یادداشت؛

روایت یک فاجعه فراموش‌شده

روایت یک فاجعه فراموش‌شده
کارگردان فیلم داستانی «دژنو»، با اشاره به روند سه‌ساله تولید این اثر نوشت: ایده ساخت فیلم از روایت‌هایی شکل گرفت که از مردم منطقه شنیده بود و تلاش کرده است با ترکیبی از روایت‌های واقعی، پژوهش و بازسازی، بخشی از فاجعه بمباران شیمیایی این منطقه و پیامدهای انسانی آن را به تصویر بکشد.

به گزارش راه دانا؛ سینا ولدبیگی، کارگردان فیلم داستانی «دژنو» در یادداشتی نوشت: «دژنو» نام قدیمی منطقه‌ای است که پیش‌تر با عنوان «دژ ۹» شناخته می‌شد و نام فیلم نیز با الهام از همین عنوان انتخاب شده است.

ایده اولیه ساخت این فیلم از روایت‌هایی شکل گرفت که از مردم منطقه شنیده بودم. زمانی که با این روایت‌ها بیشتر آشنا شدم، متوجه شدم حادثه‌ای بسیار مهم و در عین حال کمتر دیده‌شده پشت این داستان‌ها وجود دارد. به همین دلیل، موضوع را دنبال کردم و تصمیم گرفتم درباره آن تحقیق کنم و در نهایت این روایت را در قالب یک فیلم کوتاه و مستند به تصویر بکشم.

در اسناد نیز به این موضوع اشاره شده است که این منطقه در روز ۲۶ شیمیایی شده و در برخی اسناد تاریخ ۲۷ نیز ذکر شده است؛ یعنی یک روز پس از فاجعه بزرگ حلبچه. همین همزمانی باعث شد این حادثه تا حد زیادی در سایه آن فاجعه قرار بگیرد و به فراموشی سپرده شود.

در جریان این حمله، ۱۸ نفر از مردم شهر به شهادت رسیدند و بیش از ۱۰۰ نفر نیز مجروح شدند. حتی امروز نیز بیش از ۱۰۰ نفر از افرادی که دچار عوارض شیمیایی شده‌اند، وجود دارند که برخی از آنها پرونده‌ای در این زمینه ندارند. بخشی از این خاطرات و روایت‌ها باید بیان می‌شد.

از نظر من، ساخت این فیلم تقریباً سه سال از مرحله شکل‌گیری ایده تا رسیدن به تولید زمان برد. بخش قابل توجهی از این زمان صرف کار پژوهشی، گفت‌و‌گو با راویان، خانواده شهدا و جانبازان و پیگیری‌های مختلف برای تولید، دریافت مجوز و مراجعه به مجموعه‌های مرتبط شد.

برای من بسیار مهم بود که تا حد امکان به روایت واقعی مردم نزدیک باشم و بتوانم آن حادثه را از نگاه آنها بازنمایی کنم. تلاش کردیم تا جایی که امکان داشت به روایت‌های واقعی نزدیک شویم.

ساختار فیلم ترکیبی از روایت و واقعیت است. بخش‌هایی از فیلم بازسازی شده و بخش‌هایی نیز بر اساس روایت‌های مردم شکل گرفته است. به همین دلیل می‌توان این اثر را یک فیلم مستند ـ داستانی دانست.

هدف ما این بود که مخاطب فقط اطلاعاتی درباره یک حادثه تاریخی دریافت نکند، بلکه بتواند فضای انسانی آن اتفاق را نیز احساس کند. برای من حتی خود لحظه بمباران به اندازه اتفاقاتی که پس از آن برای مردم رخ داد اهمیت نداشت. اینکه مردم بعد از حادثه چه شرایطی پیدا کردند، چرا در همان دوران جنگ منطقه را ترک نکردند و ماندند و اینکه برخی از آنها سال‌ها بعد همچنان با عوارض جسمی و روحی آن حادثه زندگی می‌کنند یا خانواده‌هایشان را از دست داده‌اند، برای من اهمیت زیادی داشت.

سعی کردیم به این بخش نیز بپردازیم؛ چراکه یکی از فجایعی بود که در سایه حوادث بزرگ‌تر دیده نشد.

حتی زمانی که برای دریافت مجوز فیلم اقدام می‌کردیم، در برخی از سازمان‌ها و نهاد‌های سینمایی که مراجعه می‌کردیم، گفته می‌شد درباره سردشت فیلم ساخته شده و این ایده نیز قبلاً ساخته شده است. متأسفانه این نگاه نشان می‌داد که حادثه مورد نظر ما به اندازه کافی دیده نشده و به فراموشی سپرده شده است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های تولید فیلم، بودجه بود. با محدودیت‌های زیادی مواجه بودیم، اما تلاش کردیم کیفیت کار حفظ شود. امروز فیلم‌های کوتاه و مستند با حداقل امکانات ساخته می‌شوند. تعداد زیادی از عوامل با حداقل امکانات در کنار پروژه ماندند و برخی حتی دستمزدی دریافت نکردند. دستمزد بعضی از عوامل و بازیگران نیز به طور کامل پرداخت نشده است. با این حال، همه اعضای گروه تلاش کردند فیلم به نتیجه برسد و به جایگاهی که شایسته آن است، برسد.

