وقت زیادی را برای کار اختصاص می داد و این اواخر با وجود مریضی باز هم دست از کار بر نمی داشت. صبح می رفت و شب بر می گشت. همیشه به من می گفت: خانوم! شما دعا کنید این …
صفحه 1 از 1