به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از نطنزنا، به مناسبت هفته دفاع مقدس به سراغ یکی از جانبازان جنگ تحمیلی در هشت سال دفاع مقدس رفتیم تا از حال و هوای آن روزهای جنگ و این روزهای خود و جامعه سراغی بگیریم. گفتگوی خبرنگار ما با این جانباز فداکار را در زیر می خوانید.
,
_ لطفا خود را معرفی کنید.
, _ لطفا خود را معرفی کنید.,
سید حسن رسول زاده اوره هستم و هم اکنون ساکن روستای اوره نطنز می باشم.
,
_ چند سال دارید؟
, _ چند سال دارید؟,
متولد ۱۳۴۳ هستم و الان ۵۱ سال دارم.
,
_ در چه سالی به جبهه رفتید و در کدام عملیات شرکت داشتید؟
, _ در چه سالی به جبهه رفتید و در کدام عملیات شرکت داشتید؟,
برای اولین باری که به جبهه جنگ رفتم ۱۶ سال داشتم و در چهار عملیات محرم، رمضان، والفجر۸، خیبر و مرصاد حضور داشتم.
,
_ در چه سالی و در چه عملیاتی به درجه رفیع جانبازی نائل آمدید؟
, _ در چه سالی و در چه عملیاتی به درجه رفیع جانبازی نائل آمدید؟,
در سال ۶۷ بعد از عملیات مرصاد با انفجار در یک منطقه عملیاتی از ناحیه صورت، دست و شکم مجروح و دچار سوختگی شدید شدم.
,
_ برایمان از حال و هوای آن موقع بگویید؟
, _ برایمان از حال و هوای آن موقع بگویید؟,
در این انفجار تمامی گوشت صورتم ریخته و تمام انگشتان دستم قطع شد به طوری که تمام پزشکان از من قطع امید کرده بودن و این نامیدی در آن ها تا یک ماه ادامه داشت و آن ها علی رغم کارهای درمانی که روی من انجام می دادندبازهم تقریبا از اینکه من زنده خواهم مان امید آنچنانی نداشتند.
,
_ برای درمان به خارج هم اعزام شدید؟
, _ برای درمان به خارج هم اعزام شدید؟,
به من پیشنهاد ادامه درمان به کشور فرانسه شده بود ولی به خاطر هزینه ای که برای مسئولان در پی داشت از قبول این پیشنهاد صرف نظر کردم و ادامه روند درمان را در داخل دنبال کردم؛ و از روز حادثه تا هفت سال تحت درمان بودم و تعداد عمل های جراحی بر روی من از شمارش خودم خارج شده ولی بالغ بر ۱۰۰ بار عمل جراحی روی من انجام شد.
,
_ چه شد که بهبود یافتید؟
, _ چه شد که بهبود یافتید؟,
علی رغم تمام ناامیدی در اطرافیان، ولی بنا به توکل و ایمانی که به خدا داشتم هیچ موقع نا امید نشدم؛ یادم هست آن روزها کسانی که به دیدار من می آمدند از دیدن صورتم و وضعم دچار ترس می شدند و من به آن ها دلداری می دادم و می گفتم هیچ اتفاقی برای من نیفتاده است.
,
_ یعنی امید باعث بهبودی شد؟
, _ یعنی امید باعث بهبودی شد؟,
خب بله در کنار توکل و ایمان به خدا هرگز امیدم از بین نرفت؛ و توسل به ائمه (علیهم السلام) و بی بی معصومه (ع) به من جان تازه داد.
,
_ اگر امکان دارد در این مورد بیشتر توضیح بدید.
, _ اگر امکان دارد در این مورد بیشتر توضیح بدید.,
من زیاد این را در محافل شخصی و عمومی مطرح نکردم و نمیکنم مگر اینکه کسی از قبل شنیده باشد و بپرسد؛ یک شب در عالم رویا به حرمحضرت معصومه (س) مشرف شدم و در آنجا دخیل بستم؛ ناگهان خود را مقابل حضرت دیدم و خواسته خود را مطرح کردم و بی بی عنایتی کرده و فرمودند شما شفا گرفتی و خوب میشوی، و فردای آن روزوقتی پزشکان به برای ادامه روند درمان به سراغم آمدند از شرایط عمومی خوبی که برایم پیش آمده بود تعجب کرده بودند.
,
_ از حال و روز فعلی خود برایمان بگویید.
, _ از حال و روز فعلی خود برایمان بگویید.,
من الان دهیار روستای اوره نطنز هستم و از زندگیم کاملا راضیم؛ الان دو فرزند پسر و دختر دارم که پسرم در مقطع کارشناسی و بدون سهمیه در دانشگاه معماری تهران قبول شد و دخترم هم در مقطع دوم دبیرستان از بهترین هاست.
,
_ همسرتان با وضع موجود شما مشکل پیدا نکرد؟
, _ همسرتان با وضع موجود شما مشکل پیدا نکرد؟,
من جا داره از همین جا از تمام زحماتی که وی در طول این سالیان برای من کشید و خم به ابرو نیاورد تقدیر و تشکر کنم و من بسیاری از موفقیت هایم در زندگی را مدیون فداکاری وی هستم؛ چراکه همیشه مانند یک رزمنده در کنار من با سختی هایم جنگید.
,
_ از مسئولان درخواست کمک یا چیز دیگری دارید؟
, _ از مسئولان درخواست کمک یا چیز دیگری دارید؟,
من هر کاری که برای انقلاب کردم جز وظیفه چیز دیگری نبود؛ من برای مسئولان به جبهه نرفتم بلکه به فرمان امام راحل به جبهه اعزام شدم تا از آرمان های انقلاب دفاع کنم؛ پس توقعی از هیچ کس ندارم و همین حقوقی که به من پرداخت می شود برایم کافیست.
,
_ پیشنهادتان به جوانان چیست؟
, _ پیشنهادتان به جوانان چیست؟,
اکثر این جوانان امروزی شرایط جنگ آن موقع را درک نکرده اند؛ من از مسئولان می خواهم که تمام اهداف و آرمان های دفاع مقدس را برای آن ها تشریح کنند تا آن ها بدانند رزمندگان اسلام برای چه به میدان نبرد میرفتند و آن حماسه های عظیم خلق می کردند؛ من یادم هست رزمندگان شب های عملیات گریه و التماس می کردند تا آن ها را خط مقدم بفرستند؛ اما عده ای معدود از جوانان امروزی ما حتی از اینکه در بهترین شرایط و بعضی مواقع در نزدیک ترین مکان می خواهند دوران خدمت مقدس سربازی را بگذرانند، ناراحتند.
,
_ سخن آخر را بفرمائید.
, _ سخن آخر را بفرمائید.,
من توقعم از مسئولان این است که همواره در راه و مسیر ولایت قدم بردارند؛ چرا که اگر در مسیر ایشان حرکت کرده و فرمانش را بر روی دیده گذاشته و اجرا کنیم بدون شک هیچگاه شکست نخواهیم خورد؛ اگرچه تمام دنیا به ما پشت کرده باشد.
,
_ از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم.
, از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم.,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه