25 سال دارد و با نگاهی سرد مرا ورانداز می کند. به دیوارهای سنگی تکیه داده است. عصایش با تو می گوید که نمی تواند راه برود. در نی نی چشمانش، هیچ فروغی پیدا نیست.
صفحه 1 از 1