هیئت علمی ارتباطات دانشگاه سوره:
روزنامه می خواندم، زمانی که قدم کوتاهتر از پیشخوان دکه ها بود
در میان نامهای سرشناس لرستانی که مایه مباهات جامعه رسانهای کشور هستند، نام دکتر "امیدعلی مسعودی" از جایگاه ویژهای برخوردار است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش منار، در میان نامهای سرشناس لرستانی که مایه مباهات جامعه رسانهای کشور هستند، نام دکتر "امیدعلی مسعودی" از جایگاه ویژهای برخوردار است. چراکه در عرصههای مختلف ارتباطات، جامعهشناسی و روابط عمومی همواره جزء برترینها بوده و به همین سبب است که خواندن عناوین موفقیتهای وی خالی از لطف نیست گرچه در این مقال مجال پرداختن به آن نیست و بیشک با یک جستجوی ساده میتوان به تعداد فراوانی از فعالیتهای وی در عرصههای مذکور دسترسی پیدا کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منار,و اما آنچه در ادامه میخوانید پردهای دیگر از زندگی "امیدعلی مسعوی" در قالب مصاحبه با مدیرمسئول پایگاه خبری منار است، تا خواننده با خاطرات کودکی وی؛ از همان روزهای آغازین علاقهاش به خبر و خبرنگاری آشنا شود.
استاد از ورودتان به عرصه خبر بگوئید
** کارت خبرنگار افتخاری دوران کودکیام را هنوز دارم
در حدفاصل سالهای 43 تا 55 و از سنین کودکی خبرنگار بودم. مجله "بزنم بزنم" چاپ میشد. "پیام شادی" در قم منتشر میشد. کارت خبرنگار افتخاری این مجله را دارم. برایشان مطلب هم میفرستادم.
عمده آشنایی من با روزنامههای سراسری با دفتر نمایندگی کیهان بود. آنموقع با آقای "هوشنگ بیرانوند" ارتباط خوبی داشتیم. مطلب هم میدادم. البته کمتر مطلبی داشتم که چاپ شود.
در سالهای قدیم یک دکه شمال شرقی سبزهمیدان و دو کتابفروشی حافظ در میدان آزادی -مجسمه سابق- و آقای محمدی در ضلع جنوب غربی سبزهمیدان بود.
** پولم نمیرسید روزنامهها را بخرم، روی پیشخوان ورق میزدم
نوجوان بودم و قَدَم به اندازه پیشخوان نمیرسید. دکهدار یک ترکه هم دستش بود و میگفت: ورق و شرق نکن. یواش یواش با او دوست شدم و دیگر اجازه میداد نشریات را یک ورقی بزنم. چون پولم نمیرسید همه روزنامهها را بخرم. هر روزنامه 4 ریال بود. هفتهنامهها هم از 5 تا 10 ریال بودند. مجله ادبی را از آقای محمدی میخریدیم که اوایل به ما نمیداد. میگفت: "بچه این مجله به چه درد تو میخورد. اصلا نمیفهمی از شعر نو و شعر قدیم چه نوشته."
** روزنامههایی که دیروزنامه بودند
چون عده کمی از مردم مطالعه میکردند. روزنامهها معمولا در آن زمان دیروزنامه بود. مثلا روزنامه اطلاعات بعداز ظهر چاپ میشد اما روز بعد منتشر میشد.
** یکشنبهها برای خواندن "اطلاعات هفتگی" مهمان خانه عموم میشدم
بیشتر مردم هفتهنامه و ماهنامه میخواندند. مثلا "اطلاعات هفتگی" تیراژ بالایی داشت. من خودم اطلاعات هفتگی را در خانواده عمویم میخواندم چون هر هفته میخریدند. مباحث خانوادگی داشت. شنبه چاپ میشد من یکشنبه از زن عمویم میگرفتم و میخواندم.
آنزمان فقط یک کتابخانه آنهم به همت امثال آقای جزایری داشتیم که عمومی بود.
وضعیت کتابخانهها در آنزمان چگونه بود؟
یک کتابخانه هم در حوزه علمیه کمالیه با کتابهای مذهبی بود که برای سن و سال ما کاربرد کمی داشت. برخی هم کتابخانههای شخصی داشتند مثل دکتر عیدی و قاضی.
کلاس پنجم ابتدایی بودم آقای "جعفر سبحانی" در ماه مبارک رمضان میآمدند آنجا بعد از نماز عشاء تفسیر قرآن میگفتند.
در ایام شبهای قدر یک مقاله در رابطه با شخصیت حضرت علی(ع) خواندم. چون جثه کوچکی داشتم یک صندلی زیر پایم گذاشتم. میکروفنهای قدیم هم خاصیت آهنربایی داشتند. موقع خواندن مقاله احساس میکردم میکروفون حنجرهام را به سمت خودش میکشد.
آقای محسنی همانجا دو جلد کتاب به من هدیه داد. هرجا هست یادش به خیر باشد.
از بچگی شاگردی آقای سبحانی را کردم و همانجا روی غلطک افتادم که چطور بنویسم و چطور بخوانم.
در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟
سال 56، 18، 19 ساله بودم. در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. مهرماه همان سال به تهران مهاجرت و پس از آن به خرمآباد رفت و آمد کردم.
** بعد از دوماه از ادامه تحصیل منصرف شدم
زحمت کشیدم تا در دانشگاه تهران قبول شدم و خوابگاه گرفتم. بعد از دو ماه به خانواده گفتم نمیخواهم درس بخوانم. نوستالوژی عجیبی در خوابگاه امیرآباد دانشگاه تهران به من دست داد که از ادامه تحصیل منصرف شدم.
به خرمآباد برگشتم اما تمام دوستانم یا به سربازی رفته بودند یا اغلب دانشگاه بودند. تک و تنها مدتی در سبزهمیدان و میدان شهدا قدم زدم. همین عامل باعث شد دوباره به دانشگاه برگردم.
پس از تعطیلی دانشگاهها در دوره انقلاب فرهنگی چه کردید؟
پس از انقلاب که بهعلت انقلاب فرهنگی دانشگاهها تعطیل شده بود، سعادت پیدا کردم به مدت دو سال در جهاد سازندگی خرمآباد و حومه و سپس در کسوت معلمی در بروجرد خدمت کنم.
**همزمان با آغاز جنگ تحمیلی همکاری من با کیهان شروع شد
بعد از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی بود که من در حوزه ادبیات فعال شدم. شعر دفاع مقدس میگفتم. خاطرات جبهه و جنگ را مینوشتم. از همان زمان همکاری من با کیهان شروع شد.
از فعالیتتان در روزنامه کیهان بگوئید
از سال 58-59 بهصورت آماتور وارد این کار شدم تا سال 64 که دیگر دانشگاهها باز شد. به تهران رفتم و به دفتر کیهان مراجعه کردم و در آنجا عضو تحریریه روزنامه کیهان شدم.
نظرتان در مورد کثرت رسانهها در لرستان چیست؟
مقایسه تعداد روزنامهها و هفتهنامههای کنونی با آن زمان، مایه افتخار من است.
اما گام اول کیفیت، رسیدن به استاندارد است. خوشبختانه جمعیت تحصیلکرده استان در مقاطع دانشگاهی فراوان است.
در رابطه با تعداد نشریات در استان باید بگویم از نظر استاندارد، به ازای هر 10 نفر یک نشریه میبایست وجود داشته باشد. اما از این 10 نفر، یک نفر روزنامه را به دست فرد دیگری میدهد تا آنرا بخواند. اینجا دیگر بحث کیفیت است. یعنی نیاز خواننده باید مدنظر قرار بگیرد. آنچه که خواننده از ما میخواهد. ما در این رابطه کمی فاصله داریم.
** سال 89 پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات را به دکتر دهمرده دادم
سال 89 در دیدار با دکتر دهمره پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات مطرح شد. از طرف اداره کل ارشاد هماهنگ کردند و انچه از دستم بر میآمد برای تاسیس رشته ارتباطات در لرستان انجام دادم.
ابتدا باید در مقطع کاردانی اتفاقی بیفتد سپس کارشناسی تا زمانی که دانشجو به مقطع کارشناسی ارشد رسید، این فارغ التحصیلان به مقطع بالاتر راه پیدا کنند. در حوزه علمی-کاربردی کارها انجام شد.
البته پیشنهاد من این است که دانشکده ارتباطات در دانشگاه لرستان ایجاد شود.
خوشبختانه لرستان ازجمله استانهاییست که بر طبق آنچه تاریخنویس شهیر لرستانی "سیدفرید قاسمی" نوشته است در مطبوعات سابقه دیرینهای داشته است. شاید سابقه ما به تبریز و کرمان و مشهد نرسد اما اگر نگاهی به تاریخ نخستین روزنامهای که در لرستان چاپ شده بیندازیم میبینیم که از سابقه خوبی برخورداریم. در مقایسه با استانهای پیشرفته لرستان جایگاه خوبی دارد.
نقش رسانهها در توسعه استان را چگونه میبینید؟
**سرمایهگذارها فرشتههای ما هستند
یکی از وظایف مطبوعات این است که فرهنگ اشتغال را توضیح دهند. اشتغال، مقیمِ جایی است که سرمایه باشد. چون ما در لرستان سرمایه نداریم باید سرمایهگذار را از خارج از استان و کشور دعوت کنیم. زیرا این سرمایهگذار بعدها به تولید میپردازد و به کارگر و کارمند نیاز دارد. اینها فرشتههای ما هستند.
باید امنیت سرمایهگذار تامین شود. اما هنوز به کیفیت لازم نرسیدهایم.
**باید نشریات لرستان وارد حوزه تحقیق شوند
امروزه تعداد هفتهنامهها و روزنامهها نشان میدهد که وضعیت خوب است اما برای کیفیکردن کار و رویکرد تحولی با شرایط جدید، خوشبختانه وارد دوران گوشیهای هوشمند و فضای مجازی شدهایم. اینها کارکرد خبری مطبوعات را خیلی تحتالاشعاع قرار داده است.
رقبای ما قوی هستند. حالا باید نشریات وارد حوزه تحقیق شوند تا بتوانند با رسانههای اجتماعی رادیو و تلویزیون رقابت کنند.
فاطمه سپهوند
روزنامهنگاری حرفه نیست؛ یک رسالت سنگین است
عزتالله چنگایی در گفتوگو با منار:
کمک مدیران استانی به رسانهها محترمانه نیست
مدیرمسئول خبرگزاری آرتنا در گفتوگو با منار:
مدیرانِ مسئول صاحب قِران هستند/مدیریت هنری در ایران جایگاه خود را ندارد
مدیرکل اطلاعرسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو بامنار؛
دچار بدلهجه گی در فرهنگ شده ایم/ اشکال عمده در حوزه فرهنگ، گرفتار شدن در چنبره سیاست است
و اما آنچه در ادامه میخوانید پردهای دیگر از زندگی "امیدعلی مسعوی" در قالب مصاحبه با مدیرمسئول پایگاه خبری منار است، تا خواننده با خاطرات کودکی وی؛ از همان روزهای آغازین علاقهاش به خبر و خبرنگاری آشنا شود.
,استاد از ورودتان به عرصه خبر بگوئید
, استاد از ورودتان به عرصه خبر بگوئید,** کارت خبرنگار افتخاری دوران کودکیام را هنوز دارم
, ** کارت خبرنگار افتخاری دوران کودکیام را هنوز دارم,در حدفاصل سالهای 43 تا 55 و از سنین کودکی خبرنگار بودم. مجله "بزنم بزنم" چاپ میشد. "پیام شادی" در قم منتشر میشد. کارت خبرنگار افتخاری این مجله را دارم. برایشان مطلب هم میفرستادم.
,عمده آشنایی من با روزنامههای سراسری با دفتر نمایندگی کیهان بود. آنموقع با آقای "هوشنگ بیرانوند" ارتباط خوبی داشتیم. مطلب هم میدادم. البته کمتر مطلبی داشتم که چاپ شود.
,در سالهای قدیم یک دکه شمال شرقی سبزهمیدان و دو کتابفروشی حافظ در میدان آزادی -مجسمه سابق- و آقای محمدی در ضلع جنوب غربی سبزهمیدان بود.
,** پولم نمیرسید روزنامهها را بخرم، روی پیشخوان ورق میزدم
, ** پولم نمیرسید روزنامهها را بخرم، روی پیشخوان ورق میزدم,نوجوان بودم و قَدَم به اندازه پیشخوان نمیرسید. دکهدار یک ترکه هم دستش بود و میگفت: ورق و شرق نکن. یواش یواش با او دوست شدم و دیگر اجازه میداد نشریات را یک ورقی بزنم. چون پولم نمیرسید همه روزنامهها را بخرم. هر روزنامه 4 ریال بود. هفتهنامهها هم از 5 تا 10 ریال بودند. مجله ادبی را از آقای محمدی میخریدیم که اوایل به ما نمیداد. میگفت: "بچه این مجله به چه درد تو میخورد. اصلا نمیفهمی از شعر نو و شعر قدیم چه نوشته."
,** روزنامههایی که دیروزنامه بودند
, ** روزنامههایی که دیروزنامه بودند,چون عده کمی از مردم مطالعه میکردند. روزنامهها معمولا در آن زمان دیروزنامه بود. مثلا روزنامه اطلاعات بعداز ظهر چاپ میشد اما روز بعد منتشر میشد.
,** یکشنبهها برای خواندن "اطلاعات هفتگی" مهمان خانه عموم میشدم
, ** یکشنبهها برای خواندن "اطلاعات هفتگی" مهمان خانه عموم میشدم,بیشتر مردم هفتهنامه و ماهنامه میخواندند. مثلا "اطلاعات هفتگی" تیراژ بالایی داشت. من خودم اطلاعات هفتگی را در خانواده عمویم میخواندم چون هر هفته میخریدند. مباحث خانوادگی داشت. شنبه چاپ میشد من یکشنبه از زن عمویم میگرفتم و میخواندم.
,آنزمان فقط یک کتابخانه آنهم به همت امثال آقای جزایری داشتیم که عمومی بود.
,وضعیت کتابخانهها در آنزمان چگونه بود؟
, وضعیت کتابخانهها در آنزمان چگونه بود؟,یک کتابخانه هم در حوزه علمیه کمالیه با کتابهای مذهبی بود که برای سن و سال ما کاربرد کمی داشت. برخی هم کتابخانههای شخصی داشتند مثل دکتر عیدی و قاضی.
,کلاس پنجم ابتدایی بودم آقای "جعفر سبحانی" در ماه مبارک رمضان میآمدند آنجا بعد از نماز عشاء تفسیر قرآن میگفتند.
,در ایام شبهای قدر یک مقاله در رابطه با شخصیت حضرت علی(ع) خواندم. چون جثه کوچکی داشتم یک صندلی زیر پایم گذاشتم. میکروفنهای قدیم هم خاصیت آهنربایی داشتند. موقع خواندن مقاله احساس میکردم میکروفون حنجرهام را به سمت خودش میکشد.
,آقای محسنی همانجا دو جلد کتاب به من هدیه داد. هرجا هست یادش به خیر باشد.
,از بچگی شاگردی آقای سبحانی را کردم و همانجا روی غلطک افتادم که چطور بنویسم و چطور بخوانم.
,در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟
, در چه سالی وارد دانشگاه شدید؟,سال 56، 18، 19 ساله بودم. در دانشگاه تهران پذیرفته شدم. مهرماه همان سال به تهران مهاجرت و پس از آن به خرمآباد رفت و آمد کردم.
,** بعد از دوماه از ادامه تحصیل منصرف شدم
, ** بعد از دوماه از ادامه تحصیل منصرف شدم,زحمت کشیدم تا در دانشگاه تهران قبول شدم و خوابگاه گرفتم. بعد از دو ماه به خانواده گفتم نمیخواهم درس بخوانم. نوستالوژی عجیبی در خوابگاه امیرآباد دانشگاه تهران به من دست داد که از ادامه تحصیل منصرف شدم.
,به خرمآباد برگشتم اما تمام دوستانم یا به سربازی رفته بودند یا اغلب دانشگاه بودند. تک و تنها مدتی در سبزهمیدان و میدان شهدا قدم زدم. همین عامل باعث شد دوباره به دانشگاه برگردم.
,پس از تعطیلی دانشگاهها در دوره انقلاب فرهنگی چه کردید؟
,پس از انقلاب که بهعلت انقلاب فرهنگی دانشگاهها تعطیل شده بود، سعادت پیدا کردم به مدت دو سال در جهاد سازندگی خرمآباد و حومه و سپس در کسوت معلمی در بروجرد خدمت کنم.
,**همزمان با آغاز جنگ تحمیلی همکاری من با کیهان شروع شد
, **همزمان با آغاز جنگ تحمیلی همکاری من با کیهان شروع شد,بعد از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی بود که من در حوزه ادبیات فعال شدم. شعر دفاع مقدس میگفتم. خاطرات جبهه و جنگ را مینوشتم. از همان زمان همکاری من با کیهان شروع شد.
,از فعالیتتان در روزنامه کیهان بگوئید
, از فعالیتتان در روزنامه کیهان بگوئید,از سال 58-59 بهصورت آماتور وارد این کار شدم تا سال 64 که دیگر دانشگاهها باز شد. به تهران رفتم و به دفتر کیهان مراجعه کردم و در آنجا عضو تحریریه روزنامه کیهان شدم.
,نظرتان در مورد کثرت رسانهها در لرستان چیست؟
, نظرتان در مورد کثرت رسانهها در لرستان چیست؟,مقایسه تعداد روزنامهها و هفتهنامههای کنونی با آن زمان، مایه افتخار من است.
,اما گام اول کیفیت، رسیدن به استاندارد است. خوشبختانه جمعیت تحصیلکرده استان در مقاطع دانشگاهی فراوان است.
,در رابطه با تعداد نشریات در استان باید بگویم از نظر استاندارد، به ازای هر 10 نفر یک نشریه میبایست وجود داشته باشد. اما از این 10 نفر، یک نفر روزنامه را به دست فرد دیگری میدهد تا آنرا بخواند. اینجا دیگر بحث کیفیت است. یعنی نیاز خواننده باید مدنظر قرار بگیرد. آنچه که خواننده از ما میخواهد. ما در این رابطه کمی فاصله داریم.
,** سال 89 پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات را به دکتر دهمرده دادم
, ** سال 89 پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات را به دکتر دهمرده دادم,سال 89 در دیدار با دکتر دهمره پیشنهاد ایجاد دانشکده ارتباطات مطرح شد. از طرف اداره کل ارشاد هماهنگ کردند و انچه از دستم بر میآمد برای تاسیس رشته ارتباطات در لرستان انجام دادم.
,ابتدا باید در مقطع کاردانی اتفاقی بیفتد سپس کارشناسی تا زمانی که دانشجو به مقطع کارشناسی ارشد رسید، این فارغ التحصیلان به مقطع بالاتر راه پیدا کنند. در حوزه علمی-کاربردی کارها انجام شد.
,البته پیشنهاد من این است که دانشکده ارتباطات در دانشگاه لرستان ایجاد شود.
,خوشبختانه لرستان ازجمله استانهاییست که بر طبق آنچه تاریخنویس شهیر لرستانی "سیدفرید قاسمی" نوشته است در مطبوعات سابقه دیرینهای داشته است. شاید سابقه ما به تبریز و کرمان و مشهد نرسد اما اگر نگاهی به تاریخ نخستین روزنامهای که در لرستان چاپ شده بیندازیم میبینیم که از سابقه خوبی برخورداریم. در مقایسه با استانهای پیشرفته لرستان جایگاه خوبی دارد.
,نقش رسانهها در توسعه استان را چگونه میبینید؟
, نقش رسانهها در توسعه استان را چگونه میبینید؟,**سرمایهگذارها فرشتههای ما هستند
, **سرمایهگذارها فرشتههای ما هستند,یکی از وظایف مطبوعات این است که فرهنگ اشتغال را توضیح دهند. اشتغال، مقیمِ جایی است که سرمایه باشد. چون ما در لرستان سرمایه نداریم باید سرمایهگذار را از خارج از استان و کشور دعوت کنیم. زیرا این سرمایهگذار بعدها به تولید میپردازد و به کارگر و کارمند نیاز دارد. اینها فرشتههای ما هستند.
,باید امنیت سرمایهگذار تامین شود. اما هنوز به کیفیت لازم نرسیدهایم.
,**باید نشریات لرستان وارد حوزه تحقیق شوند
, **باید نشریات لرستان وارد حوزه تحقیق شوند,امروزه تعداد هفتهنامهها و روزنامهها نشان میدهد که وضعیت خوب است اما برای کیفیکردن کار و رویکرد تحولی با شرایط جدید، خوشبختانه وارد دوران گوشیهای هوشمند و فضای مجازی شدهایم. اینها کارکرد خبری مطبوعات را خیلی تحتالاشعاع قرار داده است.
,رقبای ما قوی هستند. حالا باید نشریات وارد حوزه تحقیق شوند تا بتوانند با رسانههای اجتماعی رادیو و تلویزیون رقابت کنند.
,فاطمه سپهوند
, فاطمه سپهوند, , سرپرست روزنامه قدس در لرستان:,روزنامهنگاری حرفه نیست؛ یک رسالت سنگین است
, روزنامهنگاری حرفه نیست؛ یک رسالت سنگین است,,
عزتالله چنگایی در گفتوگو با منار:
, عزتالله چنگایی در گفتوگو با منار:,کمک مدیران استانی به رسانهها محترمانه نیست
, کمک مدیران استانی به رسانهها محترمانه نیست,,
مدیرمسئول خبرگزاری آرتنا در گفتوگو با منار:
, مدیرمسئول خبرگزاری آرتنا در گفتوگو با منار:,مدیرانِ مسئول صاحب قِران هستند/مدیریت هنری در ایران جایگاه خود را ندارد
, مدیرانِ مسئول صاحب قِران هستند/مدیریت هنری در ایران جایگاه خود را ندارد,,
مدیرکل اطلاعرسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو بامنار؛
, مدیرکل اطلاعرسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو بامنار؛,دچار بدلهجه گی در فرهنگ شده ایم/ اشکال عمده در حوزه فرهنگ، گرفتار شدن در چنبره سیاست است
, دچار بدلهجه گی در فرهنگ شده ایم/ اشکال عمده در حوزه فرهنگ، گرفتار شدن در چنبره سیاست است,,
در گفتوگوی خبرنگار منار با دکتر محمدزاده مطرح شد؛
, در گفتوگوی خبرنگار منار با دکتر محمدزاده مطرح شد؛,ضرورت توجه به ظرفیت های فرهنگی لرستان
, ضرورت توجه به ظرفیت های فرهنگی لرستان,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه