ایرج هر بار که از محل کار به مرخصی میآمد، مبلغی را بدون منت و پنهانی در جیب پدرش میگذاشت. هر قدر که در توانش بود دریغ نمیکرد. پدرش این توجهات و عطوفت ایرج را می…
صفحه 1 از 1