در گفتگو با دانا مطرح شد؛

روشن‌فکری مسئله‌ ایدئولوژی نیست، بی‌فکری است / معامله‌ی فرهنگ با اقتصاد غربی جهان را به سمت جنگ‌های جدید می‌کشاند

روشن‌فکری مسئله‌ ایدئولوژی نیست، بی‌فکری است / معامله‌ی فرهنگ با اقتصاد غربی جهان را به سمت جنگ‌های جدید می‌کشاند
منتقد سینما با تأکید بر تقدم فرهنگ و تفکر بر اقتصاد، نگاه نئولیبرالی در تحلیل مسائل ایران را مصداق تسلیم در برابر سلطه دانست و گفت: مشکل امروز ما نه در اصل آموزه‌های دینی، بلکه در نوع اجرا و خوانش از آن‌هاست.

علی رفیعی وردنجانی، منتقد سینما در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا، در خصوص نسبت میان اقتصاد، فرهنگ و پدیده روشنفکریِ غرب‌زده عنوان کرد:  روشن‌فکری مسئله‌ی ایدئولوژی نیست، بلکه ایدئولوژی مسئله‌ی روشن‌فکرهایی است که خود را به بی‌فکری زده‌اند. در مواجهه با جامعه، همواره این پرسش اساسی به وجود می‌آید که آیا اقتصادِ قدرتمند می‌تواند جای تفکر و فرهنگ را بگیرد؟ برای پاسخ دادن به این مسئله دو نوع نگاهِ متفاوت وجود دارد؛ در ابتدا روی سخنِ من با موسی غنی‌نژاد است که در مناظره‌ای از طرف مقابل خود خواسته بود اقتصادِ اسلامی را تعریف کند. در این خصوص باید توضیح داد که اسلام اساساً برای ساختنِ اقتصاد نازل نشده، امّا از آنجایی که فعالان و کنشگرانِ این حوزه در جامعه‌ی ما مسلمان هستند، باید طبقِ دستوراتِ اسلام معاملاتِ خود را انجام دهند. بر این اساس، آنچه مانعِ پیشرفتِ اسلام در حوزه‌ی تفکر و فرهنگ شده، دستوراتی نیست که اسلام برای اقتصاد و تجارت صادر کرده، بلکه چگونگیِ اجرا و خوانشِ ما از آن اوامر است. 

وی در ادامه با نقد نگاه صادق زیباکلام افزود:  روی سخن دیگر من با صادق زیباکلام است که نگاهِ غرب‌زده‌اش را در تحلیل‌های خود بر مسائل چیره می‌کند و سفارشاتِ سیاسیِ اسلام را با مسلمانی اشتباه می‌گیرد. البته من نمی‌خواهم میانِ غرب‌زده‌هایی چون افرادی که نام‌شان آمد و شهدای والامقامی چون شهید رئیسی تفاوتی بگذارم، چرا که همه ایرانی هستیم؛ اما آنچه من را وادار به بیان این نکات می‌کند، معامله‌ی تفکر و فرهنگ با اقتصادِ غربی است؛ روندی که کم‌کم جهان را به سمتِ جنگ‌های صلیبیِ دیگری می‌کشاند و تاریخ را صفر خواهد کرد.

این ناقد رسانه با اشاره به مفهوم سلطه‌گری در اقتصاد نئولیبرال تصریح کرد: به عنوان یک ناقد مدیا، پیشاپیش از خوانندگان بابت عدم استفاده از تعابیر تخصصی و فنی اقتصادی عذرخواهی می‌کنم، اما واقعیت این است که اقتصاد در جوامع توسعه‌یافته‌ی فیزیکی، همواره به سلطه‌جویی ختم شده است. غارت منابع عظیم دیگر کشورها و سپس وابسته کردنِ همان کشورها به محصولاتِ تولیدی، حاصلِ سیاستی است که می‌توان آن را «سیاستِ بدیم بره» نامید. چهره‌هایی مانند موراکامی، اسکورسیزی، تیکر، ایناریتو یا مارکز محصول مستقیم این منابع غارت‌شده نیستند، اما در جوامعی زیست کرده‌اند که فرهنگِ سلطه‌گری، بخشی از ایدئولوژیِ اقتصادی و سیاسیِ حاکم بر آن‌ها بوده است؛ فرهنگی که نه با اتکا به منابع جغرافیایی خودشان، بلکه با غصب منابع دیگر کشورها ساخته شده است.

رفیعی وردنجانی انتهای تفکر نئولیبرال‌هایی مانند زیباکلام را تسلیم شدن در برابر سلطه دانست و یادآور شد: برخی روشن‌های بی‌فکر باید این اندیشه را در ذهن داشته باشند که امام حسین (ع) در برابر سلطه ایستاد و با علم به شهادت، آبروی آزادمردی و اسلام را حفظ کرد. ما امروز با مدعیانی طرف هستیم که توانایی مثال زدن از نلسون ماندلا را دارند، اما متوجه نیستند که ماندلا حسینی‌ترین مرد آفریقای جنوبی بود. اقتصادهای غربی ایدئولوژی‌هایی می‌سازند تا روشنفکرانِ بی‌فکر در برابر آن تسلیم شوند، در صورتی که تفکر و فرهنگِ اصیل از دین نشأت می‌گیرد؛ همان ایدئولوژیِ استکبارستیزی که امام حسین (ع) پرچم‌دار آن است.

وی در بخش دیگری از این گفتگو با اشاره به ابعاد فرهنگی انقلاب اسلامی ایران گفت: وقتی به عنوان مسافر وارد کشوری غربی می‌شوید، ناچار به پذیرش قوانین و فرهنگ آن هستید، اما مسئله اینجاست که ما در سال ۱۳۵۷ با یک انقلاب فرهنگی، آگاهانه انتخاب کردیم که فرهنگمان اسلامی باشد و سیستم‌های دیگر نیز انقلابی شوند. این انتخابِ اختیاری ما بود، در حالی که فرهنگ غربی‌ها اختیاری نبوده و به شدت وابسته به اقتصادِ سیاسیِ حاکمان‌شان است. ایران اسلامی هرگز از قدرت نظامی و موشکی خود برای تحمیل تکنولوژی سوءاستفاده نکرده است، اما کسانی که می‌خواهند ایران، جمهوری اسلامی نباشد، بدون آگاهی در زمین دشمن بازی کرده و در میادین غربی به اپوزیسیون‌های رقصان تبدیل می‌شوند.

رفیعی وردنجانی در پایان خاطرنشان کرد: رقصنده‌های سیاسی در حالی از امثال ترامپ تشکر می‌کنند و پرچم مقدس کشور را آتش می‌زنند که نمی‌دانند همان فرهنگی که آن‌ها را در غربت به رقص درآورده، اقتصادش از منابع کشورهای خودشان تأمین شده است. در چنین شرایطی، وظیفه‌ی هر انسان آزاده‌ای است که از منابع و اقتدار کشور خود، همچون تنگه‌ی هرمز، دفاع کند.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه