یکی از هم رزمان شیرودی لحظه های نزدیک به شهادت او را اینگونه روایت می کند: شب شهادت تا صبح مشت به دیوار می کوبید و می گفت چرا صبح نمی شود تا این که صبح شد نمازش را …
صفحه 1 از 1