من در یک خانواده ی مستضعف و فقیربزرگ شدم. اعضای خانواده من عبارت بود از دو خواهر و دو برادر خردسال و یک پدر زمین گیر و یک شیر زن به نام مادر.
یکی دو ماه پیش بود...انگار همین چند لحظه پیش بود:هواسرد سرده ،برف و بارون بیداد می کنه، هاجر کوچولوی من فقط سه سالشه، تب و لرز شدید داره.
صفحه 1 از 1