ماه رجب است و در مکه هستم ،وارد هتل که می شوم لابی هتل شلوغ است. از مسجد الحرام آمده ام می خواهمم دوباره برگردم و در کنار کعبه قرآن بخوانم ، نذر کردم تا قرآن را برا…
من معلم بودم همانی که بعد از سی سال رنج و دشواری همه افتخارم را بازنشستگی ام خواندند و مرخصی های نرفته ام را چون پتک بر سرم کوبیدند و خندیدند!
صفحه 1 از 1