حجتالاسلام سیدکریم آقامیری تعریف میکردند: صبح که بیدار شدیم، سعید همه را در آغوش گرفت و از جایش بلند شد و گفت: دشمن آمد و قبل اینکه بگوید چطور و از کجا، خمپارهای…
صفحه 1 از 1