سخن از عشق است و ۱۶ساعت روزه داری در گرما؛

ادای تکلیف شرعی و گرمای تنور، عجب صفایی دارد+تصاویر

ادای تکلیف شرعی و گرمای تنور، عجب صفایی دارد+تصاویر
تنور نانوایی داغ تر شده است و شاطر خمیر پهن شده را به دیواره های تنور می چسباند و صلواتی می فرستد، زبانش روزه و لبانش ترک خورده است، اما حتی تلفیق گرمای تنور و گرمای هوا را تحمل می کند تا تمام فکر و ذهنش شود کسب روزی حلال.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور؛ هوا گرم است و نانوا خمیر خود را تهیه کرده و کم کم باید نان های خود را پخت کند، چرا که تا ساعاتی دیگر جلوی نانوایی شلوغ می شود و او باید تندتر کار کند تا مردم در ماه مهمانی خدا نان تازه بر سر سفره هایشان آماده باشد، نانی که به عنوان برکت سفره ها به ویژه سفره افطار و سحر همیشه بر سر سفره های ایرانیان بوده و هست.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,

از این رو به سراغ یکی از نانوایی های تویسرکان می رویم که دو کارگر در آن مشغول به کار هستند، یکی خمیر می گیرد و دیگری شاطر است و هر دو برای صاحب نانوایی کار می کنند و عرق می ریزند، آن هم در گرمای خرداد ماه و کنار تنور، باز زبان روزه و لبانی تشنه.

یکی از آن ها خمیر آماده شده را گلوله می کند و به اندازه مناسب بر روی میز مخصوص می گذارد و  دیگری که به او شاطر می گویند، خمیر گلوله شده را به اصطلاح پهن کرده و و داخل تنور می گذرد و باید تند تند این کار را انجام دهد تا نه سوخت تنور به صورت اضافه مصرف شود و نه نانی بسوزد.

می گوید که این نانوایی سابقه خوبی در بین مشتریان دارد و نباید نان خمیر یا نیمه سوخته به آنان تحویل دهد و خمیر پهن شده دیگری را به تنور می چسباند و نان آماده شده را از داخل تنور بیرون می آورد.

با گذشت دقایقی از روشن شدن تنور و کار کردن و گرمای بیرون و به ویژه گرمای همین تنور، عرق پیشانی اش بر روی گونه هایش هم می ریزد.

روزه داری برخی مشاغل از جمله کارگران نانوایی ها به دلیل مجاورت با گرمای تنور سختی اش دو چندان و البته به گفته خودشان ثوابش چندین برابر است، و اما آنان کسب روزی حلال را در اولویت خود قرار داده اند.

نانوا در حقیقت سعادت زندگی خود و خانواده اش را در همین دستمزد کار کردن در نانوایی می داند و خوشحالی اش برای کسب روزی حلال است، سختی گرما را تحمل می کند و از آتش تنور راضی تر است تا آتش دوزخ و دسترنج خودش برایش شیرین و گواراتر از هر چیزی است.

این نانوا هر روز به جز روزهای یکشنبه در حدود 9 ساعت کنار تنور داغ نانوایی کار می کند و نان می پزد، به امید آن که نانی بر سر سفره های مردم فراهم شود و می گوید: با وجود آن که نوشته ایم نان نسیه داده نمی شود، اما زمانی که متوجه می شویم فردی پولی برای تهیه نان ندارد و می خواهد جلوی زن و فرزندش خجالت زده نشود و نانی می خواهد، به او می دهیم و پولی بابت نان نمی گیرم.

او ادامه می دهد: زندگی و خرج و مخارج این روزها سخت است و ما خودمان هم کارگر هستیم و زندگی با درآمدهای اندک را هم می چشیم و می دانیم که معیشت مردم این روزها سخت می گذرد.

حالا دیگر هر دو آنان ها تندتر کار می کنند چرا که زمان به ساعت افطار هم نزدیک می شود و نمی خواهند اهالی محل که برای خرید نان می آیند، مدت طولانی در صف نانوانی منتظر بمانند.

شاطر می گوید: 16 ساعت روزه گرفتن در این روزها سخت است و مردم هم نمی توانند زیاد سرپا و در صف بیایستند و هر کدامشان دوست دارند سر سفره افطار به موقع در کنار خانواده یشان حضور یابند و ما هم تمام سعی مان بر آن است تا به اندازه ای نان پخت کنیم که کسی دست خالی از نانوایی خارج نشود و دغدغه نان نداشته باشد.

برای دقایقی کنار تنور می روم، تحمل گرمای آن برای من سخت است و اما نانوا با تحمل این گرما با نفسش بیشتر مبارزه می کند و با صبرش برای مردم آرزوی خوشبختی می کند.

کارگر نانوایی از ثواب روزه داری و دهانی خشک و لبانی ترک خورده بیشتر راضی تر است و در آخر روزی حلالی که می شود برکت زندگی او و نسلی که از او متولد می شوند.

انتهای پیام/

,

از این رو به سراغ یکی از نانوایی های تویسرکان می رویم که دو کارگر در آن مشغول به کار هستند، یکی خمیر می گیرد و دیگری شاطر است و هر دو برای صاحب نانوایی کار می کنند و عرق می ریزند، آن هم در گرمای خرداد ماه و کنار تنور، باز زبان روزه و لبانی تشنه.

یکی از آن ها خمیر آماده شده را گلوله می کند و به اندازه مناسب بر روی میز مخصوص می گذارد و  دیگری که به او شاطر می گویند، خمیر گلوله شده را به اصطلاح پهن کرده و و داخل تنور می گذرد و باید تند تند این کار را انجام دهد تا نه سوخت تنور به صورت اضافه مصرف شود و نه نانی بسوزد.

می گوید که این نانوایی سابقه خوبی در بین مشتریان دارد و نباید نان خمیر یا نیمه سوخته به آنان تحویل دهد و خمیر پهن شده دیگری را به تنور می چسباند و نان آماده شده را از داخل تنور بیرون می آورد.

با گذشت دقایقی از روشن شدن تنور و کار کردن و گرمای بیرون و به ویژه گرمای همین تنور، عرق پیشانی اش بر روی گونه هایش هم می ریزد.

روزه داری برخی مشاغل از جمله کارگران نانوایی ها به دلیل مجاورت با گرمای تنور سختی اش دو چندان و البته به گفته خودشان ثوابش چندین برابر است، و اما آنان کسب روزی حلال را در اولویت خود قرار داده اند.

نانوا در حقیقت سعادت زندگی خود و خانواده اش را در همین دستمزد کار کردن در نانوایی می داند و خوشحالی اش برای کسب روزی حلال است، سختی گرما را تحمل می کند و از آتش تنور راضی تر است تا آتش دوزخ و دسترنج خودش برایش شیرین و گواراتر از هر چیزی است.

این نانوا هر روز به جز روزهای یکشنبه در حدود 9 ساعت کنار تنور داغ نانوایی کار می کند و نان می پزد، به امید آن که نانی بر سر سفره های مردم فراهم شود و می گوید: با وجود آن که نوشته ایم نان نسیه داده نمی شود، اما زمانی که متوجه می شویم فردی پولی برای تهیه نان ندارد و می خواهد جلوی زن و فرزندش خجالت زده نشود و نانی می خواهد، به او می دهیم و پولی بابت نان نمی گیرم.

او ادامه می دهد: زندگی و خرج و مخارج این روزها سخت است و ما خودمان هم کارگر هستیم و زندگی با درآمدهای اندک را هم می چشیم و می دانیم که معیشت مردم این روزها سخت می گذرد.

حالا دیگر هر دو آنان ها تندتر کار می کنند چرا که زمان به ساعت افطار هم نزدیک می شود و نمی خواهند اهالی محل که برای خرید نان می آیند، مدت طولانی در صف نانوانی منتظر بمانند.

شاطر می گوید: 16 ساعت روزه گرفتن در این روزها سخت است و مردم هم نمی توانند زیاد سرپا و در صف بیایستند و هر کدامشان دوست دارند سر سفره افطار به موقع در کنار خانواده یشان حضور یابند و ما هم تمام سعی مان بر آن است تا به اندازه ای نان پخت کنیم که کسی دست خالی از نانوایی خارج نشود و دغدغه نان نداشته باشد.

برای دقایقی کنار تنور می روم، تحمل گرمای آن برای من سخت است و اما نانوا با تحمل این گرما با نفسش بیشتر مبارزه می کند و با صبرش برای مردم آرزوی خوشبختی می کند.

کارگر نانوایی از ثواب روزه داری و دهانی خشک و لبانی ترک خورده بیشتر راضی تر است و در آخر روزی حلالی که می شود برکت زندگی او و نسلی که از او متولد می شوند.

انتهای پیام/

,

از این رو به سراغ یکی از نانوایی های تویسرکان می رویم که دو کارگر در آن مشغول به کار هستند، یکی خمیر می گیرد و دیگری شاطر است و هر دو برای صاحب نانوایی کار می کنند و عرق می ریزند، آن هم در گرمای خرداد ماه و کنار تنور، باز زبان روزه و لبانی تشنه.

یکی از آن ها خمیر آماده شده را گلوله می کند و به اندازه مناسب بر روی میز مخصوص می گذارد و  دیگری که به او شاطر می گویند، خمیر گلوله شده را به اصطلاح پهن کرده و و داخل تنور می گذرد و باید تند تند این کار را انجام دهد تا نه سوخت تنور به صورت اضافه مصرف شود و نه نانی بسوزد.

می گوید که این نانوایی سابقه خوبی در بین مشتریان دارد و نباید نان خمیر یا نیمه سوخته به آنان تحویل دهد و خمیر پهن شده دیگری را به تنور می چسباند و نان آماده شده را از داخل تنور بیرون می آورد.

با گذشت دقایقی از روشن شدن تنور و کار کردن و گرمای بیرون و به ویژه گرمای همین تنور، عرق پیشانی اش بر روی گونه هایش هم می ریزد.

روزه داری برخی مشاغل از جمله کارگران نانوایی ها به دلیل مجاورت با گرمای تنور سختی اش دو چندان و البته به گفته خودشان ثوابش چندین برابر است، و اما آنان کسب روزی حلال را در اولویت خود قرار داده اند.

نانوا در حقیقت سعادت زندگی خود و خانواده اش را در همین دستمزد کار کردن در نانوایی می داند و خوشحالی اش برای کسب روزی حلال است، سختی گرما را تحمل می کند و از آتش تنور راضی تر است تا آتش دوزخ و دسترنج خودش برایش شیرین و گواراتر از هر چیزی است.

این نانوا هر روز به جز روزهای یکشنبه در حدود 9 ساعت کنار تنور داغ نانوایی کار می کند و نان می پزد، به امید آن که نانی بر سر سفره های مردم فراهم شود و می گوید: با وجود آن که نوشته ایم نان نسیه داده نمی شود، اما زمانی که متوجه می شویم فردی پولی برای تهیه نان ندارد و می خواهد جلوی زن و فرزندش خجالت زده نشود و نانی می خواهد، به او می دهیم و پولی بابت نان نمی گیرم.

او ادامه می دهد: زندگی و خرج و مخارج این روزها سخت است و ما خودمان هم کارگر هستیم و زندگی با درآمدهای اندک را هم می چشیم و می دانیم که معیشت مردم این روزها سخت می گذرد.

حالا دیگر هر دو آنان ها تندتر کار می کنند چرا که زمان به ساعت افطار هم نزدیک می شود و نمی خواهند اهالی محل که برای خرید نان می آیند، مدت طولانی در صف نانوانی منتظر بمانند.

شاطر می گوید: 16 ساعت روزه گرفتن در این روزها سخت است و مردم هم نمی توانند زیاد سرپا و در صف بیایستند و هر کدامشان دوست دارند سر سفره افطار به موقع در کنار خانواده یشان حضور یابند و ما هم تمام سعی مان بر آن است تا به اندازه ای نان پخت کنیم که کسی دست خالی از نانوایی خارج نشود و دغدغه نان نداشته باشد.

برای دقایقی کنار تنور می روم، تحمل گرمای آن برای من سخت است و اما نانوا با تحمل این گرما با نفسش بیشتر مبارزه می کند و با صبرش برای مردم آرزوی خوشبختی می کند.

کارگر نانوایی از ثواب روزه داری و دهانی خشک و لبانی ترک خورده بیشتر راضی تر است و در آخر روزی حلالی که می شود برکت زندگی او و نسلی که از او متولد می شوند.

انتهای پیام/

,

از این رو به سراغ یکی از نانوایی های تویسرکان می رویم که دو کارگر در آن مشغول به کار هستند، یکی خمیر می گیرد و دیگری شاطر است و هر دو برای صاحب نانوایی کار می کنند و عرق می ریزند، آن هم در گرمای خرداد ماه و کنار تنور، باز زبان روزه و لبانی تشنه.

,

یکی از آن ها خمیر آماده شده را گلوله می کند و به اندازه مناسب بر روی میز مخصوص می گذارد و  دیگری که به او شاطر می گویند، خمیر گلوله شده را به اصطلاح پهن کرده و و داخل تنور می گذرد و باید تند تند این کار را انجام دهد تا نه سوخت تنور به صورت اضافه مصرف شود و نه نانی بسوزد.

,

, ,

می گوید که این نانوایی سابقه خوبی در بین مشتریان دارد و نباید نان خمیر یا نیمه سوخته به آنان تحویل دهد و خمیر پهن شده دیگری را به تنور می چسباند و نان آماده شده را از داخل تنور بیرون می آورد.

,

با گذشت دقایقی از روشن شدن تنور و کار کردن و گرمای بیرون و به ویژه گرمای همین تنور، عرق پیشانی اش بر روی گونه هایش هم می ریزد.

,

روزه داری برخی مشاغل از جمله کارگران نانوایی ها به دلیل مجاورت با گرمای تنور سختی اش دو چندان و البته به گفته خودشان ثوابش چندین برابر است، و اما آنان کسب روزی حلال را در اولویت خود قرار داده اند.

,

, ,

نانوا در حقیقت سعادت زندگی خود و خانواده اش را در همین دستمزد کار کردن در نانوایی می داند و خوشحالی اش برای کسب روزی حلال است، سختی گرما را تحمل می کند و از آتش تنور راضی تر است تا آتش دوزخ و دسترنج خودش برایش شیرین و گواراتر از هر چیزی است.

,

این نانوا هر روز به جز روزهای یکشنبه در حدود 9 ساعت کنار تنور داغ نانوایی کار می کند و نان می پزد، به امید آن که نانی بر سر سفره های مردم فراهم شود و می گوید: با وجود آن که نوشته ایم نان نسیه داده نمی شود، اما زمانی که متوجه می شویم فردی پولی برای تهیه نان ندارد و می خواهد جلوی زن و فرزندش خجالت زده نشود و نانی می خواهد، به او می دهیم و پولی بابت نان نمی گیرم.

,

او ادامه می دهد: زندگی و خرج و مخارج این روزها سخت است و ما خودمان هم کارگر هستیم و زندگی با درآمدهای اندک را هم می چشیم و می دانیم که معیشت مردم این روزها سخت می گذرد.

,

, ,

حالا دیگر هر دو آنان ها تندتر کار می کنند چرا که زمان به ساعت افطار هم نزدیک می شود و نمی خواهند اهالی محل که برای خرید نان می آیند، مدت طولانی در صف نانوانی منتظر بمانند.

,

شاطر می گوید: 16 ساعت روزه گرفتن در این روزها سخت است و مردم هم نمی توانند زیاد سرپا و در صف بیایستند و هر کدامشان دوست دارند سر سفره افطار به موقع در کنار خانواده یشان حضور یابند و ما هم تمام سعی مان بر آن است تا به اندازه ای نان پخت کنیم که کسی دست خالی از نانوایی خارج نشود و دغدغه نان نداشته باشد.

,

برای دقایقی کنار تنور می روم، تحمل گرمای آن برای من سخت است و اما نانوا با تحمل این گرما با نفسش بیشتر مبارزه می کند و با صبرش برای مردم آرزوی خوشبختی می کند.

,

کارگر نانوایی از ثواب روزه داری و دهانی خشک و لبانی ترک خورده بیشتر راضی تر است و در آخر روزی حلالی که می شود برکت زندگی او و نسلی که از او متولد می شوند.

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه