نداشتن هیچ گونه خبری از زمان و محل شهادت، محل دفن و هر خبر مستندی که ما را نسبت به شهادت پدرم به یقین برساند، دلیلی بود برای چشم انتظاری ما برای بازگشت پدر. البته ا…
یک روز تصمیم گرفتیم به اتفاق مادر شهید رنج آوری و همسر شهید اسماعیل زاده به شهر بانه برویم و از نزدیک با سران حزب کومله مذاکره کینم شاید بتوانیم سند آزادی این عزیزا…
پدرم مدتی در زندان روستای کیلانه تحت سخت ترین شکنجه گروهک های ضد خلقی قرار گرفت و بعد از مدتی که ما پیگیر جریان آزادی پدرم شدیم، شایعات زیادی در سطح شهر منتشر شد که…
باز هم مقداری پول تهیه کردیم و یک قبضه اسلحه ژ3 خریداری کردیم و به نیروهای ضد انقلاب تحویل دادیم. اما نیروهای ضد انقلاب به همسر شهید اسماعیل اسماعیل زاده گفته بودند…
شهید ناصر رنج آوری تنها شهیدی نبود که نیروهای ضد انقلاب هیچ خبری از سرنوشت او به خانواده اش ندادند؛ شهید صدیق جماران و شهید اسماعیل اسماعیل زاده هم بعد از اینکه به …
پدرم به زحمت خودش را به ما رساند و کنار ما نشست. چند لحظه بعد متوجه جوراب های خونی پدرم شدیم. دلیلش را پرسیدم و در نهایت پدرم با اکره فراوان گفت: نیروهای گروهک کومل…
پدرم در طول مدتی که در زندان کومله بود، تلاوت قرآن کریم را فراموش نمی کرد. گاهی وقت ها که وارد محوطه مقر کومله می شدم، صوت دل نشین تلاوت قرآن پدرم در مقر کومله طنین…
پدرم از اعضای هیئت امنای تکیه خلیفه فتاح سنندج بود و بعد از اینکه توفیق پیدا می کند و آن شخص آمریکایی را به دین مبین اسلام دعوت می کند، سه روز تمام مراسم مولوده خان…
صفحه 1 از 1