یادداشت؛
چرا ایرانیها تنهایی را تاب نمیآورند؟
جامعۀ ایرانی بهشدت جمعگراست نه جمعگریز و فردیتپسند؛ ساختار عشیرهای و رنگوبوی قومی خانوادهها از یکسو و نهادها و رسانههای جمعگرای ساختار قدرت حاکم از دیگر سو، این فردیتسازی مدرن را کنار مینهد و به همین علت انسان ایرانی نمیتواند زمان زیادی جدا ماندن از دیگران را برتابد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ از روزی که بشر احساسهای خود را شناخته است با احساس تنهایی آشناست. این جنس از احساس انسانی جغرافیا نمیشناسد. هر فردی در هر جغرافیایی با این احساس دستبهگریبان بوده است و خواهد بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,انسان ایرانی و افغان و عراقی همانقدر تنهایی را لمس کرده است که انسان امریکایی و آفریقایی و استرالیایی، بنابراین، تنهایی از آن دسته از احساسهایی است که همۀ ما آدمیان با آن آشناییم.
,احساس تنهایی چندین لایه دارد. اروین د. یالوم، رواندرمانگر اگزیستانسیالیست امریکایی (۱۹۳۱م)، در کتاب «رواندرمانی اگزیستانسیال» نخستین لایه تنهایی را «جداماندگی» میداند. جداماندگی پربسامدترین جنس از احساس تنهایی است.
,این لایه از تنهایی {جداماندگی} زمانی رخ میدهد که میان انسانی با دیگر انسانها فاصله بیفتد. هرگاه فردی به علتهای گوناگون از دیگران جدا بماند این جنس از تنهایی را میچشد.
,در این روزها ویروس کرونا علت اصلی جدا افتادن هر فردی از دیگران است. کرونا نه به دلخواه، بلکه نابهدلخواه باعث این جداماندگی افراد از یکدیگر شده است.
,پرسش اساسی اما این است که چرا انسان ایرانی نتوانسته این تنهایی و جداماندگی را تاب آورد؟ چرا سیاستگذاران ایرانی قرنطینۀ افراد را چندان جدی نگرفتهاند؟ آیا باورمندند که انسان ایرانی نمیتواند جداماندگیاش را تاب آورد؟
,ورود مدرنیته به هر جامعهای فردیتآفرین است. مدرنیته در ایران نیز ناگزیر از فردیتسازی است. فردیت به این معناست که من مانند دیگران نیستم. از من و جنس تفکر و رفتار و بیان من، فقط یکی وجود دارد و آن منم؛ پس انسان مدرن امروزی انسان آگاه به فردیتش است.
,از دیگر سو، پیامد پس از فردیتسازی، احساس تنهایی است. انسان فردیتدار فردی تنهاست. این تنهاییِ شخصیتی، خُردکخُردک به جدا افتادن از دیگران میانجامد.
,مدرنیته انسان را در بافت مدرنبودن پرتاب کرده است، اما او را رها نساخته است و برای کنار آمدن انسان با تنهاییاش، انواع راهکارها را در نظر گرفته است.
,زیرساختهایی مانند اینترنت پرسرعت و برایند آن، کتابخانههای برخط (آنلاین) و سرگرمیها و ارتباطهای گستردۀ مجازی را پی ریخته است تا این انسان فردیتیافتۀ تنهاییگزین بطالتگذر نباشد.
,مدرنیته فرد را تجربهطلب بار میآورد. انسانِ پرتابشده در وضعیت مدرن، همواره خواهان تجربهکردن و چشیدن تجربههاست.
,این خصیصۀ مهم سبب شده است تا فرد برای گذران وقتش فقط به خودش وابسته باشد. انواع بازیهای رایانهای و برنامکها و اپلیکیشنها فرد را خودبسنده میسازند و از حضور جسمانی دیگران بینیاز.
,اما جامعۀ ایرانی بهشدت جمعگراست نه جمعگریز و فردیتپسند. ساختار عشیرهای و رنگوبوی قومی خانوادهها از یکسو و نهادها و رسانههای جمعگرای ساختار قدرت حاکم از دیگر سو، این فردیتسازی مدرن را کنار مینهد. به همین علت انسان ایرانی نمیتواند زمان زیادی جدا ماندن از دیگران را برتابد.
,به نظر میرسد بیشتر افرادی که در دوران قرنطینه در خانه بست نشستهاند، به دستیابی به فردیت نزدیکترند. اینان با تنهایی خوگرند و از تنهایی خود بهره میبرند، بنابراین این افراد فردیتمحور نهفقط تنهایی خود را پذیرفتهاند و ساختهاند، بلکه با قدرت رسانههای مجازی بخشی از جامعۀ عشیرهایمرام و جمعگرا را در خانه نشاندهاند.
,نویسنده: مسعود هوشیار، جامعه شناس
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه