بازخوانی آخرین پیام رهبر شهید در پرتو جزء دهم قرآن
سیدالشهدای رمضانِ این روزگار، آنچنان دل در گرو امیرالمؤمنین(ع) و اباعبدالله الحسین(ع) داشت که نامش، بهعنوان دومین رهبر شهید جامعه اسلامی، در کنار نام مولای متقیان(ع)، در رمضان ثبت شد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ لیلا اسدی وکیل پایه یک دادگستری در یادداشتی نوشت: روز دهم ماه رمضان سال ۱۴۰۴، روزی بود که تاریخ، بر پیشانی خویش داغی ابدی نهاد و آسمان، جامه ماتم بر تن کرد. سحرگاه آن روز، بانگ جانسوزی برخاست که حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، به تیغ اشقیای روزگار، از خاک به افلاک کوچ و در میعادگاه شهیدان آرام گرفته است. خبری که گویی قرنها در سینه زمان نهفته بود تا ناگهان بر جان عالم فرود آید.
جهان اسلام در سوگ بزرگمردی نشست که تمامی لشکر ابلیس برای خاموش ساختن چراغ وجودش همقسم شده بودند؛ چنانکه خداوند فرمود: «میخواهند با (فوت) دهانهایشان، نور خدا را خاموش کنند؛ حال آنکه خداوند، نورش را کامل خواهد کرد؛ هرچند کافران خوش نداشته باشند». (سوره صف، آیه ۸)
مردی که در برابر شبکه اشرار برآمده از جزیره اپستین، که خود را صاحبان سرنوشت ملتها میپنداشتند، تا واپسین دم، ایستاد و قامت خویش را در برابر طوفان خم نکرد.
همانگونه که، به تصریح آیه ۵۹ سوره انعام، بیاذن خداوند برگی از درخت فرو نمیافتد...
باید اندیشید که چه حکمتی بود که این سید والامقام، در دهمین روز ماه رمضان، به میقات حضرت حق شتافت.
سیدالشهدای رمضانِ این روزگار، آنچنان دل در گرو امیرالمؤمنین(ع) و اباعبدالله الحسین(ع) داشت که نامش، بهعنوان دومین رهبر شهید جامعه اسلامی، در کنار نام مولای متقیان(ع)، در رمضان ثبت شد.
و دهم؛ روزی رازآلود که یادآور «وَلَيَالٍ عَشْرٍ» است. دهم رمضان و دهم محرم، هر دو از جنس ابتلا و شهادتاند. مناجات سحرگاهی سیدعلی در شب دهم، چه زود مُهر اجابت یافت و او را به میقات حضرت حق رساند.
آنگونه که حسینبنعلی(ع)، با اهلبیت خویش، تشنه و مظلوم، به دیدار حق شتافت، اینجا نیز سیدعلی، با خانواده و لبِ روزه، در حال تلاوت قرآن، آماج بمبهای دشمن شد و به شهادت رسید.
البته مصیبت حضرت اباعبداللهالحسین(ع) یگانه و بیبدیل است و این اشارت، تنها از باب شباهت برخی جلوههای شهادت است، نه قیاس آن دو.
وقتی خبر رسید که امام شهیدمان در لحظه شهادت، مشغول تلاوت قرآن کریم بوده، گویی آخرین حجت و واپسین هشدار را بر مسئولان و مردم تمام کرد.
آخرین خطابه خویش را نه با زبان، که با آیات وحی، برای دولت و امت به ودیعت نهاد.
از همین رو، کافی است جزء دهم قرآن کریم را با دیده تدبر ورق بزنیم.
جزء دهم، منزل سورههای انفال و توبه است؛ دو سورهای که از جهاد، نفاق، برائت و سنتهای تخلفناپذیر الهی سخن میگویند.
اکنون آیات برگزیده این جزء را، بهمثابه آخرین خطابه ایشان، مرور میکنیم.
خداوند در آیه ۴۹ سوره انفال میفرماید: «یاد کنید هنگامی را که منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری [شک و تردید نسبت به حقایق] است، میگفتند: مؤمنان را دینشان [با این جمعیت اندک و اسلحه ناچیز برای شرکت در میدان نبرد] فریفت، و [آنان باور نمیکردند که] هر کس بر خدا توکل کند [بیتردید پیروز میشود]؛ زیرا خدا توانای شکستناپذیر و حکیم است».
این آیه، ترجمان روزگار ما نیز هست؛ روزگاری که هنوز منافقصفتانی، اسیر خودباختگی در برابر استکبار، نه به وعدههای الهی ایمان دارند، نه قدرت ملت را باور میکنند و نه اراده خداوند را در محاسبات خویش راه میدهند.
یکی از مشهورترین آنان میگفت: «اگر آمریکا حمله کند، با یک دکمه ایران را نابود میکند و مردم از بین میروند، نه مسئولان». اما سنت الهی، بار دیگر، پاسخ این پندار را داد. به فضل خداوند، دشمن نهتنها در دستیابی به اهداف خود ناکام ماند، بلکه در برابر اراده ملت ایران، به استیصال کشیده شد.
و چه گواهی روشنتر از آنکه نخستین خونهای این نبرد، خونِ رهبر شهید، مسئولان ولایتمدار و خانوادههای آنان بود. رهبر شهیدمان، در پیشاپیش این قافله، عزیزترین سرمایه خویش را پیش از همه نثار اسلام کرد.
این، رسم جبهه ایمان است؛ پیش از آنکه دیگران را به میدان فراخواند، خود در صف نخست ایثار میایستد و آنان که از ظرافت سنتهای الهی عبرت نمیگیرند، در دور باطل خودباختگی و دلبستگی به دشمن سرگردان خواهند ماند.
و این، همان وعده الهی است که در آیه ۶۵ سوره انفال آمده است: «ای پیامبر! مؤمنان را به پیکار برانگیز. اگر از شما بیست نفر شکیبا باشند، بر دویست نفر چیره میشوند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کافران پیروز خواهند شد؛ زیرا آنان مردمیاند که حقیقت را درنمییابند».
آیا همنشینی این آیات با روز شهادت رهبر شهیدمان، تنها یک تقارن است؟ «هرگز».
این نیز از اشارات شگفت قرآن است؛ گویی رهبر شهید همه این آیات را به امت سپرد.
در این میدان، جبهه استکبار، از آمریکا و رژیم صهیونیستی تا همپیمانان منطقهایشان، یکصدا و همصف شدند تا ایران را به زانو درآورند؛ اما وعده الهی بر همه محاسبات آنان غلبه کرد.
نه ایران به تسلیم تن داد، نه پرچم مقاومت بر زمین ماند؛ بلکه این دشمن بود که طعم شکست و استیصال را چشید.
و اما آیه تأملبرانگیز ۵۷ سوره انفال؛ آیهای که بیش از آنکه هشدار دشمن باشد، انذار خواص است تا در میدان نبرد، گرفتار خطای محاسباتی نشوند.
«پس اگر در میدان جنگ بر آنان دست یافتی، چنان درهمشکنشان که آنان که پشت سر ایشاناند، عبرت گیرند و از اندیشه تجاوز بازایستند».
ای مسئولان نظام اسلامی و سران سه قوه!
این ملت، بیش از یکصد و بیست روز است که در خیابانها مبعوث شدهاند؛ به ندای رهبر شهیدشان و جانشین برحق ایشان، تا آخرین کلام امام شهید بر صحیفه تاریخ نقش بندد:
«مثلی لایباع مثل یزید».
این ملت آمده است تا به جهان و قاتلان رهبر شهیدشان اعلام کند که خون امامشان بیوارث نمانده است.
آمده است تا گواهی دهد که ایران، سرزمین مقاومت است، نه اقلیم تسلیم!
هدف این حضور، پاسداری از جایگاه نایب امام عصر(عج) و زنده نگاه داشتن روح خونخواهی قائد شهید در مسیر عدالت است؛ تا این خون فراموش نشود و بیپاسخ نماند.
و بدانند که ساحت ولایت و مقام قدسی امام عصر(عج)، مأمن امن الهی است و هر اندیشه تعرض به آن، جز وهمی باطل نخواهد بود.
هنوز پیکر امام شهیدمان امانتِ خاک نشده بود که شما، در میانه میدان، پرچمِ تفاهم برافراشتید... آن هم در هنگامهای که، به اذعان خودِ دشمن و رسانههای خارجی، تنها چهار هفته تا فروپاشی هیمنه غول استکبار جهانی فاصله مانده بود.
در آن برهه سرنوشتساز، به سخن قاتلان فاسد امام شهید دل سپردید و به تفاهمنامهای تن دادید که در هیچ بند آن، بویی از غیرت به مشام نمیرسد؛ نه نشانی از خونخواهی مردم شریف ایران برای قائد شهیدشان دارد و نه انعکاسی از عزت ملتی که داغدار فرزندان خویش است.
شما خادمان این ملتید، نه قیّمان آن؛ و بر شماست که در مدار رهبری جدید حرکت کنید.
دل این ملت، هنوز از داغ امام شهیدشان شعلهور است. شما را چه شد که با نظر جانشین ایشان، حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنهای، همراه نشدید؛ آنجا که فرمودند: «بنده در خصوص این تفاهمنامه، علیالاصول، نظر دیگری داشتم».
آقایان مسئول! ولایتمداری، شعار نیست. آیا به مقتضای آیه ۵۹ سوره نساء گردن نهادهاید، یا آن را نیز، همچون حکم حجاب و دیگر احکام قرآن، به حاشیه راندهاید؟
«ای مسلمانان، از خدا و پیامبر و صاحبان امرتان (یعنی امامان معصوم) اطاعت کنید؛ پس اگر درباره چیزی با یکدیگر دچار اختلاف شدید، آن را به حکم خدا و پیامبر ارجاع دهید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این (اطاعت و ارجاع دادن)، بهتر است و عاقبتی نیکوتر دارد..».
ولایتمداری، نه در شعار، که در هنگامه فتنه و میدان ابتلا آشکار میشود.
کاش نشانی از اخلاص و تبعیت شهید والامقام سید حسن نصرالله در رفتار و تصمیمهای خواص هویدا میشد.
و کاش پیش از هر محاسبه سیاسی، به میزان قرآن بازمیگشتیم؛ چراکه نص صریح کلام الهی در آیه ۵۷ سوره انفال، چهارده قرن پیش، راه را نشان داده و معیار را روشن ساخته است: «پس (اى پيامبر!) هرگاه در جنگ به آنان دستيافتى، با برخوردهاى قاطع افراد پشت جبهه آنان را به وحشت افكنده و متفرّق ساز، باشد كه پند گيرند و دست از توطئه بردارند».
ای خواص! آیا آیه چهاردهم سوره توبه برای بیداری وجدانها و برانگیختن حس مسئولیت شما کفایت نمیکند؟
«با آنان بجنگید تا خداوند آنان را به دست شما عذاب کند، خوار و رسوایشان سازد، شما را بر ایشان پیروز گرداند و سینههای مؤمنان را شفا بخشد».
ای صاحبان قدرت و متصدیان امر! آیا نالههای برخاسته از سینههای مؤمنان را نمیشنوید؟ آیا اندوهی که بر دلهای آنان سنگینی میکند و داغی که بر جانشان نشسته است، شما را به تأمل، احساس مسئولیت و خونخواهی رهبر شهید فرانمیخواند؟
او که پس از عمری جهاد، صبر و استواری در سنگر اسلام و ایران، با قلبی سلیم به قافله صالحان پیوست؛ مردی که همه عمر، رنج را به جان خرید و در برابر آن همه مجاهدت، هیچ مزدی جز رضای حضرت حق نجست.
در تشییع سیدعلی، آن مظلومِ مقتدر، خواهید دید که چگونه خیلِ سوگواران، با بانگِ «یا لثارات الخامنهای»، پردههای غفلت را خواهند درید و آنان را که هشدارهای پیاپی امام شهید درباره مذاکره با آمریکا را به سستی گرفتند، به بیداری فراخواهند خواند.
و منافقان داخلی، آنگونه که خداوند در آیه ۵۷ سوره انفال وعده فرموده است، در برابر دیدگان همگان رسوا خواهند شد.
آنگاه، به تعبیر رهبر شهید، مردمِ مبعوث، فصل پایان را رقم خواهند زد و کار را به سرانجام خواهند رساند.
ارسال دیدگاه