قصه این پیرمرد ناشنوایی که مدت 3 شبانه روز را در بشرویه سرگردان بود را می توان در این نوشته ی او یافت " بخدا من دیوانه نیستم ...." "2 روز است غذا نخوره ام ... "
به قول معروف "در این دنیا هیچ چیز شیرینتر از حیات نیست"، اما گاهی زندگی آنقدر بر انسان سخت و تلخ می شود که آرزو می کند هرچه زودتر بمیرد...
صفحه 1 از 1