سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
پایان برجام کاغذی/ صادقانه با صدیقی عزیز
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

, ,
صادقانه با صدیقی عزیز
, صادقانه با صدیقی عزیز,
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
ارادت نگارنده به حضرت آقای صدیقی، از سالیان قبل و جای گرفته در قلب است. ارادت صادقانهای که در گذر ایام نه فقط کاستی نداشته بلکه رو به تزاید نیز بوده و هنوز هم هست. برخی اوقات که توفیق زیارتشان را داشتهام نصیحت و توصیهای خواستهام و هیچگاه نیز دستخالی بازنگشتهام.
,
,
,
از سوی دیگر، آیتالله مصباحیزدی را فقیهی مجاهد با شجاعتی مثالزدنی و آمیخته به تقوای الهی میدانم تا آنجا که هرگاه بدخواهان با زبان و قلم به آن حکیم الهی تاختهاند، وظیفه و تکلیف خود دانستهام که در حد و اندازه وسع خویش، زبان و قلم به دفاع از ساحت مقدس آن استاد بزرگوار بگردانم. این توضیح را از آن جهت ضروری دانستهام که مبادا نقد دلسوزانهام به سخنان اخیر جناب صدیقی عزیز، جسارت به محضر ایشان تلقی شود و یا خدای نخواسته انکار مراتب والا و بالای علامه مصباحیزدی به شمار آید.
,
آقای صدیقی در یک مصاحبه تلویزیونی به رخدادی از قول یکی از افراد حاضر در مراسم غسل پیکر مطهر حضرت آیتالله مصباحیزدی اشاره کرده و فرمودند:
,
« آیتالله مصباح یزدی را در خانه غسل دادند و کسی غسل داد که آیتالله حقشناس را غسل داده بود، دامادِ داماد ایشان آقای دکتر محمدی جزو مریدان آیتالله حقشناس بود. او تعریف کرد آیتالله جاودان به ما پیام داد که اگر از آقای مصباح یک کرامتی دیدید به ما بگویید. غسال روایت میکند وقتی این پیام را دریافت کردم آرزو کردم که ای کاش آیتالله مصباح در آن دنیا شفاعتی بکند. تا این آرزو را کردم دیدم آیتالله مصباح چشمانشان را باز کردند و یک نگاه مهربانانهای کرد و دوباره چشمانش را بست».
,سخنان ایشان ضمن آنکه برای برخی از بدخواهان به سوژه و دستاویزی علیه حضرت آیتالله مصباحیزدی و ملامت آقای صدیقی تبدیل شده است، ارادتمندان آن فقیه وارسته و دوستداران جناب صدیقی را نیز به شدت آزردهخاطر کرده است و با عرض پوزش باید گفت این اظهارات جفایی ناخواسته در حق حضرت آیتالله مصباحیزدی بود و تصوری نابایسته از جناب صدیقی را نیز در برخی از اذهان به دنبال داشت. وجیزه پیش روی اشارهای گذرا به این ماجراست.
,
۱- جناب صدیقی این ماجرا را از قول داماد محترم آیتالله محمدیعراقی و ایشان نیز به نقل از غسلدهنده پیکر مطهر حضرت آیتالله نقل کردهاند. یعنی با دو واسطه !
در این مقال، هرگز درپی آن نیستیم که غسال محترم را به بیان یک رخداد غیر واقعی متهم کنیم ولی آیا ایشان به درستی و دقت دیده و برای داماد محترم نقل کرده است؟! آیا تصور واهی نکرده است؟ و یا خطای دید نداشته و به اشتباه در نگاه به پیکر مطهر حضرت آیتالله تلقی گشوده شدن چشمها و لبخند زدن آن مرحوم به ذهنش خطور نکرده است؟!
,
,
۲- همه احتمالات یاد شده در بند فوق و دهها احتمال عقلانی دیگر قابل شماره است که دستکم و در خوشبینانهترین حالت میتواند از خطای دید غسال محترم حکایت کند. در این میان آنچه از برادر عزیزمان جناب صدیقی انتظار میرفت آنکه اولاً؛ تمامی احتمالات یاد شده را در نظر میگرفتند و پیش از آن اظهارنظری نمیفرمودند، زیرا ماجرای نقلشده از نوع رخدادهای طبیعی و عادی نبوده است که به آسانی قابلباور باشد! آنهم از سوی عالم دینی برجسته و پاکباختهای نظیر جناب صدیقی.
,
ثانیاً؛ برفرض که غسال دید برزخی داشته!! و داماد محترم نیز در اعتماد به قول او اشتباه نکرده باشد -که بسیار بعید بهنظر میرسد!- سؤال این است که طرح این ماجرا در رسانه و برای عموم چه ضرورتی داشته است؟!
,
۳- مراتب معنوی و درجات عالی آیتالله مصباحیزدی بسیار برتر از آن است که برای اثبات، به نمونهها و نقل مواردی از این دست نیاز داشته باشد. آنچه ایشان در طول حیات طیبه خویش با خدمت خالصانه و عالمانه به حوزههای علمیه و دانشجویان و طلاب باقی گذاشتهاند و مجاهدت بیوقفه و خستگیناپذیری که در این راه داشتهاند بهاندازهای عظیم و انبوه است که تنها مراجعه کردن و مراجعه دادن این و آن به گوشهای از آن بسیارها کافی است تا همگان حضرتش را قدر بدانند و در ژرفای قلوب به صدر نشانند.
,
۴- با کمال تاسف و ضمن پوزش از آقای صدیقی باید گفت، نقل ماجرای مورد اشاره بیآنکه ایشان بخواهد نه فقط تکریم و تجلیل از حضرت آیتالله مصباح نیست بلکه جفا در حق آن استاد بزرگ و رجل گرانقدر الهی نیز هست، ضمن آنکه جفا به شخصیت خود ایشان هم تلقی میشود و این نکته را نمیتوان نادیده گرفت چرا که جناب صدیقی یکی از سرمایههای ارزشمند انقلاب و نظام و مردم این مرز و بوم هستند و تنها به خودشان تعلق ندارند.
,
۵- و بالاخره این نکته نیز گفتنی است که آنچه در این وجیزه آمده است، نمیتواند و نباید -خدای نخواسته- کمترین خدشهای به شخصیت گرانقدر حضرت حجتالاسلام والمسلمین، صدیقی تلقی شود، بلکه ماجرای نوشته
این حقیر و جایگاه حضرت صدیقی را به جِد، مصداق این بیت از سعدی علیهالرحمه میدانم؛
گاه افتد که مرد دانشمند نتواند درست تدبیری
گاه باشد که کودکی نادان به غلط بر هدف زند تیری!
,
,
,
,
,

, ,
پایان برجام کاغذی
,
,
, پایان برجام کاغذی,
سید عبدالله متولیان در جوان نوشت:
, سید عبدالله متولیان در جوان نوشت:,
مروری اجمالی بر عمر ۶۶ ماهه برجام از ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ تا امروز، از این حقیقت تلخ پرده بر میدارد که این توافق یک عقد دوطرفه نبوده یک دیکته دستوری و یک طرفه بوده که ایران ملزم به انجام کامل و بی، چون و چرای آن بوده و به هیچ وجه قابل اجرا نبوده است:
۱ - ایران طبق متن برجام متعهد شده است که به غرب اطمینان بدهد که قصد تولید بمب هستهای ندارد. غرب علناً و آشکارا مدعی است ایران علاوه بر ارائه تضامین لازم مبنی بر پرهیز و ممانعت از تولید بمب هستهای، باید طبق متن برجام (با خوانش غرب) اطمینان بدهد که قصد شرارت و ناامنی در منطقه غرب آسیا و تهدید صلح بین الملل و حتی تهدید منافع غرب در منطقه را ندارد.
بدیهی است این مطالبه غرب نه تقریباً بلکه تحقیقاً غیرقابل تحقق بوده و هرگونه اقدام اعتمادساز ایران موجب توقع و مطالبه بیشتر غرب از ایران خواهد بود.
۲ - اهداف دو طرف در برجام مطلقاً با هم تطبیق نداشته و ندارد. هدف ایران از تن دادن به برجام، تن دادن به مطالبات ظالمانه و فراقانونی غرب و عبور از حقوق حقه ملت ایران در موضوع هستهای در مقابل رفع تحریمها بوده است، اما هدف طرف غربی بنا به اذعان علنی سردمداران زورگوی کشورهای غربی عضو برجام، فراتر از موضوع برجام، رفع تهدید از منافع! غرب و رژیم صهیونیستی و به تسلیم کشاندن و تبدیل ایران به کشوری تابع صد درصدی قیودات و الزامات من درآوردی غرب در اداره جهان. بر این اساس هر عقل سلیمی متوجه این حقیقت میشود که رفع تحریمها برخلاف اهداف غرب خواهد بود. با درک این واقعیت درباره اهداف غرب از برجام تردیدی باقی نمیماند که برجام صرفاً یک توافقنامه کاغذی بوده و انتظار گلابی از چنین توافقنامهای اگر ناشی از بلاهت سیاسی نبوده باشد ناشی از خوش بینی کاذب و متوهمانه است.
۳ - نگاهی تخصصی به عبارات و واژگان متن برجام هیچ تردیدی در غیرقابل اجرا بودن آن به جای نمیگذارد و فرصت سوزی بیش از پنج ساله هیچ توجیه قابل دفاعی نداشته و کمترین انتظار عاقلانه این بود که به محض پاره کردن برجام توسط ترامپ، متن برجام توسط ایران در مقابل دوربینها به آتش کشیده میشد و تعلل در این موضوع و گزیده شدن از همان سوراخ اعتماد ساده لوحانه به غرب و ادامه راه برجام خسارت محض با اروپایی ها، خسارات مضاعف و غیرقابل جبران مادی و معنوی را به ملت و کشور ایران وارد ساخته و علاوه بر ضربه زدن به حیثیت و اقتدار ایران، جسورتر شدن غربیها تا مرز ترور شهید سلیمانی و شهید فخریزاده و تهدید علنی مبنی بر ترورهای بعدی را در پی داشته است.
۴ - متن برجام خواسته یا ناخواسته بر اساس اعتماد ما به غرب و عدم اعتماد غرب به ایران نوشته شده و ملاحظه دقیق و بی طرفانه برجام نشان میدهد که یک سوی برجام کشور ایران بهعنوان متهم و سوی دیگرش دول غربی بهعنوان طلبکار و بازجو قرار گرفتهاند.
۵ - مکانیزم ماشه و دست برتر غرب در برجام بیشک از عدم اراده طرف غربی برای اجرای تعهداتشان حکایت میکند.
۶ - در متن برجام هیچ تضمینی برای تحقق خواسته ایران و رفع تحریمها پیشبینی نشده است.
با پیروزی بایدن در انتخابات امریکا (که خود از مسببان اصلی برجام بوده و قبل از رسیدن به کاخ سفید صریحاً از تشدید تحریمها و زدن الحاقیه به برجام سخن گفته)، اصلاحطلبان در یک همراهی آشکار با رسانههای بیگانه و شبکه نفوذیهای غرب در ایران تلاش مضاعفی را برای بزرگنمایی بازگشت امریکا به برجام آغاز کردهاند. آنچه که غرب در خیمه شب بازی جدید خود دنبال میکند این است که:
۱ - بازگشت احتمالی امریکا به برجام را بهعنوان یک کادوی بزرگ به ملت ایران قالب کند.
۲ - با دوقطبی سازی ملت و ایجاد خوشحالی کاذب و دروغین و از طریق تحریک افکار عمومی، جمهوری اسلامی را وادار به نشستن پای میز مذاکره نماید.
۳ - اروپاییها در پی پروپاگاندا و بازگشت بدون هزینه امریکا به برجام است.
٤ - بازگشت امریکا به برجام را به منزله تحقق برجام تصویر کرده و انجام تعهدات خود را به بازگشت ایران به میز مذاکره موکول نمایند.
۵ - غربیها با طرح مسئله بازگشت امریکا به برجام در پی کشتن وقت بیشتر و مهندسی زمان هستند
۶ - غرب قویاً به دنبال متوقف کردن فوری مصوبه اخیر مجلس و ادامه روش استخوان لای زخم در اجرای برجام است.
۷ - با توجه به دست برتر ایران در حال حاضر غرب مشخصاً با بازی بازگشت به میز مذاکره در پی تغییر میدان بازی و جابهجایی بازنده و برنده است
۸ - غربیها در بازی جدید خود در پی تثبیت مطالبات فراهستهای خود در حوزههای موشکی و منطقهای هستند.
اراده ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر واقع بینی و منطق عقلی و برگرفته از تدابیر رهبر فرزانه انقلاب در سالگرد ۱۹ دیماه بر این است که
۱ - چیزی به نام برجام دیگر واقعیت نداشته و از برجام تنها لاشهای کاغذی برجای مانده است.
۲ - عصر برجام کاغذی تمام شده و جمهوری اسلامی ایران مصمم است خود را برای عصر پسابرجام و به عبارت بهتر عصر برجام عملی آماده و مهیا کند.
۳ - ایران کلیه تعهداتش را یکجا به حال تعلیق درآورده و با بازگشت به ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ در میدان اقدامات متناظر، منتظر رفع کامل و بدون قید و شرط تحریمها و فشارهای غیرقانونی و ظالمانه غرب است.
٤ - تا اینجا جمهوری اسلامی علاوه بر مطالبهی جبران خسارات پنج سال گذشته، حداقل پنج سال اقدامات یک سویه را از دول غربی مطالبه میکند.
۶ - موضوع ایران در وضعیت جدید نه برجام است و نه بازگشت امریکا به برجام، بلکه مطالبات ایران مستقیماً به رفع فوری و بی قید و شرط تحریمها باز میگردد.
۷ - بازگشت ایران به برجام خسارات محض، مستلزم قبول حق حاکمیت مطلق علمی ایران در موضوع هستهای و ارائه تضامین واقعی و عملی در باره تحقق مطالبات ایران و رفع تحریمها است
۸ - بازگشت امریکا به برجام بدون برداشته شدن کامل تحریمها، به منزله قبول مطالبات وحشیانه غرب و تن دادن به ادامه بازی یکطرفه است و از نظر جمهوری اسلامی ادامه پای بندی یکطرفه به برجام هم حماقت است، هم خیانت است و علاوه بر تحمیل خسارات مضاعف، گناهی نابخشودنی بوده و تضییع حقوق حقه مردم ایران را در پی دارد.
سخن آخر اینکه همانگونه که در سال ۸۳ به فرمان رهبری، رئیس دولت اصلاحات ملزم به جبران راه غلط طی شده و رفع موانع خودخواسته شد، اینک نیز مطالبه روشن و قاطع ملت از آقای روحانی این است که در این واپسین روزهای عمر دولت خود به بازگشت فوری به گذشته درخشان و مسدود نمودن راه بر طاغیان و یاغیان غربی همت گمارده و مطالبه اقدامات متناظر از غرب را در عصر برجام عملی در دستور کار خود قرار دهد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

, ,
آن چه جهانگیری نگفت!
, آن چه جهانگیری نگفت!,محمد حقگو در خراسان نوشت:
, محمد حقگو در خراسان نوشت: ,
دیروز اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور، در بیست و چهارمین مراسم روز ملی صادرات در اتاق بازرگانی ایران، به بازگویی شرایط اقتصاد ایران در سال های خاص اخیر پرداخت.
او در حالی از نیمه پر سیاست ارز 4200، آمارهایی از بخش تولید در شرایط کرونا، اداره کشور در شرایط تحریم و... سخن گفت که به نظر می رسد نگاه منصفانه تر اقتضا می کرد از جهت ثبت در تاریخ و تجربه نگاری آیندگان، آن چه می توانست بشود و دولت به سراغ آن ها نرفت نیز بازگو شود. از جمله موارد زیر:
,
,
1- معاون اول رئیس جمهور از وجود سیاست نرخ ارز دستوری در دولت های جمهوری اسلامی سخن گفت و نتیجه گرفت که ارز 4200 مسبوق به سابقه بوده است. با این حال نگفت که چرا از سیاست های اشتباه گذشته در فسادزایی سرکوب نرخ ارز درس گرفته نشد. اصلاً چرا باید از سیاست های اشتباه گذشته، بدون در نظر گرفتن شرایط و راه های برون رفت جدید دیکته نویسی شود؟! و چرا حتی به توصیه متخصصان وقت از جمله رئیس کل بانک مرکزی در جلسه مذکور توجهی نشد. افرادی که بعداً حتی خواهان انتشار صورت جلسه مذکور برای شفاف سازی شدند!
,
2- او گفت که دولت تصمیم گرفت نرخ ارز 4200 سیال باشد، اما توضیحی درباره این گفته خود هم نداد که چرا در جلسه سران سه قوه (در سال 97 )که تصمیم بر ثابت ماندن نرخ این ارز گرفته شد، دولت به عنوان بازیگر اصلی این ستاد مسکوت ماند؟ یا از لحاظ اصول اقتصاد هم که بنگریم چرا سیاست شاید درست کنترل دستوری نرخ ارز در کوتاه مدت، در طول دو سال و نیم گذشته این قدر کُند و منفعل و پس از تحمیل موج های دشوار معیشتی به مردم دستخوش تغییراتی نسبی شد و همچنان سیاست ارز 4200 با وجود هزینه های سنگین درباره برخی کالاها ادامه یافت.
,
جای این توضیحات هم در سخنان جهانگیری خالی بود که در شرایط تحریمی چرا کماکان معیشت مردم این قدر با نوسانات نرخ ارز بالا و پایین می شود؟ شاید یک ریشه این اثرگذاری به سنت غلط سفته بازی در بازارها از همان دولت های گذشته برگردد. معضلی که در این دولت ادامه یافت و راهکار مقابله با آن از منظر شفافیت مالیاتی با برچسب سرک کشی به حساب های مردم تا مدت ها به دیوار کوبیده شد.
,
3- آقای جهانگیری به صراحت و با خرسندی از آمارهای رشد بخش صنعت سخن گفته و افزوده است: از یک میلیون نفر که در پاییز شغل خود را از دست داده اند فقط هشت هزار نفر در بخش صنعت و بیش از 700 هزار نفر مربوط به بخش خدمات و بیش از 200 هزار نفر دربخش کشاورزی بودهاند. با این حال، ابراز تاسف نکرد و نگفت که چرا در این مدت به بخش کشاورزی مظلوم که نجیبانه در اوج تحریم ها رشد کج دار و مریز خود را حفظ کرد، توجه در خوری نشد تا اقتصاد ایران با وجود این همه ظرفیت کشاورزی و سپس صنایع تبدیلی، حداقل از شر واردات انبوه نهاده های دامی و... که بلایش دامنگیر همین دولت هم شده خلاص شود؟
,
4- این مقام مسئول تامین دارو، کالاهای اساسی و تجهیزات پزشکی را به تلاش های دولت و بخش تجارت خارجی برای واردات این محصولات ارتباط داده است. سخنی که از یک جنبه صد البته درست است اما او نگفت اگر 50 میلیارد دلار ارز 4200 طی بیش از دو سال و نیم اخیر به جای ایجاد مزیت صادراتی برای تولیدکنندگان کشورهای دیگر، به تولیدکنندگان داخلی تعلق می گرفت چه بسا وضعیت تولید حداقل در بخش های عمده ای از کالاهای اساسی و حتی دارو و تجهیزات پزشکی به گونه ای دیگر رقم می خورد. تولید سریع و بومی داروهای کرونا و تجهیزات پزشکی تنفسی در ماه های اخیر نمونه کوچکی از این توانمندی های نادیده گرفته شده تولید در کشور است.
5- آقای جهانگیری به درستی از سختی های فعالان اقتصادی در سال های اخیر سخن گفته است اما وی در شرایطی ادامه این سخنان را به اداره جنگ اقتصادی توسط دولت پیوند زده که پرواضح است بخش پررنگ سیاست اقتصادی دولت در این سال ها، همانا پول پاشی عمومی، (در ماه های زیادی) ارز پاشی، ابداع اشکال جدید استقراض (مانند استقراض از مردم، استقراض غیر مستقیم از بانک مرکزی، استقراض از صندوق توسعه ملی و...) و تلاش برای دورزدن تحریم و نه خنثی سازی آن بوده است.
,
,
,
,

, ,
اما و اگر استیضاح ترامپ
, اما و اگر استیضاح ترامپ,
علی بیگدلی در آرمان نوشت:
بین نانسی پلوسی و دونالد ترامپ از گذشته اختلافاتی وجود داشت و ترامپ بهعنوان فرماندهکلقوا مانع سفر اداری خانم پلوسی به مقصد اردوگاهها و پایگاههای نظامی شد. این دومینبار است که خانم پلوسی دست به تهیه پیشنویس استیضاح ترامپ میزند؛ طرحی که در مرتبه اول در مجلس نمایندگان به تصویب رسید ولی در مجلس سنا با توجه به اکثریت جمهوریخواهان، قابل پیشبینی بود که تصویب نمیشود اما اکنون دو راه وجود دارد: نخست برکناری ترامپ به علت نقض قانون اساسی که همان ماده الحاقی 25 قانون اساسی است که به دلیل رفتار ناصحیح و خلاف قانون رئیسجمهور برکنار میشود؛ اقدامی که باید به دست معاون ترامپ عملی و خود جایگزینش شود که البته بعید و نشدنی به نظر میرسد، زیرا هر دو در برابر حزب جمهوریخواه تعهداتی دارند که نمیخواهند باعث بدنامی شوند. راه دوم، استیضاح ترامپ است و با توجه به اینکه اکنون دموکراتها در مجلس نمایندگان و سنا اکثریت را در اختیار دارند، محتمل است. منتها باید بعد از تصویب مجلس نمایندگان، دو سوم اعضای مجلس سنا نیز رای مثبت دهند.
,
,
تقریبا 63 نفر باید رای دهند و با احتساب 51 رای دموکراتها، 12 رای دیگر نیز موردنیاز است. تصویب طرح استیضاح ترامپ در مجلس نمایندگان، برای حزب جمهوریخواه گران تمام میشود و تا حدودی از خرابکاری و جنجالی که ممکن است در مراسم تحلیف جو بایدن، توسط طرفداران ترامپ صورت بگیرد، جلوگیری خواهد شد. ترامپ وضعیت نامساعدی برای آمریکا بهوجود آورده و چون باور نمیکرد برای بار دوم انتخاب نشود، با برخورد حیثیتی و اقدام اخیرش به حیثیت اخلاقی و حقوقی آمریکا ضربه زد. اکنون آمریکاییها برای جبران این حادثه در حال تلاش هستند؛ مخصوصا خانم پلوسی سعی میکند تا نشان دهد تصویری که ترامپ از آمریکا به نمایش گذاشته تصویر واقعی آمریکا نیست و براساس قوانینی که حاکم بر آمریکاست، استیضاح خواهد شد؛ استیضاحی که در مجلس نمایندگان به تصویب میرسد ولی در مجلس سنا با شک و تردید همراه است. اگر ترامپ استیضاح شود، امکان کاندیداتوری در سال 2024 را ندارد. روسایجمهور آمریکا بعد از خاتمه دو دوره تا آخر عمر حقوق ریاستجمهوری دریافت میکنند ولی اگر کنار گذاشته شوند، از دریافت حقوق محروم خواهند شد. اما در واپسین روزهای ترامپ، صبر و شکیبایی دولت ایران به پایان رسیده و از آخرین ابزارش استفاده میکند تا بتواند حق خود را بگیرد. از این رو، احتمالا به بازرسان آژانس ویزا نخواهد داد و خود را برای غنیسازی 20 درصد آماده میکند.
,
به نظر این آخرین حربهای است که ایران در دست دارد تا بتواند کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار دهد که به تعهداتشان عمل کند. امری که ظاهرا رافائل گروسی نیز در جهت عملیاتی شدن هرچه سریعتر آن تلاش خواهد کرد. ما خواستار آزاد شدن سیستم بانکی و صادرات نفت هستیم ولی اتحادیه اروپا بدون اجازه آمریکا قادر به انجام این کار نیست. از طرفی جو بایدن به قدری در داخل آمریکا با گرفتاریهای متعدد روبهروست که به نظر نمیرسد مساله ایران در اولویتهای اول قرار داشته باشد. مشکلات منطقه هم موثر است و شرایط تفاوت پیدا کرده و با اینکه ظاهرا کویت قصد میانجیگری بین ایران و عربستان را دارد اما لازمه این امر عقبنشینی از اهدافی مثل خارج شدن از یمن، عراق و لبنان است که پذیرش آن آسان نخواهد بود. بنابراین یکی از لوازم موردنیاز مذاکره با آمریکا، حل مشکلات با شیخنشینهای خلیجفارس و مخصوصا انعطاف در برابر خواستههای عربستان است.
,
,

, ,
ادامه تنش پس از ترامپ
, ادامه تنش پس از ترامپ,جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:
, جلال خوش چهره در ابتکار نوشت:,
یکی از مهمترین پیامدهای حادثه ششم ژانویه2021 در ساختمان کنگره ایالات متحده و سقوط اعتبار «دونالدترامپ» در واپسین روزهای حضورش در کاخ سفید، دور شدن خطر جنگ از منطقه خلیجفارس بود. این خطر اگرچه هنوز خیلی دور نیست اما به کاهش فشارهای روانی مربوط به احتمال بروز آن انجامیده است. آرامش روانی ایجاد شده اما به معنای کم شدن فشارهایی نیست که ایران در سهسال گذشته آن را به دلیل تحریمها تحمل میکند.
سیاست تهران در همه سالهایی که دولت ترامپ کوشید برمدار عصبی ایران بتازد «صبر استراتژیک» بود. شاید بتوان یکی از محصولات این سیاست راهبردی را همان فرسودگی اقتدار ترامپ دانست که میشد دامنه آن را تا درون خاک ایالاتمتحده پیشبینی کرد. با اینحال اوضاع آنگونه نیست که سایه ترامپ را بر آینده رویکرد کاخ سفید در قبال تهران نادیده گرفت.
,
بایدن میراثدار آنچه خواهد بود که ترامپ در خاورمیانه و بهویژه منطقه خلیجفارس از خود به جا میگذارد. سیاست دولتآینده ایالاتمتحده ادامه تیم «باراکاوباما» هم نخواهدبود؛ اگرچه چهرههای کلیدی دولت او از راس تا بدنه در آن حضور دارند. «جیک سالیوان» نامزد مشاور امنیت ملی بایدن که در توافق جامع هستهای سال 2015 میلادی نقش فعالی داشت، درباره چگونگی بازگشت واشنگتن به برجام اظهار کرده است: «بایدن گفته که اگر ایران به تعهدات خود در توافق هستهای عمل کند، بهصورتی که برنامه هستهای آن دیگر بار محدود و زیر کنترل باشد، ما هم به توافق بازخواهیم گشت اما چنین گامی باید مبنای مذاکرات بعدی باشد... برنامه موشکی بالستیک ایران هم در هر مذاکرهای پس از بازگشت واشنگتن و تهران به توافق هستهای باید روی میز باشد.»
,
بهاین ترتیب نمیتوان رغبت بایدن برای بازگشت به برجام را بدون پیش شرط دانست؛ همانگونه که اروپاییان در ماههای اخیر چنین نمایاندهاند که به رغم انتقادهایشان به ترامپ، مایلند نتایج «سیاست فشار حداکثری» او را ابزاری برای چانهزنی با تهران کنند. البته مهمترین ایراد تیم بایدن و دولتهای اروپایی به سیاستهای ترامپ، ناتوانی او در تسلیم کردن تهران در برابر خواستهای واشنگتن بود. از اینرو پیشبینی پذیر است که دولت آینده ایالات متحده که حالا کنترل مجالس نمایندگان و سنای این کشور را به همراه حمایت شریکان اروپایی با خود دارد، شرایط سختتری را مقابل تهران بهوجود آورد. این شرایط از آن رو سخت مینماید که با افزودن موارد اختلافی با تهران از جمله برنامه موشکی، نفوذ منطقهای و حقوق بشر، گاه به نظر میآید اهمیت توافق هستهای (برجام) اکنون مرتبهای پایینتر از دیگر اختلافات قرار گرفته است. علاوهبراین، آرایش جدید ژئوپلیتیک منطقه امکان افزایش فشارها به تهران را میافزاید. این در حالی است که تهران نیز به تناسب پیچیدهتر شدن اوضاع، قوانینی را در مجلس تصویب کرده کهبازگشت به برجام را مشروط میکند. این قوانین حاوی ضربالاجلهایی است که دولت را موظف به اقدام واکنشی در برابر استمرار تحریمها میکند.
,
ترتیب اوضاع بهگونهای آرایش یافته که نمیتوان برون رفت از آن را در آینده نزدیک پیشبینی کرد مگر ایجاد بستری که قادر باشد زمینه توافق برای گفتوگوهای آینده را فراهم کند. حادثه اشغال کاخ کنگره آمریکا (کاپیتول) و سقوط اعتبار ترامپ اگرچه خطر فوری جنگ ویا بالا گرفتن غیر قابل کنترل تنشها را از منطقه دور کرد، اما تنشزدایی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن اروپا هنوز دور از دسترس است.
,
,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه