«سراسیمه به تهران رفتم شب بود. موقع حکومت نظامی فرارسیده بود. جنازه کبری، بدون سر در گوشه حیاط منزل افتاده بود؛ چون از پیشانی به بالا متلاشی شده بود. چند نفر از آشن…
صفحه 1 از 1