سکه دو تومانی داغ کرده بودند و روی بدنش گذاشته بودند. جای این زخم ها ردیف ردیف سوخته بود و گود افتاده بود. گفت: دیگه بسه. گفتم: نه! بزار اون یه بازوت را هم ببینم. ن…
صفحه 1 از 1