فیلم هنوز اکران عمومی خود را آغاز نکرده است و اساساً در حوزه فیلم کوتاه اکران عمومی گسترده‌ای وجود ندارد، اما در اکران‌هایی که در شهرستان پاوه داشتیم، خوشبختانه با بازخورد خوبی مواجه شدیم.

برای ما مهم بود که فیلم بتواند در مدت زمان کوتاه با مخاطب ارتباط برقرار کند. حدود ۸۰ درصد مخاطبان فیلم را دیدند و بازخورد‌های مثبتی دریافت کردیم. احساسات مخاطبان نیز نشان داد که فیلم توانسته با آنها ارتباط برقرار کند. برای ما بسیار امیدوارکننده و مهم بود که مردم منطقه، به‌ویژه کسانی که خود با این حادثه درگیر بودند، فیلم را دیدند و نسبت به آن واکنش مثبتی داشتند.

فیلم در چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، که یکی از مهم‌ترین رویداد‌های فیلم کوتاه در ایران است، پذیرفته شده است. در مجموع ۲۷ فیلم مستند در این رویداد پذیرفته شده‌اند و «دژنو» تنها فیلم پذیرفته‌شده از غرب کشور است. این اتفاق برای گروه ما اهمیت زیادی دارد؛ چراکه فیلمی که با امکانات محدود ساخته شده، در کنار آثاری قرار گرفته که نام سازندگان آنها برای ما شناخته‌شده است و حضور در این رقابت برای ما افتخار محسوب می‌شود.

در حال حاضر برنامه ما این است که فیلم در جشنواره‌های مختلف داخلی و بین‌المللی حضور پیدا کند و مسیر جشنواره‌ای خود را طی کند. درباره نحوه اکران فیلم نیز در ادامه، بنیاد شهید و مجموعه‌های فرهنگی مرتبط تصمیم‌گیری خواهند کرد. امیدوارم فیلم در جشنواره‌های مختلف دیده شود و بتوانیم این فاجعه انسانی را با مخاطبان بیشتری در میان بگذاریم.

این فیلم با حمایت گروه سینمایی شاهد، بنیاد شهید و امور ایثارگران، بنیاد شهید استان کرمانشاه، بنیاد فرهنگی روایت فتح، گروه سینمایی شاهد، بنیاد فرهنگی روایتگران استان کرمانشاه و همچنین ادارات این شهرستان تولید شد.

یکی از موضوعاتی که از ابتدا توجه من را به خود جلب کرد، همزمانی این فاجعه با بمباران شیمیایی حلبچه بود. حلبچه با شهادت حدود پنج هزار نفر در حملات شیمیایی، به یکی از مهم‌ترین نماد‌های حملات شیمیایی آن دوره تبدیل شد و طبیعی است که حادثه ما در مقایسه با آن کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد.

اما این به معنای کم‌اهمیت بودن روایت مردم این منطقه نیست. ما در این فیلم تلاش کردیم روایتی کمتر شنیده‌شده را دوباره مطرح کنیم. روایت این شهر و ۱۸ شهیدی که در این حادثه جان خود را از دست دادند، بخشی از تاریخ دفاع مقدس و قربانیان حملات شیمیایی است که باید بیشتر دیده شود.

در حال حاضر نیز برای پروژه بعدی در حال تحقیق هستیم و احتمالاً موضوع آن نیز به حوادث شیمیایی حلبچه مربوط خواهد بود. قرار است این مسیر ادامه پیدا کند و امیدوارم با حمایت بیشتر ادارات و مجموعه‌های مرتبط، بتوانیم اثر جدیدی درباره این شهدا تولید کنیم.

به اعتقاد من هنوز روایت‌های زیادی درباره دفاع مقدس، شهدا و جانبازان، به‌خصوص قربانیان حملات شیمیایی وجود دارد که کمتر دیده شده‌اند و می‌توان بیشتر به آنها پرداخت.

امیدوارم حمایت بیشتری از فیلمسازانی که سراغ چنین موضوعاتی می‌روند صورت بگیرد تا بتوانیم این روایت‌ها و خاطرات را به نسل‌های بعد منتقل کنیم.

برای ما صرفاً ساخت یک فیلم مهم نبود؛ تلاش برای نشان دادن خاطرات مردم آنجا و ثبت روایت آنها اهمیت بسیار بیشتری داشت.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه