هیئت علمی ارتباطات دانشگاه سوره:

روزنامه می خواندم، زمانی که قدم کوتاهتر از پیشخوان دکه ها بود

روزنامه می خواندم، زمانی که قدم کوتاهتر از پیشخوان دکه ها بود
در میان نام‎های سرشناس لرستانی که مایه مباهات جامعه رسانه‎ای کشور هستند، نام دکتر "امیدعلی مسعودی" از جایگاه ویژه‎ای برخوردار است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش منار، در میان نام‎های سرشناس لرستانی که مایه مباهات جامعه رسانه‎ای کشور هستند، نام دکتر "امیدعلی مسعودی" از جایگاه ویژه‎ای برخوردار است. چراکه در عرصه‎های مختلف ارتباطات، جامعه‎شناسی و روابط عمومی همواره جزء برترین‎ها بوده و به همین سبب است که خواندن عناوین موفقیت‎های وی خالی از لطف نیست گرچه در این مقال مجال پرداختن به آن نیست و بی‎شک با یک جستجوی ساده می‎توان به تعداد فراوانی از فعالیت‎های وی در عرصه‎های مذکور دسترسی پیدا کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منار,

و اما آنچه در ادامه می‎خوانید پرده‎ای دیگر از زندگی "امیدعلی مسعوی" در قالب مصاحبه با مدیرمسئول پایگاه خبری منار است، تا خواننده با خاطرات کودکی وی؛ از همان روزهای آغازین علاقه‎اش به خبر و خبرنگاری آشنا شود.

استاد از ورودتان به عرصه خبر بگوئید

** کارت خبرنگار افتخاری دوران کودکی‎ام را هنوز دارم

در حدفاصل سال‎های 43 تا 55 و از سنین کودکی خبرنگار بودم. مجله "بزنم بزنم" چاپ می‎شد. "پیام شادی" در قم منتشر می‎شد. کارت خبرنگار افتخاری این مجله را دارم. برایشان مطلب هم می‎فرستادم.

عمده آشنایی من با روزنامه‌های سراسری با دفتر نمایندگی کیهان بود. آن‎موقع با آقای "هوشنگ بیرانوند" ارتباط خوبی داشتیم. مطلب هم می‎دادم. البته کمتر مطلبی داشتم که چاپ شود.

در سال‎های قدیم یک دکه شمال شرقی سبزه‎میدان و دو کتاب‎فروشی حافظ در میدان آزادی -مجسمه سابق- و آقای محمدی در ضلع  جنوب غربی سبزه‎میدان بود.

** پولم نمی‎رسید روزنامه‎ها را بخرم، روی پیشخوان ورق می‎زدم

نوجوان بودم و قَدَم به اندازه پیشخوان نمی‎رسید. دکه‌دار یک ترکه هم دستش بود و می‎گفت: ورق و شرق نکن. یواش یواش با او دوست شدم و دیگر اجازه می‎داد نشریات را یک ورقی بزنم. چون پولم نمی‎رسید همه روزنامه‎ها را بخرم. هر روزنامه 4 ریال بود. هفته‎نامه‎ها هم از 5 تا 10 ریال بودند. مجله ادبی را از آقای محمدی می‎خریدیم که اوایل به ما نمی‎داد. می‎گفت: "بچه این مجله به چه درد تو می‎خورد. اصلا نمی‎فهمی از شعر نو و شعر قدیم چه نوشته."

** روزنامه‎هایی که دیروزنامه بودند

چون عده کمی از مردم مطالعه می‎کردند. روزنامه‎ها معمولا در آن زمان دیروزنامه بود. مثلا روزنامه اطلاعات بعداز ظهر چاپ می‎شد اما روز بعد منتشر می‎شد.

** یکشنبه‎ها برای خواندن "اطلاعات هفتگی" مهمان خانه عموم می‎شدم

بیشتر مردم هفته‎نامه و ماهنامه می‎خواندند. مثلا "اطلاعات هفتگی" تیراژ بالایی داشت. من خودم اطلاعات هفتگی را در خانواده عمویم می‎خواندم چون هر هفته می‎خریدند. مباحث خانوادگی داشت. شنبه چاپ می‎شد من یکشنبه از زن عمویم می‎گرفتم و می‎خواندم.

آن‎زمان فقط یک کتابخانه آنهم به همت امثال آقای جزایری داشتیم که عمومی بود.

وضعیت کتابخانه‎ها در آن‎زمان چگونه بود؟

یک کتابخانه هم در حوزه علمیه کمالیه با کتاب‎های مذهبی بود که برای سن و سال ما کاربرد کمی داشت. برخی هم کتابخانه‎های شخصی داشتند مثل دکتر عیدی و قاضی.

کلاس پنجم ابتدایی بودم آقای "جعفر سبحانی" در ماه مبارک رمضان می‎آمدند آنجا بعد از نماز عشاء تفسیر قرآن می‎گفتند.

در ایام شب‎های قدر یک مقاله در رابطه با شخصیت حضرت علی(ع) خواندم. چون جثه کوچکی داشتم یک صندلی زیر پایم گذاشتم. میکروفن‎های قدیم هم خاصیت آهن‎ربایی داشتند. موقع خواندن مقاله احساس می‎کردم میکروفون حنجره‎ام را به سمت خودش می‎کشد.

آقای محسنی همانجا دو جلد کتاب به من هدیه داد. هرجا هست یادش به خیر باشد.

از بچگی شاگردی آقای سبحانی را کردم و همانجا روی غلطک افتادم که چطور بنویسم و چطور بخوانم.

در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟

سال 56‎، 18، 19 ساله بودم. در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. مهرماه همان سال به تهران مهاجرت و پس از آن به خرم‎آباد رفت و آمد ‎کردم.

** بعد از دوماه از ادامه تحصیل منصرف شدم

زحمت کشیدم تا در دانشگاه تهران قبول شدم و خوابگاه گرفتم. بعد از دو ماه به خانواده گفتم نمی‎خواهم درس بخوانم. نوستالوژی عجیبی در خوابگاه امیرآباد دانشگاه تهران به من دست داد که از ادامه تحصیل منصرف شدم.

به خرم‎آباد برگشتم اما تمام دوستانم یا به سربازی رفته بودند یا اغلب دانشگاه بودند. تک و تنها مدتی در سبزه‎میدان و میدان شهدا قدم زدم. همین عامل باعث شد دوباره به دانشگاه برگردم.

پس از تعطیلی دانشگاه‎ها در دوره انقلاب فرهنگی چه کردید؟

پس از انقلاب که به‎علت انقلاب فرهنگی دانشگاه‎ها تعطیل شده بود، سعادت پیدا کردم به مدت دو سال در جهاد سازندگی خرم‎آباد و حومه و سپس در کسوت معلمی در بروجرد خدمت کنم.

**همزمان با آغاز جنگ تحمیلی همکاری من با کیهان شروع شد

بعد از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی بود که من در حوزه ادبیات فعال شدم. شعر دفاع مقدس می‎گفتم. خاطرات جبهه و جنگ را می‎نوشتم. از همان زمان همکاری من با کیهان شروع شد.

از فعالیت‎تان در روزنامه کیهان بگوئید

از سال 58-59 به‎صورت آماتور وارد این کار شدم تا سال 64 که دیگر دانشگاه‎ها باز شد. به تهران رفتم و به دفتر کیهان مراجعه کردم و در آنجا عضو تحریریه روزنامه کیهان شدم.

نظرتان در مورد کثرت رسانه‎ها در لرستان چیست؟

مقایسه تعداد روزنامه‎ها و هفته‎نامه‎های کنونی با آن زمان، مایه افتخار من است.

اما گام اول کیفیت، رسیدن به استاندارد است. خوشبختانه جمعیت تحصیلکرده استان در مقاطع دانشگاهی فراوان است.

در رابطه با تعداد نشریات در استان باید بگویم از نظر استاندارد، به ازای هر 10 نفر یک نشریه می‏بایست وجود داشته باشد. اما از این 10 نفر، یک نفر روزنامه را به دست فرد دیگری می‎دهد تا آنرا بخواند. اینجا دیگر بحث کیفیت است. یعنی نیاز خواننده باید مدنظر قرار بگیرد. آنچه که خواننده از ما می‎خواهد. ما در این رابطه کمی فاصله داریم.

** سال 89 پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات را به دکتر دهمرده دادم

سال 89 در دیدار با دکتر دهمره پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات مطرح شد. از طرف اداره کل ارشاد هماهنگ کردند و انچه از دستم بر می‎آمد برای تاسیس رشته ارتباطات در لرستان انجام دادم.

ابتدا باید در مقطع کاردانی اتفاقی بیفتد سپس کارشناسی تا زمانی که دانشجو به مقطع کارشناسی ارشد رسید، این فارغ التحصیلان به مقطع بالاتر راه پیدا کنند. در حوزه علمی-کاربردی کارها انجام شد.  

البته پیشنهاد من این است که دانشکده ارتباطات در دانشگاه لرستان ایجاد شود.

خوشبختانه لرستان ازجمله استان‎هایی‎ست که بر طبق آنچه تاریخ‎نویس شهیر لرستانی "سیدفرید قاسمی" نوشته است در مطبوعات سابقه دیرینه‎ای داشته‎ است. شاید سابقه ما به تبریز و کرمان و مشهد نرسد اما اگر نگاهی به تاریخ نخستین روزنامه‌ای که در لرستان چاپ شده بیندازیم می‎بینیم که از سابقه خوبی برخورداریم. در مقایسه با استان‎های پیشرفته لرستان جایگاه خوبی دارد.

نقش رسانه‎ها در توسعه استان را چگونه می‎بینید؟

**سرمایه‎گذارها فرشته‌های ما هستند

یکی از وظایف مطبوعات این است که فرهنگ اشتغال را توضیح دهند. اشتغال، مقیمِ جایی است که سرمایه باشد. چون ما در لرستان سرمایه نداریم باید سرمایه‎گذار را از خارج از استان و کشور دعوت کنیم. زیرا این سرمایه‎گذار بعدها به تولید می‎پردازد و به کارگر و کارمند نیاز دارد. اینها فرشته‎های ما هستند.

باید امنیت سرمایه‏گذار تامین شود. اما هنوز به کیفیت لازم نرسیده‎ایم.

**باید نشریات لرستان وارد حوزه تحقیق شوند

امروزه تعداد هفته‎نامه‎ها و روزنامه‎ها نشان می‎دهد که وضعیت خوب است اما برای کیفی‎کردن کار و رویکرد تحولی با شرایط جدید، خوشبختانه وارد دوران گوشی‎های هوشمند و فضای مجازی شده‎ایم. اینها کارکرد خبری مطبوعات را خیلی تحت‎الاشعاع قرار داده است.

رقبای ما قوی هستند. حالا باید نشریات وارد حوزه تحقیق شوند تا بتوانند با رسانه‎های اجتماعی رادیو و تلویزیون رقابت کنند.

فاطمه سپهوند

سرپرست روزنامه قدس در لرستان:

روزنامه‌نگاری حرفه نیست؛ یک رسالت سنگین است

 

عزت‌الله چنگایی در گفت‌وگو با منار:

کمک مدیران استانی به رسانه‌ها محترمانه نیست

 

مدیرمسئول خبرگزاری آرت‌نا در گفت‌وگو با منار:

مدیرانِ مسئول صاحب قِران هستند/مدیریت هنری در ایران جایگاه خود را ندارد

 

مدیرکل اطلاع‎رسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو بامنار؛

دچار بدلهجه گی در فرهنگ شده ایم/ اشکال عمده در حوزه فرهنگ، گرفتار شدن در چنبره سیاست است

 

در گفت‌وگوی خبرنگار منار با دکتر محمدزاده مطرح شد؛

ضرورت توجه به ظرفیت های فرهنگی لرستان

,

و اما آنچه در ادامه می‎خوانید پرده‎ای دیگر از زندگی "امیدعلی مسعوی" در قالب مصاحبه با مدیرمسئول پایگاه خبری منار است، تا خواننده با خاطرات کودکی وی؛ از همان روزهای آغازین علاقه‎اش به خبر و خبرنگاری آشنا شود.

,

استاد از ورودتان به عرصه خبر بگوئید

, استاد از ورودتان به عرصه خبر بگوئید,

** کارت خبرنگار افتخاری دوران کودکی‎ام را هنوز دارم

, ** کارت خبرنگار افتخاری دوران کودکی‎ام را هنوز دارم,

در حدفاصل سال‎های 43 تا 55 و از سنین کودکی خبرنگار بودم. مجله "بزنم بزنم" چاپ می‎شد. "پیام شادی" در قم منتشر می‎شد. کارت خبرنگار افتخاری این مجله را دارم. برایشان مطلب هم می‎فرستادم.

,

عمده آشنایی من با روزنامه‌های سراسری با دفتر نمایندگی کیهان بود. آن‎موقع با آقای "هوشنگ بیرانوند" ارتباط خوبی داشتیم. مطلب هم می‎دادم. البته کمتر مطلبی داشتم که چاپ شود.

,

در سال‎های قدیم یک دکه شمال شرقی سبزه‎میدان و دو کتاب‎فروشی حافظ در میدان آزادی -مجسمه سابق- و آقای محمدی در ضلع  جنوب غربی سبزه‎میدان بود.

,

** پولم نمی‎رسید روزنامه‎ها را بخرم، روی پیشخوان ورق می‎زدم

, ** پولم نمی‎رسید روزنامه‎ها را بخرم، روی پیشخوان ورق می‎زدم,

نوجوان بودم و قَدَم به اندازه پیشخوان نمی‎رسید. دکه‌دار یک ترکه هم دستش بود و می‎گفت: ورق و شرق نکن. یواش یواش با او دوست شدم و دیگر اجازه می‎داد نشریات را یک ورقی بزنم. چون پولم نمی‎رسید همه روزنامه‎ها را بخرم. هر روزنامه 4 ریال بود. هفته‎نامه‎ها هم از 5 تا 10 ریال بودند. مجله ادبی را از آقای محمدی می‎خریدیم که اوایل به ما نمی‎داد. می‎گفت: "بچه این مجله به چه درد تو می‎خورد. اصلا نمی‎فهمی از شعر نو و شعر قدیم چه نوشته."

,

** روزنامه‎هایی که دیروزنامه بودند

, ** روزنامه‎هایی که دیروزنامه بودند,

چون عده کمی از مردم مطالعه می‎کردند. روزنامه‎ها معمولا در آن زمان دیروزنامه بود. مثلا روزنامه اطلاعات بعداز ظهر چاپ می‎شد اما روز بعد منتشر می‎شد.

,

** یکشنبه‎ها برای خواندن "اطلاعات هفتگی" مهمان خانه عموم می‎شدم

, ** یکشنبه‎ها برای خواندن "اطلاعات هفتگی" مهمان خانه عموم می‎شدم,

بیشتر مردم هفته‎نامه و ماهنامه می‎خواندند. مثلا "اطلاعات هفتگی" تیراژ بالایی داشت. من خودم اطلاعات هفتگی را در خانواده عمویم می‎خواندم چون هر هفته می‎خریدند. مباحث خانوادگی داشت. شنبه چاپ می‎شد من یکشنبه از زن عمویم می‎گرفتم و می‎خواندم.

,

آن‎زمان فقط یک کتابخانه آنهم به همت امثال آقای جزایری داشتیم که عمومی بود.

,

وضعیت کتابخانه‎ها در آن‎زمان چگونه بود؟

, وضعیت کتابخانه‎ها در آن‎زمان چگونه بود؟,

یک کتابخانه هم در حوزه علمیه کمالیه با کتاب‎های مذهبی بود که برای سن و سال ما کاربرد کمی داشت. برخی هم کتابخانه‎های شخصی داشتند مثل دکتر عیدی و قاضی.

,

کلاس پنجم ابتدایی بودم آقای "جعفر سبحانی" در ماه مبارک رمضان می‎آمدند آنجا بعد از نماز عشاء تفسیر قرآن می‎گفتند.

,

در ایام شب‎های قدر یک مقاله در رابطه با شخصیت حضرت علی(ع) خواندم. چون جثه کوچکی داشتم یک صندلی زیر پایم گذاشتم. میکروفن‎های قدیم هم خاصیت آهن‎ربایی داشتند. موقع خواندن مقاله احساس می‎کردم میکروفون حنجره‎ام را به سمت خودش می‎کشد.

,

آقای محسنی همانجا دو جلد کتاب به من هدیه داد. هرجا هست یادش به خیر باشد.

,

از بچگی شاگردی آقای سبحانی را کردم و همانجا روی غلطک افتادم که چطور بنویسم و چطور بخوانم.

,

در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟

, در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟,

سال 56‎، 18، 19 ساله بودم. در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. مهرماه همان سال به تهران مهاجرت و پس از آن به خرم‎آباد رفت و آمد ‎کردم.

,

** بعد از دوماه از ادامه تحصیل منصرف شدم

, ** بعد از دوماه از ادامه تحصیل منصرف شدم,

زحمت کشیدم تا در دانشگاه تهران قبول شدم و خوابگاه گرفتم. بعد از دو ماه به خانواده گفتم نمی‎خواهم درس بخوانم. نوستالوژی عجیبی در خوابگاه امیرآباد دانشگاه تهران به من دست داد که از ادامه تحصیل منصرف شدم.

,

به خرم‎آباد برگشتم اما تمام دوستانم یا به سربازی رفته بودند یا اغلب دانشگاه بودند. تک و تنها مدتی در سبزه‎میدان و میدان شهدا قدم زدم. همین عامل باعث شد دوباره به دانشگاه برگردم.

,

پس از تعطیلی دانشگاه‎ها در دوره انقلاب فرهنگی چه کردید؟

,

پس از انقلاب که به‎علت انقلاب فرهنگی دانشگاه‎ها تعطیل شده بود، سعادت پیدا کردم به مدت دو سال در جهاد سازندگی خرم‎آباد و حومه و سپس در کسوت معلمی در بروجرد خدمت کنم.

,

**همزمان با آغاز جنگ تحمیلی همکاری من با کیهان شروع شد

, **همزمان با آغاز جنگ تحمیلی همکاری من با کیهان شروع شد,

بعد از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی بود که من در حوزه ادبیات فعال شدم. شعر دفاع مقدس می‎گفتم. خاطرات جبهه و جنگ را می‎نوشتم. از همان زمان همکاری من با کیهان شروع شد.

,

از فعالیت‎تان در روزنامه کیهان بگوئید

, از فعالیت‎تان در روزنامه کیهان بگوئید,

از سال 58-59 به‎صورت آماتور وارد این کار شدم تا سال 64 که دیگر دانشگاه‎ها باز شد. به تهران رفتم و به دفتر کیهان مراجعه کردم و در آنجا عضو تحریریه روزنامه کیهان شدم.

,

نظرتان در مورد کثرت رسانه‎ها در لرستان چیست؟

, نظرتان در مورد کثرت رسانه‎ها در لرستان چیست؟,

مقایسه تعداد روزنامه‎ها و هفته‎نامه‎های کنونی با آن زمان، مایه افتخار من است.

,

اما گام اول کیفیت، رسیدن به استاندارد است. خوشبختانه جمعیت تحصیلکرده استان در مقاطع دانشگاهی فراوان است.

,

در رابطه با تعداد نشریات در استان باید بگویم از نظر استاندارد، به ازای هر 10 نفر یک نشریه می‏بایست وجود داشته باشد. اما از این 10 نفر، یک نفر روزنامه را به دست فرد دیگری می‎دهد تا آنرا بخواند. اینجا دیگر بحث کیفیت است. یعنی نیاز خواننده باید مدنظر قرار بگیرد. آنچه که خواننده از ما می‎خواهد. ما در این رابطه کمی فاصله داریم.

,

** سال 89 پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات را به دکتر دهمرده دادم

, ** سال 89 پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات را به دکتر دهمرده دادم,

سال 89 در دیدار با دکتر دهمره پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات مطرح شد. از طرف اداره کل ارشاد هماهنگ کردند و انچه از دستم بر می‎آمد برای تاسیس رشته ارتباطات در لرستان انجام دادم.

,

ابتدا باید در مقطع کاردانی اتفاقی بیفتد سپس کارشناسی تا زمانی که دانشجو به مقطع کارشناسی ارشد رسید، این فارغ التحصیلان به مقطع بالاتر راه پیدا کنند. در حوزه علمی-کاربردی کارها انجام شد.  

,

البته پیشنهاد من این است که دانشکده ارتباطات در دانشگاه لرستان ایجاد شود.

,

خوشبختانه لرستان ازجمله استان‎هایی‎ست که بر طبق آنچه تاریخ‎نویس شهیر لرستانی "سیدفرید قاسمی" نوشته است در مطبوعات سابقه دیرینه‎ای داشته‎ است. شاید سابقه ما به تبریز و کرمان و مشهد نرسد اما اگر نگاهی به تاریخ نخستین روزنامه‌ای که در لرستان چاپ شده بیندازیم می‎بینیم که از سابقه خوبی برخورداریم. در مقایسه با استان‎های پیشرفته لرستان جایگاه خوبی دارد.

,

نقش رسانه‎ها در توسعه استان را چگونه می‎بینید؟

, نقش رسانه‎ها در توسعه استان را چگونه می‎بینید؟,

**سرمایه‎گذارها فرشته‌های ما هستند

, **سرمایه‎گذارها فرشته‌های ما هستند,

یکی از وظایف مطبوعات این است که فرهنگ اشتغال را توضیح دهند. اشتغال، مقیمِ جایی است که سرمایه باشد. چون ما در لرستان سرمایه نداریم باید سرمایه‎گذار را از خارج از استان و کشور دعوت کنیم. زیرا این سرمایه‎گذار بعدها به تولید می‎پردازد و به کارگر و کارمند نیاز دارد. اینها فرشته‎های ما هستند.

,

باید امنیت سرمایه‏گذار تامین شود. اما هنوز به کیفیت لازم نرسیده‎ایم.

,

**باید نشریات لرستان وارد حوزه تحقیق شوند

, **باید نشریات لرستان وارد حوزه تحقیق شوند,

امروزه تعداد هفته‎نامه‎ها و روزنامه‎ها نشان می‎دهد که وضعیت خوب است اما برای کیفی‎کردن کار و رویکرد تحولی با شرایط جدید، خوشبختانه وارد دوران گوشی‎های هوشمند و فضای مجازی شده‎ایم. اینها کارکرد خبری مطبوعات را خیلی تحت‎الاشعاع قرار داده است.

,

رقبای ما قوی هستند. حالا باید نشریات وارد حوزه تحقیق شوند تا بتوانند با رسانه‎های اجتماعی رادیو و تلویزیون رقابت کنند.

,

فاطمه سپهوند

, فاطمه سپهوند,

سرپرست روزنامه قدس در لرستان:

, سرپرست روزنامه قدس در لرستان:,

روزنامه‌نگاری حرفه نیست؛ یک رسالت سنگین است

, روزنامه‌نگاری حرفه نیست؛ یک رسالت سنگین است,

 

,

عزت‌الله چنگایی در گفت‌وگو با منار:

, عزت‌الله چنگایی در گفت‌وگو با منار:,

کمک مدیران استانی به رسانه‌ها محترمانه نیست

, کمک مدیران استانی به رسانه‌ها محترمانه نیست,

 

,

مدیرمسئول خبرگزاری آرت‌نا در گفت‌وگو با منار:

, مدیرمسئول خبرگزاری آرت‌نا در گفت‌وگو با منار:,

مدیرانِ مسئول صاحب قِران هستند/مدیریت هنری در ایران جایگاه خود را ندارد

, مدیرانِ مسئول صاحب قِران هستند/مدیریت هنری در ایران جایگاه خود را ندارد,

 

,

مدیرکل اطلاع‎رسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو بامنار؛

, مدیرکل اطلاع‎رسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو بامنار؛,

دچار بدلهجه گی در فرهنگ شده ایم/ اشکال عمده در حوزه فرهنگ، گرفتار شدن در چنبره سیاست است

, دچار بدلهجه گی در فرهنگ شده ایم/ اشکال عمده در حوزه فرهنگ، گرفتار شدن در چنبره سیاست است,

 

,

در گفت‌وگوی خبرنگار منار با دکتر محمدزاده مطرح شد؛

, در گفت‌وگوی خبرنگار منار با دکتر محمدزاده مطرح شد؛,

ضرورت توجه به ظرفیت های فرهنگی لرستان

, ضرورت توجه به ظرفیت های فرهنگی لرستان,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه