خاطره هایی که با همایش مجلل استانداران زنده شد؛

سفره ای که باکری هرگز بر سر آن ننشست

سفره ای که باکری هرگز بر سر آن ننشست
خبر برگزاری همایش استانداران سراسر کشور با موضوع "اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل" در هتل مجللی که بهای هر شبش بیش از یک و نیم میلیون آب می خورد، خاطره های بسیاری را زنده کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛آناج نوشت:  دیروز خبری مبنی همایش استانداران سراسر کشور با موضوع اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل، در شبکه های خبری و اجتماعی پیچید در حالی که این همایش رده بالای نظام در هتلی برگزار شد که شبی یک میلیون و پانصد هزار تومان! قیمت خورده است.

این خبر بسیار مسرت بخش!!! مرا یاد خاطره‌ای انداخت؛

سنگر ما درست کنار سنگر آقا مهدی بود، شب مانور داشتیم و تا ساعت چهار بامداد در میدان بودیم؛ ساعت چهار برگشتیم و قرار شد تا نماز صبح نخوابیم، نمازمان را بخوانیم و صبحانه بخوریم.

من سریع رفتم و آقا مهدی را به صبحانه دعوت کردم، ایشان با روی گشاده دعوتم را قبول کردند و خلاصه سفره ( بقول بیوک آقا، سفره معاویه ) باز شد.

محتویات سفره را تکه نان‌های آب خورده، چای شیرین، پنیر پاستوریزه  برای هر نفر حدوداً پنجاه گرم، دو شیشه کوچک مربای گل برای تمام نفرات و دو عدد کره پاستوریزه دویست گرمی تشکیل می داد.

وقت آن رسید که همه‌ی بچه‌ها دور سفره جمع شدند و منتظر بودند تا آقا مهدی قبل از همه ی بچه ها شروع کند؛ سردار بدر چند دقیقه‌ای به سفره خیره شد و بعد فرمودند: قارداشلاریم ناواخدان صبحانده ایکی جوره یاوانوخ ویریلّر؟! عزیزلریم بو ایکی جوره یاوانوخ  بیزلره شایسته دیور، بیز علی شیعه سیوخ! (برادرانم از کی تا حالا در لشگر دو جور طعام در صبحانه می دهند؟! عزیزان من، هم پنیر هم کره و مربا شایسته ما که شیعه علی علیه السلام هستیم نیست).

بچه ها هرچه سریع تر کره و مربا را جمع کردند و آقا مهدی گفت: احسنت حالا شد ... بسم الله!

بله این همایش مرا یاد این خاطره انداخت که چقدر این کارگزاران رده بالای دولت پیرو شهدا هستند! البته باید هم این طور باشد، چون همان ها هستند که مدام پشت تریبون ها و دوربین ها از شهیدان دم می زنند.

 
,

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛آناج نوشت:  دیروز خبری مبنی همایش استانداران سراسر کشور با موضوع اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل، در شبکه های خبری و اجتماعی پیچید در حالی که این همایش رده بالای نظام در هتلی برگزار شد که شبی یک میلیون و پانصد هزار تومان! قیمت خورده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

, ,

این خبر بسیار مسرت بخش!!! مرا یاد خاطره‌ای انداخت؛

,

سنگر ما درست کنار سنگر آقا مهدی بود، شب مانور داشتیم و تا ساعت چهار بامداد در میدان بودیم؛ ساعت چهار برگشتیم و قرار شد تا نماز صبح نخوابیم، نمازمان را بخوانیم و صبحانه بخوریم.

,

من سریع رفتم و آقا مهدی را به صبحانه دعوت کردم، ایشان با روی گشاده دعوتم را قبول کردند و خلاصه سفره ( بقول بیوک آقا، سفره معاویه ) باز شد.

,

محتویات سفره را تکه نان‌های آب خورده، چای شیرین، پنیر پاستوریزه  برای هر نفر حدوداً پنجاه گرم، دو شیشه کوچک مربای گل برای تمام نفرات و دو عدد کره پاستوریزه دویست گرمی تشکیل می داد.

,

وقت آن رسید که همه‌ی بچه‌ها دور سفره جمع شدند و منتظر بودند تا آقا مهدی قبل از همه ی بچه ها شروع کند؛ سردار بدر چند دقیقه‌ای به سفره خیره شد و بعد فرمودند: قارداشلاریم ناواخدان صبحانده ایکی جوره یاوانوخ ویریلّر؟! عزیزلریم بو ایکی جوره یاوانوخ  بیزلره شایسته دیور، بیز علی شیعه سیوخ! (برادرانم از کی تا حالا در لشگر دو جور طعام در صبحانه می دهند؟! عزیزان من، هم پنیر هم کره و مربا شایسته ما که شیعه علی علیه السلام هستیم نیست).

,

, ,

بچه ها هرچه سریع تر کره و مربا را جمع کردند و آقا مهدی گفت: احسنت حالا شد ... بسم الله!

,

بله این همایش مرا یاد این خاطره انداخت که چقدر این کارگزاران رده بالای دولت پیرو شهدا هستند! البته باید هم این طور باشد، چون همان ها هستند که مدام پشت تریبون ها و دوربین ها از شهیدان دم می زنند.

,

, ,
 
,

انتهای پیام/م

,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه