در گوشهای از خاطرات شهید آمده است: وقتی آن زن داغدیده، ضجه زنان به من گفت چرا صدام و عراقیها را نکشتید و آمدید، سرم را پایین انداختم و در دلم با خدا پیمان بستم ک…
من مانند شمعی که نور کمی دارد، می سوزم و با سوختن خود، منطقه ای را روشن می نمایم تا دیگران در اثر این روشنایی کم، آگاهی به دست آورند و آنان نیز خود را برای سوختن و …
صفحه 1 از 1