احساس میکردم که از زخمهایم خون جاری است، در جایی بودم که ابعادش یک متر در دو متر بود، آب وجود نداشت، تاریک و سرد بود، وقتی میخواستند شکنجه کنند، بدون لباس بودیم.
صفحه 1 از 1