سرمقاله روزنامههای امروز کشور؛
تشت رسوایی دموکراسی آمریکایی و غربگرایان/ برجام مسافرخانه نیست!
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانههای مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

, ,
برجام مسافرخانه نیست!
, برجام مسافرخانه نیست!,
محمد صرفی در کیهان نوشت:
جو بایدن در حالی حدود 10 روز دیگر سکان کاخ سفید را به دست میگیرد که با چالشهای متعددی در خانه و بیرون روبهروست. اصلیترین و مهمترین چالش او و دولتش وضعیت پیچیده و شکننده داخلی آمریکاست. بایدن با اختلاف اندکی در انتخابات پیروز شد و ترامپ و هوادارانش هنوز هم حاضر به پذیرش شکست و انتقال آرام قدرت نیستند. حمله به کنگره یکی از نقاط عطف این ماجرا بود. تعداد قابل توجهی از مسئولان و تحلیلگران معتقدند قضیه حمله به کنگره پایان ماجرا نیست و ممکن است روزهای وخیمتری نیز در راه باشد. یکی از این روزها میتواند روز تحلیف رئیسجمهور جدید باشد که از هم اکنون تدابیر امنیتی فراوانی برای آن روز تدارک دیده شده و احتمال میرود نسبت به مراسمات قبلی بسیار متفاوت برگزار شود.
, محمد صرفی در کیهان نوشت:,
,
,
,
یکی از دهها مسئله و چالش پیش روی بایدن، سیاست وی در برابر جمهوری اسلامی ایران است. ایران برای سیاست خارجی دولت آینده آمریکا، دربردارنده موضوعات متعددی است که هرکدام از اهمیت و فوریت خاص خود برخوردار است. فوریترین موضوع در این دستور کار، توافق هستهای است. بایدن بارها اعلام کرده خواهان بازگشت به برجام است و البته هربار نیز به صراحت تأکید کرده این بازگشت باید نقطه آغازی برای گسترش و تحکیم این توافق - بر اساس اهداف و منافع آمریکا- باشد. سه هدف اصلی و کلیدی آمریکا برای تجدیدنظر در برجام از این قرار است؛ تمدید بلندمدت و در صورت امکان نامحدود محدودیتهای هستهای در برجام، ایجاد محدودیت برای توان موشکی ایران و بالاخره مهار ایران در منطقه.
,
اما اینها گامهای بعدی هستند. گام نخست متوقف کردن فعالیتهای فرابرجامی ایران است. ایران یک سال پس از خروج آمریکا از برجام، بهصورت گام به گام کاهش تعهدات هستهای خود را آغاز کرد. این گامها را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اولیه تا پیش از تصویب قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریمها» بود. در این بخش گامهایی برداشته شد که از منظر راهبردی همانطور که قابل پیشبینی بود، تغییری در محاسبات آمریکا و اروپا ایجاد نکرد. نه دولت ترامپ برای خروج از برجام تحت فشار قرار گرفت و نه تروئیکای اروپایی برای عمل به تعهدات خود به صرافت افتادند. آغاز غنیسازی 20 درصد پس از تصویب قانون مذکور، ماجرا را وارد فاز تازهای کرد. این اقدام نخستین گام از سلسله گامهایی است که مهمترین امتیازات طرف مقابل در برجام را زایل میکند.
,
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی روز 19 دی راهبرد کشور درخصوص موضوع بازگشت آمریکا به برجام را به روشنی بیان کردند. یکی از اصلیترین مفاد و پایههای این راهبرد، نداشتن اصرار و عجله است. بهنظر نگارنده چنانچه این نکته به خوبی فهمیده شود، سایر نکات نیز جایگاه و کارکرد واقعی خود را مییابند. اصرار و عجله ایران در این خصوص، دقیقاًً همان چیزی است که دولت آمریکا به آن نیاز دارد. حال آنکه در واقعیت ماجرا برعکس است. آنها هستند که باید زودتر تصمیم خود را بگیرند البته نه برای بازگشت به برجام بلکه برای رفع تحریمها. چرا که گامهای هستهای بعدی ایران در راه است و در مقابل همانطور که مقامات ارشد دولت ترامپ هم به درستی اذعان کردهاند، دیگر چیز دندانگیری برای تحریم کردن و افزایش فشار تحریمی به ایران باقی نمانده است. نکته اینجاست که از منظر حقوقی و اخلاقی نیز ایران دست برتر را دارد، چرا که اولاً گامهای ایران در واکنش به عدم پایبندی طرف مقابل است و ثانیاً اگر آنان واقعاًً نگران فعالیتهای هستهای ایران هستند، چاره کار بسیار روشن و واضح است؛ به قراردادی که سال 1394 خود امضا کردند، عمل کنند.
همانقدر که موضوع نداشتن اصرار و عجله برای ایران حیاتی و کلیدی است، برای طرف مقابل مسئله باز کردن پنجره مذاکراتی مهم و سرنوشتساز است. هیچ اهمیتی ندارد که مذاکرات چگونه، برای چه، با چه سازوکاری و درباره چه موضوعی باشد. نفس باز کردن - ولو اندک- پنجره مذاکرات، به معنای واقعی کلمه آمریکا را به تمام اهداف کوتاهمدت و بلندمدت خود خواهند رساند. بقیه مسیر شاید زمانبر و پر از مانع و چالش باشد اما دورنما برای آمریکاییها کاملاًً روشن و امیدوارکننده خواهد شد!.
,
,
یکی از نقاط زمانی مهم میان تقابل آمریکا با ایران، انتخابات 1400 ایران است. مواضع و برآوردهای آشکار و پنهان فراوانی وجود دارد که این نقطه برای آمریکاییها مهم و قابل تأمل است. کنت پولاک، کارشناس ارشد اندیشکده امریکن اینترپرایز و دیپلمات سابق آمریکا برای اهالی مسائل بینالمللی چهرهای شناخته شده است. او سه روز پیش در مقالهای تفصیلی نوشت: «حذف روحانی و محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه از صحنه سیاست داخلی ایران و جایگزینی آنها با تندروها (بخوانید چهرههای انقلابی) برای مذاکرات بین ایران و آمریکا مشکلساز خواهد بود.» او در این مقاله نتیجه احتمالی انتخابات 1400 را یکی از چالشهای مهم پیش روی دولت بایدن عنوان میکند. در چنین وضعیتی شروع هرگونه مذاکره میتواند به تغییر صحنه به دلخواه آمریکاییها منجر شود. داستان کاملاًً روشن و ساده است. آنقدر که به تازگی یکی از روزنامههای اصلاحطلب علناً نوشت دولت بعدی آمریکا طوری عمل کند که به نیروهای خواهان مذاکره به آمریکا در ایران در انتخابات 1400 کمک شود!
,
تقلیل مسئله ایران و آمریکا به انتخابات پیشرو و استفاده از این کارت برای رقابت بر سر کرسی پاستور، چیزی در حد خیانت به منافع ملی کشور است. ایجاد دوقطبی در این زمینه بسیار خطرناک و مضر است. شنیده شدن یک صدا در قبال دشمنی که در خصومت و رذالت هیچ حد و مرزی نمیشناسد، مسئلهای بسیار بدیهی و البته مهم است.
مسئله مهم دیگری که در این میان وجود دارد آن است که بازگشت آمریکا به برجام نباید بدون هزینه باشد. جنس این هزینه میتواند متفاوت باشد؛ مثلاً جبران خسارتهای مادی ایران به دلیل عدم پایبندی آمریکا به تعهدات خود و خروج از برجام و یا هزینههای سیاسی و حقوقی یا ترکیبی از اینها و چیزهای دیگر. اما نکته مهم و کلیدی نفس دریافت هزینه است. شاید عدهای گمان کنند طرح این موضوع از سوی ایران مانع بازگشت آمریکا به برجام شده و توافق را به خطر میاندازد. اتفاقاً ماجرا برعکس است. آمریکاییها باید بفهمند توافق هستهای و میز 1+5 مسافرخانهای کنار جاده نیست که هر وقت دوست داشتند به آن وارد شوند و چندی بعد هم خارج شوند و بار دیگر که گذارشان به آنطرفها خورد به آن برگردند. بازگشت بدون هزینه آمریکا به برجام این خطر جدی را به همراه دارد که هر یک از اعضای 1+5 - از جمله دولتهای بعدی آمریکا- تصور میکنند هر وقت بخواهند میتوانند از توافق خارج شوند و هر وقت هم اراده کنند به راحتی و بدون هزینه به آن بازگردند. سلب حق استفاده از مکانیسم ماشه میتواند یکی از هزینههای سیاسی و حقوقی مناسب در این موضوع باشد که با توجه به خروج بیدلیل واشنگتن از توافق، کاملاًً منطقی و قابل دفاع است.
,
,
نکته پایانی و مهم آنکه همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز تأکید کردند سخنان احتمالی جو بایدن یا بیانیه وزیر خارجه این کشور مبنا و نشانه بازگشت آمریکا به برجام نیست. رفع عینی و عملی تحریمهای غیرقانونی و ظالمانه علیه کشورمان در این مورد مبنای سنجش و قضاوت است. مسئله مهم و اساسی در این زمینه نقش کنگره آمریکاست. کنگره در وضع و گسترش تحریمها علیه ایران نقشی بسیار مخرب و کلیدی داشته و باید در لغو آن نیز نقشآفرین باشد. متأسفانه به دلایل متعدد در مذاکرات برجام به این موضوع مهم توجه لازم نشده و البته عوارض منفی آن را نیز در عمل مشاهده کردیم. کنگره آمریکا طرف مقابل جمهوری اسلامی ایران در موضوع برجام نیست، این وظیفه دولت آمریکاست که سازوکارهای داخلی خود را با خط عملی سیاست خارجیاش هماهنگ و همراه کند. هرچند این احتمال نیز منتفی نیست که این عدم هماهنگی ظاهری، میتواند ناشی از یک هماهنگی پشتپرده در سیستم سیاسی آمریکا برای مواقع لازم باشد.
,
,
,

, ,
«خراسان» را نکُشید!!
, «خراسان» را نکُشید!!,کورش شجاعی در خراسان نوشت:
, کورش شجاعی در خراسان نوشت:,
چند سالی است که سرانه مطالعه در جامعه روند کاهشی پیدا کرده و همچنان ادامه دارد به گونه ای که شمارگان برخی کتاب ها به عدد هزار و حتی کمتر از آن رسیده است برخی از کارشناسان یکی از دلایل اصلی این کاهش مطالعه را که بی گمان یک «معضل فرهنگی» است افزایش قیمت محصولات فرهنگی و از جمله کتاب می دانند. به مشکل کمبود میزان مطالعه کتاب متاسفانه باید فاصله گیری مردم از مطالعه دیگر نشریات از جمله روزنامه ها را نیز اضافه کنیم که البته این «نقیصه فرهنگی» دلایل گوناگونی دارد از جمله وضعیت بد معیشتی تعداد زیادی از افراد جامعه، افزایش قیمت ها، به روزمرگی افتادن برخی نشریات، «خودسانسوری» احساس کاذب بی نیازی از مطالعه و صد البته گسترش فضای مجازی که سرعت و تکثر آن در تولید و توزیع گسترده اخبار، اطلاعات و حتی انواع آموزش و ... عرصه را بر رسانه ها خصوصا رسانه های مکتوب تنگ کرده است اما با تمام این تفاصیل هنوز برخی نشریات و روزنامه ها به دلایل مختلفی خوانندگانی دارند از جمله این که اولا اکثر قریب به اتفاق روزنامه ها و شاید تمامی آن ها برای تهیه و نشر اخبار و اطلاعات از منابع مشخص، موثق و قابل پیگیری استفاده می کنند، ثانیا به خاطر وجود فیلترهای مختلف و «دروازه بانی ها»ی گاه متعدد آن چه به دست مردم می رسد هرچند با تاخیر و گاه «خودسانسوری» است اما از اتقان کلی برخوردار است، ثالثا هنوز روزنامه ها در بحث «تحلیل» و تولید ارزش افزوده اخبار و اطلاعات «دست پیش» دارند و دیگر این که پرداختن نسبتا عمیق به موضوعات غیرخبری از جمله مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... در رسانه های مکتوب از جمله روزنامه ها از دیگر مزیت های این رسانه هاست و این که هنوز ارتباط مردم با روزنامه و کتاب اگرچه به شدت کم شده اما این علاقه و رابطه ادامه دارد و امیدواریم که با سیاست گذاری مناسب و موثر «مطالعه» آن گونه که زیبنده یک ملت بزرگ با این دیرینگی و ارزش های تمدنی و فرهنگی فاخر است جای خود را به شایستگی باز کند.
,
اما آینده «خراسان» القصه بهانه این مقدمه و نوشتار قصه تلخی است که بسی سنگینی می کند و داغی که دل را می سوزاند چرا که گویا براساس نوشته چند روز پیش مدیرمسئول محترم روزنامه خراسان (یک شنبه 99.10.21) قرار است اگر مسئولان همچنان به «داد» این «روزنامه مردمی» نرسند دوباره شاهد افزایش قیمت آن و در نتیجه به احتمال زیاد، کاهش مخاطبان و خریداران «خراسان» و کم فروغ شدن چراغ «خراسان» باشیم ، اما اشاره ای اجمالی به تبعات کاهش مخاطب «خراسان» و دیگر رسانه ها
,
*آیا مسئولانی که در مجموعه حاکمیت و خصوصا وزارتخانه های مرتبط و به ویژه وزارت ارشاد مسئولیت رصد و پیگیری و سرنوشت رسانه ها برعهده آنان است به این نکته مهم فکر کرده اند که اگر حتی یک رسانه داخلی از گردونه تهیه و توزیع اطلاع رسانی خارج شود چه تبعاتی به دنبال دارد آیا این محترمان عمیقا به این نکته اندیشیده اند که جای خالی هر رسانه هر چند کم نفوذ داخلی را چه چیزی پر می کند؟!
چه رسد به رسانه ای قدیمی، موثر، پرنفوذ و قابل اطمینان مردم مانند «خراسان» عزیز.
,
*روزنامه ای که به شهادت تاریخ از اول تیر 1328 تاکنون بیش از 70 سال سابقه انتشار ممتد و حدود 110 سال سابقه تاسیس اولیه و انتشار منقطع دارد.
*روزنامه ای که «مردم» آن را «وزین» و «مردمی» می دانند.
,
,
*روزنامه ای که به گواه آمار واقعی دارای «ضریب نفوذ» کم نظیر یا حتی بی نظیر در کشور است حتی در همین شرایط کنونی.
* روزنامه ای که به گفته مردم و اذعان رسمی مسئولان، حالا با زحماتی که مجموعه کارکنان و مدیران آن در دوران مختلف متقبل شده اند به یک «میراث فرهنگی» برای کشور تبدیل شده است.
* روزنامه ای که تعداد قابل توجهی از مردم خصوصا اهل خراسان عزیز روزشان را در کنار صرف صبحانه با آن آغاز می کنند و با «خراسان» به عنوان «یار قدیمی و صمیمی» انس دیرینه دارند.
*«خراسان»ی که یکی از مهم ترین دغدغه ها و اولویت هایش شناخت، تبیین و پیگیری مطالبات واقعی مردم و حل مشکلات مردم بوده و هست.
* خراسانی که به واسطه قدمت و صداقت و پشتوانه مردمی خود و البته تلاش کارکنان و مدیران اکنون و در همین شرایط نابسامان اقتصادی به بزرگ ترین بنگاه رسانه ای کشور بدل شده است.
* «خراسان»ی که در عرصه فضای مجازی نیز گوی سبقت را تقریبا از همه رسانه ها ربوده و به افتخاری در این زمینه برای کشور بدل شده است.
*«خراسان»ی که حتی در همین شرایط بد اقتصادی کشور همچنان به حفظ صدها نیروی جوان شاغل در این مجموعه فرهنگی همت گمارده.
* روزنامه ای که مانند همه رسانه ها به رغم اشکالات و ایرادهایی که در دوره های مختلف به آن وارد بوده و هست به اذعان بسیاری از مردم و مسئولان «مردمی» بودن ، برخورداری از «استقلال» ، «وزین» بودن،«منتقد» و «اهل انصاف» بودن از جمله ویژگی های اساسی آن است.
,
,
,
,
,
,
,
,
*روزنامه ای که در سال های عمر خود از هیچ رانت دولتی و غیردولتی برخوردار نبوده و حمایت مالی و معنوی هیچ حزب و جناح و گروهی را نیز نه خواسته و نه استفاده کرده است.
*روزنامه ای که با وجود نام «خراسان» که تا ابد به آن افتخار می کند وجهه مناسب کشوری، منطقه ای و حتی بین المللی دارد.
«خراسان» را نکُشید!!
,
,
,
*آقایان محترم مسئول توجه کنند به چه رسانه ای این چنین بی مهری و بی توجهی می کنند.
*روزنامه ای که به اذعان بسیاری از کارشناسان علوم ارتباطات و رسانه از مزیت و افتخار «حرفه ای» عمل کردن و «رعایت اخلاق حرفه ای» برخوردار است.
*روزنامه ای که علاوه بر قدمت و دیرینگی و پختگی، قلم بزرگانی چون محمد تقی بهار، دکتر علی شریعتی، فخرالدین حجازی و ده ها و صدها صاحب نام و صاحب قلم و خبرنگار و گزارشگر قابل و توانمند را در دل تاریخ و صفحات خود به یادگار دارد.
,
,
,
* روزنامه ای که به گفته اهل فن، «صاحب سبک» است و اهل ابتکار و نوآوری و ...
*روزنامه خراسانی که همچون چراغی پرفروغ در کشور و خصوصا خراسان عزیز نور می افشاند و اصلی ترین پشتوانه اش حمایت های مردم است.
روزنامه ای که به رغم برخی ملاحظات گاه بیجا و بعضا خودسانسوری های غیرضروری، در بسیاری از موارد پیکان نقد خود را به سوی عملکرد مسئولان کم توان، قاصر، مقصر یا ضعیف استان و کشوری و نه شخصیت افراد نشانه گرفته است و برای این «یقه گیری» ها، هزینه ها پرداخته است.
*و خراسانی که ... و حال این «خراسان» چند سالی است که از وضعیت بد اقتصادی کشور مانند بسیاری از سازمان ها و نهادها و بسیاری از مردم به شدت در رنج و سختی است و به قول معروف صورت خود را با سیلی سرخ نگاه داشته!!
,
,
,
,
شرایطی که عمده و اساس آن ناشی از رکود شدید و وضعیت بد اقتصادی کشور، گرانی چندباره و چند برابری مواد اولیه خصوصا کاغذ است که گریبان همه رسانه های مکتوب از جمله خراسان را به شدت می فشارد و عرصه را هر روز تنگ تر کرده، اما آن چه تحمل این همه تنگنای اقتصادی را سخت تر می کند بی مهری و بی توجهی دولت و مسئولان به مشکل امثال «خراسان» است که امیدواریم عزمی جزم در مسئولان برای رفع این مشکلات و طی یک دوره گذار به وجود آید و از قطع شدن و کم رنگ شدن ارتباط مردم و «خراسان» جلوگیری شود تا صدای رسای «خراسان» به مردم برسد و در گلو خفه نشود، تا صدا و حرف و درد دل مردم از طریق این پل ارتباطی مطمئن به گوش مسئولان برسد، تا خدای ناکرده رسانه های آن طرف آبی جانشین خراسان عزیز و مردمی متعهد و حرفه ای و انقلابی نشود.
تا «خراسان» از «مردم» و «مردم» از خراسان گرفته نشود و تا چراغ پرفروغ «خراسان» خاموش نشود و تا «خراسان» در سایه بی مهری و بی توجهی و غفلت برخی مسئولان به مسلخ نرود و کشته نشود.
«خراسان» اما همچنان به لطف الهی و عنایت امام رئوف همان صاحب اصلی ایران، خراسان و «خراسان» امیدوار است.
,
,
,
,

, ,
,
تشت رسوایی دموکراسی امریکایی و غربگرایان
,
, تشت رسوایی دموکراسی امریکایی و غربگرایان,
داود عامری در چوان نوشت:
, داود عامری در چوان نوشت:,
امریکا سالها است که با شعار دموکراسی و ارزشهای امریکایی، مدعی پایان تاریخ با نظام دموکراتیک خود میباشد. این کشور با مدیریت پشت صحنه صهیونیستها تلاش میکند نظام امریکایی را کاملترین نوع دموکراسی القا کند و به دنبال جهانی سازی از ارزشهای خود است و به بهانه حفاظت از دموکراسی، نظامهای حکومتی مغایر با خود را تحت فشار قرار میدهد. هر چند مدتها است که کارشناسان از افول امریکا در عرصههای مختلف حرف میزنند، اما وقایع اخیر انتخابات ریاست جمهوری در امریکا و آخرین صحنه تماشایی آن، ورود عدهای معترض به کنگره با هدایت و حمایت ترامپ، نشان داد که این ارزشهایی که به دنبال جهانی کردن آن بودند، به چه میزان بدلی و غیرارزشی هستند و امریکاییها به هیچ یک از قوانین بین المللی و حتی داخلی خود احترام قائل نیستند و تا جایی قانون را قبول دارند که به نفع آنها باشد. آنها حتی به مقررات داخلی خود نیز پایبندی ندارند، از این رو انتخابات امریکا و حوادث آن را از چند منظر میتوان مورد توجه قرار داد.
۱. جو بایدن رئیس جمهور منتخب امریکا به صراحت اعلام کرده دموکراسی ما در بدترین وضع خود است که در تاریخ مدرن امریکا سابقه نداشته است. این اظهارات از یک سو نشان دهنده وضعیت دموکراسی در امریکا است که یکی از رقبای انتخاباتی به انحطاط آن به صراحت اشاره میکند و از سوی دیگر جهان شاهد فرو ریختن حیثیت دموکراسی امریکایی بود.
آنچه در جریان تبلیغات انتخاباتی تا لشکرکشیهای خیابانی و ورود طرفداران ترامپ به کنگره و فرار نمایندگان، همه و همه پوشالی بودن دموکراسی امریکایی را به جهانیان نشان داد و ثابت کرد که امریکا بر خلاف ادعای مدیریت دموکراتیک جهان، در حال حرکت به سمت یک تنزل حیثیتی در جهان است، به طوری که ریچارد هاس رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی امریکا وقایع اخیر را هشداری تکان دهنده و آن را نشانی از افول امریکا در جهان توصیف کرد.
۲. امریکا سالها بود که با تبلیغات گسترده، خود را جهان آزاد با شفافترین نوع انتخابات معرفی میکرد. در انتخابات ۲۰۲۰ جهان به وضوح و به کرات شاهد آن بود که رئیس جمهور حاکم این کشور شیوه انتخابات در امریکا را غلط و مدعی تقلب در انتخابات شد. این سخن راست یا دروغ، پیام مهمی را به جهانیان مخابره کرد که دیگر امریکا نمیتواند خط مشی دموکراسی خود را به کسی تحمیل کند، چرا که این مدل دموکراسی غلط است و یا اساساً دولتمردان به دموکراسی اعتقاد ندارند و یا دموکراسی را تا جایی قبول دارند که منافع آنها تأمین میشود.
۳. طی چندین سال گذشته در منطقه و جهان شاهد آن بودیم که امریکا با بهره گیری از قدرت تبلیغاتی و برافراشتن پرچم حمایت از دموکراسی، تلاشهای فراوانی برای راه اندازی انقلابهای مخملی در کشورهای مختلف اقدام و در مواردی هم با استفاده از این حربه، به تضعیف حکومتهای قانونی کشورها اقدام و آنها را از طریق کودتای مخملی ساقط کرده است.
این بار حربه امریکا به خود او بازگشت و بومرنگ اجتماعی امریکا در پرتو تکنیکهای انقلابهای رنگی تمام حیثیت و اعتبار ارزشهای امریکایی را به یکباره نابود کرد. وقایع انتخابات ۲۰۲۰ نشان داد که ارزشهای دموکراتیک امریکا همان دستکش مخملی این کشور برای پوشاندن چنگالهای چدنی آن بود که به سوی ملتها دراز میکرد و با بهرهگیری از تبلیغات گسترده رسانهای، بسیاری از مردم جهان را از دستیابی به واقعیتهای درون امریکا باز میداشت.
۴. آنچه مسلم است با این رسوایی بزرگ برای دموکراسی امریکایی، باید گفت که دیگر این امریکا بزک شدنی نیست، به طوری که بیشترین واژگان برای توصیف وضعیت امریکا از سوی تحلیلگران و سیاستمداران در روزهای گذشته عبارت بودند از: «شرم آور»، «ننگین»، «رسوایی تمامعیار»، «سیاهترین روز تاریخ امریکا»، «جنگ داخلی»، «پایان امریکای بزرگ» و «بازگشت انقلاب رنگی به صاحبش» و «پایان دموکراسی امریکایی» بود. حادثه ژانویه به اندازهای سخیف و مفتضح بود که بعضی آن را میخی بر تابوت دموکراسی امریکایی دانستند.
۵. دموکراسی امریکایی نشان داد که توانسته است فردی همچون ترامپ را به قدرت برساند که نه تنها به هیچ قاعده و قانون بینالمللی پایبند نبود و طی چهار سال در تضعیف نهادهای بینالمللی هر آنچه توانست، انجام داد و با وجود مخالفتهای مختلف از درون امریکا، هیچ نهادی نتوانست در برابر زیادهخواهیهای او ایستادگی کند. در عرصه داخلی امریکا با وجود بسیج تمام نهادهای قدرت، تا همین چهارشنبه هیچکس توان به پایین کشیدن او را نداشت. بنابراین، اگر در جهان دیکتاتورها از طریق کودتا و با حمله به نهادهای قانونی به حکومت میرسند، عملاً دموکراسی امریکایی نشان داد که خود یک دستگاه تولید دیکتاتور از نوع بزک کرده آن است.
۶. وقایع انتخابات امریکا را باید یک چراغ پر نور برای عبرت و درس آموزی پیروان بی، چون و چرای غرب در کشور و منطقه به حساب آورد که اگر اندکی بصیرت به خرج دهند، بی هیچ استدلالی همین وقایع برای پرهیز از تبلیغ و کاستن ازهیمنه دروغین دموکراسی و آزادی در غرب برای آنها کفایت میکند تا کور کورانه به پیاده نظام تبلیغ ارزشهای پوشالی و فریبنده غرب تبدیل نشوند و دست به ریسمان محکم هویت ملی و انقلابی خود بزنند که میتواند الگوی مناسبی برای جهان در عصر اضمحلال دموکراسی غرب باشد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

, ,
متهمان اصلی نگاه به بیرون!
, متهمان اصلی نگاه به بیرون!,
جعفر گلابی در آرمان نوشت:
میشود با گشتی در دنیای مجازی و شبکههای اجتماعی و دقت در گفتهها و شنیدههای مردمی اجمالا پذیرفت که تحلیل و تمایل غلط خانم فائزه هاشمی که اخیرا ابراز شده و ناظر به نفع ایران از باقیماندن آقای ترامپ در کاخ سفید است، قائلان و طرفدارانی دارد. اما اگر این گزاره صحیح باشد باید بر آن گریست و اندیشناک شد و چارهیابی کرد. آقای ترامپ که در انزوایی خردکننده در حال خلع از قدرت است یکی از ستمکارترین انسانها و مهاجمان به ایران و ایرانی است و قطعا در تاریخ از او بهعنوان بیرحمی که نان و معیشت یک ملت را گروگان سیاستبازیهای خود گرفت یاد خواهد شد.
,
,
اقدام او چون اندکی باز شود و مورد موشکافی قرار گیرد در یک یا چند تحریم اقتصادی خلاصه نمیشود، باید دید که آیا این تحریمهای بیسابقه تاریخی فقط به تعطیلی چند کارخانه و کاهش تولید و افزایش تورم انجامید یا به فقری گسترده و بیکاری انبوه کارگران و از هم پاشیده شدن بسیاری از خانوادهها و ازدیاد طلاق و خودکشی و اعتیاد که نتیجه قهری بحرانهای اقتصادی هستند دامن زد؟ هماکنون هم میتوان از آمارهای کلی پیرامون سقوط ارزش پول ملی و ازدیاد گرانی و آسیب به همه ارکان اقتصادی از ضعف در مقابله با بلایای طبیعی و بیماریها تا فلاکت حاصل از آنها، نتیجه تخریب ترامپی را اجمالا بهدست آورد ولی اگر روزی پژوهشی علمی و میدانی صورت بگیرد جستوجوگران میتوانند با عدد و رقم نشان دهند که فشارهای آقای ترامپ به ایران مستقیما باعث جان باختن چه تعداد از افراد جامعه ما شده و چه آسیبهای جانی و مالی عظیم را ایجاد کرده است و اتفاقا باعث هیچ تغییری در سیاستهای نظام نشد.
,در چنین شرایطی اینکه حتی یک نفر پیدا شود و این ظلم را روا بدارد تا تغییراتی در جامعه پدید آید و مسئولان به خود آیند زیاد است. باید ببینیم چه شده است میان دو فشاری که به مردم وارد شده یکی از طرف بیگانه و یکی از ناکارآمدیها و خودپرستیها و تعصبها و تنگنظریها و تحقیر کردنها، عدهای اولی را برای رفع دومی میپذیرند؟ چه بسا بهواسطه ملموس و مستقیم بودن عملکردهای تند و ناصواب، بهخاطر اختلاسها و مشاهده اختلافات وحشتناک طبقاتی عدهای جانش به لبشان رسیده و به هر ریسمانی چنگ میزنند و نجاتدهندهای میجویند.
,متاسفانه این حقیقت تلخ و ویرانهکننده جلوی چشم همگان قرار دارد ولی هستند قدرتمندانی که همچنان راه و رسم خلاف و غلط خود را پیش میبرند و کمترین انعطاف عقلایی در عملکردشان دیده نمیشود و عملکرد ترامپ برای ادامه سیاستها و افزایش تسلطشان بر جامعه مفید هم بود! برای نمونه در دو دوره کاملا روشن و واضح یکی در زمان اصلاحات و دیگری در زمان معجزه هزاره سوم نتیجه تعامل با جهان و دیگری ماجراجویی و انزوای بینالمللی برای همه آشکار شد ولی باز هم برخی بدون توجه به هزینه شعارها...
,,
,

, ,
هنر دفن مشکلات
, هنر دفن مشکلات ,پیمان مولوی در ابتکار نوشت:
, پیمان مولوی در ابتکار نوشت:,,
در سالیان گذشته وقتی هوای تهران آلوده میشد دلایل مختلف از سوی کارشناسان و دولتهای مختلف اعلام میشد از نبود سیستم حمل و نقل بهرهور و نیاز مردم به استفاده از خودرو شخصی، بهره ور نبودن موتورخانهها، وجود کارخانه ها در کنار شهر های بزرگ تا توسعه منطقه ٢٢ در غرب تهران و مسدود سازی جریان هوا! همه اینها امسال با یک پدیده جدید جا ماندند، سوختن مازوت در نیروگاه ها و کارخانه جات و تشدید آلودگی هوا و رسیدن به رکوردهای روزهای آلوده و ..
,
من اسم کاری که در حوزه آلودگی هوا افتاده را هنر دفن مشکلات میدانم هنری که دیر یا زود نمایان میشود! هنر قایم کردن مشکلات زیر فرش و عدم حل مشکلات در زمان خود و تبدیل آن به بحران.
سوالی که مطرح است این است که آیا این هنر دفن مشکلات فقط در همین آلودگی هوای شهرها نمایان و جاری و ساری است یا در سایر حوزه ها نیز در جریان است؟ اجازه دهید از حوزه ای که کمی بدان احاطه دارم صحبت کنم: اقتصاد
کسری بودجه دولتها همواره در اقتصاد ایران در جریان بوده است ، اقتصاد نفتی ایران عادت به عدم بهره وری را از سال ١٣۵٢ به آرامی شروع کرد، هر چه نفت بیشتر پول ورودی به اقتصاد بیشتر شد! امروز لایحه بودجه ٣٠٠ هزار تومان کسری دارد و همه ، همه کار میکنند به غیر از کوچک کردن سایز دستگاه حکمرانی و صرفه جویی!
هنر دفن کسری بودجه زیر خروارها اسم اقتصادی!
,
,
,
,
چندی پیش خبرنگار تلویزیون از رئیس کل بانک مرکزی می پرسد آیا شما با دلار ۴٢٠٠ تومانی موافقید؟
ایشان جواب میدهد من به شخصه با این کار مخالف بودم ولی (ولی هم از آن کلمات مورد استفاده در هنر دفن مشکلات است) نیاز کشور بود و قانون هر طور مکلف کند اقدام میکنیم!
اینجا هم نهادی فنی که باید فصل الخطاب باشد و به همه دیدگاه فنی بدهد در مسیر استحاله خود سعی در انتقال مشکل رشد پایه پولی و نقدینگی به آیندگان! همانطور که سایر روسای بانک مرکزی آن را انجام دادند.
بسیار در باب رشد صادرات در ایران کنفرانس و همایش برگزار شده است ، در ابتدا وقتی سخنرانی آماده میکردم ولع زیادی برای اقناع داشتم و مفید بودن اما امروز میتوانم در روز ملی صادرات به هنر دفن مشکلات در صادرات هم اشاره کنم!
,
,
,
,
صادرات چیست؟ ارائه محصول و یا خدماتی به خارج از مرزها که بدون صرفه برای خریداران و کیفیت مستمر امکانناپذیر است. برای صادرات محصولات ایرانی که از قدیم بخشی از آن هنر دستی مخصوصا فرش بود و یا پسته و کالاهای فرهنگی بازارهای متفاوتی از محصولات پتروشیمی و معدنی وجود دارد! همه کشورها دنبال بازارهایی با درآمد سرانه بالا هستند، بازار آمریکا با درآمد سرانه بیش از ۵٠،٠٠٠ دلار و اروپا متوسط ۴٠،٠٠٠ دلار اندازه این دو بازار صادراتی بیش از ٢٠،٠٠٠ میلیارد دلار است! ما چه کردیم؟ تمام بازارها را رها کردیم و در حال چیدن استراتژی به بازار ارمنستان هستیم (گرچه در اقتصاد نباید از هیچ بازاری صرف نظر کرد)!
هنر دفن مشکلات در صادرات چگونه روی میدهد!؟
,
,
رتبه اعتباری بین المللی ایران در زمان عقد برجام بهبود یافت و به ۵ سازمان همکاری رسید و امروز ٧ است، هم ردیف عراق و افغانستان!
این یعنی ریسک بالا و عدم تامین وام های صادراتی از کشورهای OECD سازمان همکاری و توسعه... و لازم نیست در باب تاثیر FATF و تحریمهای مالی هم اشاره کنیم!
اینها نمونه ای از مشکلاتی است که ما سر وقت حل شان نکردیم و امروز گریبانمان را گرفته اند اما هیچ کدام همانند آلودگی هوا به این روشنی قابل رویت نیستند!
,
,
,
,
انتهای پیام/ک
,
]
ارسال دیدگاه