 از 1