پدر محمدرضا می گوید: وقتی پسرم از سفرهای اول برمی گشت، عکس ها و فیلم هایی را که از سوریه و نبردها گرفته بود، به ما نشان می داد. ما وحشت می کردیم. اما محمدرضا می خند…
صفحه 1 از 1