ستوان کریم میرود از مقر یک گالن نفت میآورد و روی پیرزن بیچاره خالی میکند. پیرزن داد و فریاد به راه میاندازد که این چه کاریست! مگر دیوانه شدهای!
صفحه 1 از 1